روایت نوجوانی که امروز سالروز شهادتش است
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید یوسف رنجبری مرکید دهم خرداد ۱۳۳۸، در شهرستان تبریز به دنیا آمد. پدرش علی کارگر بود و مادرش معصومه نام داشت. قالیبافی میکرد. د. م اسفند ۱۳۵۷ در زادگاهش هنگام درگیری با نیروهای رژیم شاهنشاهی بر اثر اصابت گلوله به شکم شهید شد. پیکر او را در گلزار شهدای وادی رحمت همان شهرستان به خاک سپردند.

من، یوسف، فرزند این خاکم؛
فرزند محلهای ساده در تبریز، در عباسی، جایی که نان با رنج به دست میآمد و ایمان با اشک و دعا قد میکشید.
در دهم خرداد ۱۳۳۸ چشم به دنیا گشودم؛ در خانهای کوچک اما پر از نام خدا.
از هفتسالگی، دستهایم به دار قالی آشنا شد.
گره میزدم، رنگ عوض میکردم و لابهلای تار و پود فرش، رؤیای آزادی میبافتم.
شبها اما، دلم جای دیگری بود؛
در هیئت امام حسین(ع)، جایی که یاد گرفتم خون، گاهی از نخ هم سرختر و از جان هم عزیزتر است.
اگر روزی این نوشته به دست شما رسید، بدانید من راهی را رفتم که دلم انتخاب کرد.
در بیستودوم بهمن ۱۳۵۷، گلولهای از رژیم شاه، تنم را نشانه گرفت؛
اما باور کنید، ایمانم را نه.
در بستر بیمارستان امام خمینی، مادرم کنارم نشست.
چشمانش خسته بود، پر از اشک و دعا.
گفت: «پسرم، تو را با سختی بزرگ کردم، طاقت رنجت را ندارم…»
لبخند زدم؛
نه از بیدردی، که از یقین.
گفتم:
«مادرجان، قرار است شما هم به ۱۹۹ مادر شهید افزوده شوید تا ۲۰۰ مادر شهید کامل شود.
به این افتخار کنید…»
اگر امروز از من نشانی میخواهید،
در دار قالی پیدایم نکنید؛
در هیئتها، در خیابانهای بهمن،
و در دل مادرانی بجویید که فرزندانشان را برای خدا دادند.
من در دوم اسفند ۱۳۵۷، از همین بستر، به آسمان رفتم.
بدنم ماند،
اما راهم را به مردم سپردم.
امروز، سالروز شهادت من است؛
اگر نامم را خواندید،
یادی هم از ایمانهای کوچک اما صادق کنید؛
از نوجوانانی که تاریخ را با خون خود امضا کردند.
انتهای پیام/