پدرم رفتن به جبهه را وظیفه میدانست

به گزارش نوید شاهد همدان، زینب تندی فرزند شهید غریب اسارت محمد تندی از بوشهر در حاشیه کنگره ملی شهدای غریب اسارت، در گفتوگو با اتاق خبر کنگره اظهار داشت: بار اولی که پدرم به جبهه رفت هفت ساله بودم و تا قبل از شهادت هفت مرتبه دیگر از سوی بسیج به جبهه اعزام شد.
وی با بیان اینکه پدرم جبهه رفتن را وظیفه خود میدانست، بیان کرد: بار آخری که به جبهه رفت تا دم مینی بوس به دنبالش رفتم، تمنا و خواهش را در کلام و چشمانم ریختم و خواستم که از رفتن منصرف شود، ولی باز حرف همیشگی را تکرار کرد «وظیفهام است که بروم»!
تندی ادامه داد: وقتی که دیدم عزمش را به جهت رفتن جزم کرده یکی از عکس هایم را به او دادم تا به خیال کودکی خودم دلش تنگ شود و زودتر برگردد.
وی با چشمانی مالامال از اشک ادامه میدهد: پدرم عکس را برد ولی ۱۵ سال طول کشید تا برگشت، دوستانش که از اسارت برگشتند گفتند در آخرین لحظات عمرش نیز عکسم در میان دستانش بود.
فرزند شهید تندی درباره مادرش نیز گفت: مادرم با چشم انتظاری پدرم در سال ۸۰ فوت کرد و همیشه منتظر بازگشت یار و همدمش بود ولی پدر در سال ۸۲ بقایای پیکرش بازگشت.