جنایت منافقین در کردستان/ پیکر شهدایی که در زیر برف مدفون شده بود

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «جمشید سلیمانی» یکم شهریور سال ۱۳۳۹ در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در هفتسالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه ادامه داد. همزمان با اوجگیری نهضت انقلاب اسلامی، به صف انقلابیون پیوست و حضوری فعال در فعالیتهای انقلابی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، از جمله افرادی بود که با روحیهای ایثارگرانه و پیشقدم، عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد و در کنار دیگر رزمندگان اسلام به دفاع از میهن پرداخت. وی سرانجام ۲۰ فروردین سال ۱۳۶۶ در جریان عملیات کربلای ۸ منطقه شلمچه به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای کازرون به خاک سپرده شد.
متن خاطره قسمت «۱۴»:
تاریخ علمیات ۱۳ تیرماه ۱۳۶۲. ساعت تقریباً ۳ بعدازظهر بود که آماده باش دادند و نیروها را به خط کردند. سپس سوار ماشینها شدیم و به سوی دهکدهای نامعلوم به راه افتادیم.
حدود ۲ تا ۳ ساعت در راه بودیم و در ساعت ۵ ، پشت یک تپه مستقر شدیم و در یک پناهگاه نشستیم تا هوا قدری تاریک شود. در این حال به ما جیره جنگی را دادند و برادر احمد حسینی فرمانده کل عملیات برایمان سخنرانی کرد و بعد مشغول دعا خواندن و سینهزنی گشتیم.
هوا کم کم تاریک میشد و خورشید در پشت کوههای سر به فلک کشیده کردستان مظلوم و شهر شهیدان گمنام فرو مینشست، شب فرا رسیده بود و سیاهی چادر خود را بر دشتها و کوهها کشیده بود.
به راه افتادیم و از یک قله بسیار بلند که به تپهی درمان نام داشت که مقر ارتش در آنجا بود بالا رفتیم. در یک قله در زمستان گذشته حدود ۱۵۰ نفر از عزیزانمان را کشته و سر بریده بودند.
دشمن ناچیزی در آن پایگاه مقاومت میکرد تا بعداً دوباره به دست رزمندگان جان بر کف اسلام فتح شد و توانستند شهدای عزیزمان را از زیر برفها بیرون بیاورند دشمن در این تپه تمام مهماتها و تجهیزات ما را برده بود و هیچ چیز به جای نه گذاشته بود.
قله بسیار بلند و عظیمی بود و راه صعبالعبور و بسیار سخت و مشکلی داشت به هر بدبختی و یا خوشبختی بود بالا رفتیم و آنجا مستقر شدیم و فوراً من آب پیدا کردم و وضو ساختیم و مشغول خواندن نماز شدم. بعد از نماز یک جای خوابی پیدا کردم و جای خود را درست کردم.
ادامه دارد...