زندگینامه و خاطرات شهدا

آخرین اخبار:
زندگینامه و خاطرات شهدا
زندگینامه‌ی شهید یوسف ناظری عنصرودی به مناسبت سالگرد شهادت

یوسف؛ پسری که زودتر از سنش مرد شد

در سالگرد شهادت نوجوانی که شعور را زودتر از قد کشیدن آموخته بود، از یوسف ناظری عنصرودی می‌نویسیم؛ دانش‌آموزی اهل کتاب و ایمان که در روز‌های پرالتهاب انقلاب، اعلامیه‌های امام را با خون خود امضا کرد و در ۲۵ بهمن ۱۳۵۷، نامش را در فهرست شهدای تبریز جاودانه ساخت.
خاطره‌ای از زبان برادر شهید در سالگرد شهادتش منتشر می‌شود؛

شبی که «یوسف» با الله‌اکبر‌ها پر کشید

این روایت، در سالروز شهادت یوسف، بازخوانیِ شبی است که یک کودک ده‌ساله، میان صدای تانک‌ها، رگبار گلوله‌ها و الله‌اکبر‌های مردم، برای همیشه با معنای شهادت روبه‌رو شد؛ شبی که برادرش رفت و دیگر بازنگشت.
در سالگرد شهادت شهید جلال محمدنژاد؛

روایت برادر از جمعه خونین تا شب میدان ثریا

در سالگرد شهادت شهید والامقام جلال محمدنژاد، این روایت از زبان برادر کوچک‌تر اوست؛ روایتی نزدیک و بی‌واسطه از روزهایی که انقلاب به خون نشسته بود و جلال، از میدان شهدا تا میدان ثریا، لحظه‌ای مردم را تنها نگذاشت.
خاطرات شهدا/

گفت رفتنش پیروزی است

آخرین دیدار خواهر با شهید رجب عیار رنگ وداع داشت؛ او از شهادت گفت، از پیروزی گفت و از آماده‌بودن برای رفتن. چند روز بعد، گویی سخنش به واقعیت پیوست؛ رجب رفت و جانش را پیشکشِ اسلام و وطن کرد.
زندگینامه شهید مجید قالیباف/ به مناسبت سالروز شهادت/

روایتی از ایمان، تلاش و ایثار

شهید مجید قالیباف گازران، جوانی متعهد از دیار تبریز، با حضور آگاهانه در صفوف دفاع از امنیت و تمامیت ارضی کشور، سرانجام در راه انجام وظیفه به فیض شهادت نائل آمد.

یادگاری از روز‌های خون و ایمان

ششم بهمن، سالروز شهادت برادرم است؛ جوانی انقلابی که در روز‌های پرشور و خونین سال ۱۳۵۷ در راه آرمان‌های انقلاب و بازگشت امام خمینی (ره) به میهن، به شهادت رسید. این خاطره را پس از سال‌ها، به یاد او و همه‌ی شهیدان آن روز‌های پرالتهاب، بازگو می‌کنم.

بابا، امروز حرف‌های زیادی با خدا دارم…

او پیش از رفتن، نمازش را در خانه خواند، مادر را بوسید و با لبخند از در بیرون رفت؛ بی‌آنکه کسی بداند آن حرف‌های ناگفته با خدا، آخرین گفت‌وگویش در این دنیاست.
روایت زندگی و شهادت شهید افسر شوق افکن

از تبریز تا سرپل‌ذهاب

پایگاه اطلاع رسانی نوید شاهد آذربایجان شرقی به مناسبت سالروز شهادت شهید «افسر شوق‌افکن»، زندگینامه این شهید بزرگوار را منتشر می‌کند.
خاطرات شهدا/

شهدا مروارید‌های گران‌بهایی بودند که در صدف‌های نایاب پرورش یافتند

«شهدا مروارید‌های گران‌بهایی بودند که در صدف‌های نایاب پرورش یافتند»؛ همسر شهید در این خاطره، از مردی می‌گوید که بیشتر عمرش را میان جبهه‌ها گذراند و با ایمان، تعهد و مهر پدرانه، خانواده‌ای را به یادگار گذاشت که امروز ادامه‌دهنده راه او هستند.
سالروز شهادت شهید محمدحسن خدایاری/

جوانی که از کلاس درس تا جبهه سوسنگرد رفت

امروز بیست‌وپنجم آذرماه، مصادف با سالروز شهادت شهید محمدحسن خدایاری، پاسدار کمیته و از رزمندگان اوایل دفاع مقدس است که سال ۱۳۵۹ در منطقه سوسنگرد به فیض شهادت نائل آمد.

از صف نماز جمعه تا صف جهاد؛ زندگی کوتاه و درخشان شهید مولاخواه

پایگاه اطلاع رسانی نویدشاهد آذربایجان‌شرقی، زندگینامه شهید اصغر مولاخواه بمناسبت سالروز شهادتش منتشر کرد.
خاطرات شهدا/

من فرزند اسلامم؛ هرگز نمی‌ترسم و خسته نمی‌شوم

برادر بزرگ‌تر شهید، از رزمندگان و جانبازان دوران دفاع مقدس، از روزهای دشوار فقر، دینداری و عشق برادرش به انقلاب می‌گوید؛ از نوجوانی که لبخند و ایمانش، تسلیم سختی‌ها نمی‌شد.
خاطرات مادر شهید/

محمد، اسیرِ آزاد در عزای امام

مادر شهید «محمد نامی» از آخرین دیدار با پسرش روایت می‌کند؛ از دلتنگی و دل‌شکستن، تا لحظه‌ای که او در اسارت، سیاهی عزای امامش را برگزید و همین رنگ، نشان شهادتش شد.
زندگینامه شهید علی عدالت‌جو گلی/

مادر با اشک، امیدش را به بازگشت او بست

شهید عدالت‌جو قبل از رفتن به مادرش گفته بود «دلم گواهی می‌دهد دیگر برنمی‌گردم» ولی مادر با اشک، امیدش را به بازگشت او بسته بود.
شهید حمید عابدی:

اگر هدف لقاءالله باشد، چه فضیلتی بالاتر از قربانی شدن در راه آن

شهید حمید عابدی روحیه‌ای آکنده از ایثار و ازخودگذشتگی داشت و می‌گفت: «اگر هدف لقاءالله باشد، چه فضیلتی بالاتر از قربانی شدن در راه آن؟» دنیا را ابزاری می‌دید برای روسفیدی در جهان دیگر و عزت نفس را بر هر دارایی ترجیح می‌داد.
پدر شهید رسول عبدل‌زاده:

یقین داشتم این جوان، آرزویی جز رفتن ندارد

پدر شهید رسول عبدل‌زاده از فرزندش می‌گوید: «فکر رفتن به جبهه ذهنش را پر کرده بود. هر شب تا دیروقت بیدار می‌ماند و اخبار جبهه را دنبال می‌کرد. چند شب قبل از اعزام، در مسجد با من نشست و گفت: «خواب دیدم به جبهه رفته‌ام و بالاخره شهید شدم!» لبخند زدم، اما یقین داشتم این جوان، آرزویی جز رفتن ندارد.»
طراحی و تولید: ایران سامانه