آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۲۰۶۶
۱۲:۵۸

۱۴۰۴/۱۱/۲۷

روایتی از معلمی که درس آزادگی را با خون خود امضا کرد

همزمان با سالگرد شهادت معلم شهید محمدجعفر محمدجعفرزاده کوچه، مروری دوباره داریم بر زندگی مردی که از کلاس درس و محراب قرآن، به میدان ایستادگی و نهایتاً به قله شهادت رسید؛ معلمی که آموزش، دیانت و مبارزه را در عمل معنا کرد.


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید محمدجعفرمحمدجعفرزاده پنجم آبان ۱۳۱۷ در روستای دزخرقان، از توابع شهرستان آذرشهر، چشم به جهان گشود. پدرش بایرامعلی کارگر بود و مادرش فاطمه نام داشت. تحصیلات خود را تا پایان دوره متوسطه ادامه داد و موفق به اخذ دیپلم شد. سپس به شغل آموزگاری اشتغال یافت. در سال ۱۳۴۶ ازدواج کرد و حاصل این ازدواج سه پسر و یک دختر بود. وی در بیست‌ودوم بهمن ۱۳۵۷، هنگام شرکت در تظاهرات مردمی در شهرستان زادگاهش، بر اثر اصابت گلوله توسط عوامل رژیم شاهنشاهی به شهادت رسید. پیکر مطهرش در گلزار شهدای همان شهرستان به خاک سپرده شد.

روایتی از معلمی که درس آزادگی را با خون خود امضا کرد

محمدجعفردر خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود. پدر او، شیخ بارعلی، از مداحان خاندان عصمت و طهارت (ع) بود و به عشق پیامبر اسلام (ص) و ششمین پیشوای شیعیان، نام «محمدجعفر» را برای فرزندش برگزید. او که چهارمین فرزند خانواده بود، از کودکی در فضایی سرشار از تربیت دینی رشد یافت. پدرش از جمله افراد مسلط بر قرآن در عصر خود به شمار می‌رفت و در جلسات قرآنی محلی آذرشهر به آموزش قرآن و رفع اشکالات قرائت می‌پرداخت. محمدجعفر نیز از همان سال‌های کودکی، همراه پدر در این محافل حضور داشت و انس با قرآن، بخش جدانشدنی زندگی‌اش شد.

تحصیل در سایه سختی‌ها

شهید محمدجعفرزاده پیش از ورود به مدرسه، قرائت قرآن را نزد پدر فراگرفت. خانواده او به دلیل فقر مالی و درآمد اندک، روزگار دشواری را سپری می‌کردند. برای کمک به هزینه‌های تحصیل، او در ایام تعطیلات تابستانی در کارخانه بندگی کار می‌کرد.

در یکی از همین روزها، سقوط تیرآهن از سقف کارخانه حادثه‌ای تلخ رقم زد و او به زیر آوار ماند. پزشکان امید چندانی به زنده ماندنش نداشتند، اما با خواست خداوند از بستر بیماری برخاست. خودش این نجات را فرصتی دوباره برای فداکاری در راه دین می‌دانست.

با وجود علاقه فراوان به ادامه تحصیل، فشارهای اقتصادی خانواده باعث شد پس از اخذ مدرک چهارم ابتدایی، ناچار به ترک تحصیل شود. او مدتی وارد مشاغل دولتی نشد و حقوق دوران شاهنشاهی را حرام می‌دانست، اما سرانجام با اصرار اطرافیان و نیاز معیشتی، به‌عنوان مزد روزانه دولت مشغول کار شد.

ورود به عرصه تعلیم و تربیت

در سال ۱۳۳۹ با مدرک چهارم ابتدایی، به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و به مدت ۹ سال در روستاهای دورافتاده مشکین‌شهر و گرمی (مغان) به شغل شریف معلمی پرداخت.

در سال ۱۳۴۶ ازدواج کرد و حاصل این زندگی مشترک، دو فرزند بود. او پس از سال‌ها تدریس در روستاها، به زادگاه خود بازگشت و ضمن ادامه تدریس، موفق به اخذ دیپلم با نمره عالی شد.

به دلیل اعتقادات مذهبی و فعالیت‌های دینی، در آذرشهر تحت فشار قرار گرفت و از مدیریت وقت مدرسه اسلامی (علوی) کنار گذاشته شد. پس از آن، به اجبار در مدرسه شهید جعفرزاده (کوروش سابق) مشغول تدریس شد.

ایستادگی در برابر رژیم پهلوی

در سال ۱۳۵۶ و هم‌زمان با اوج‌گیری نهضت اسلامی، هنگام سفر نخست‌وزیر وقت به تبریز، دستورالعملی از سوی ادارات آذربایجان شرقی برای استقبال از وی صادر شد. شهید محمدجعفرزاده تنها معلمی بود که از شرکت در این برنامه خودداری کرد و مخالفت رسمی خود را به اداره فرهنگ آذرشهر اعلام داشت.

با تشدید اعتراضات مردمی، او به‌صورت فعال در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد و از سازمان‌دهندگان اصلی تظاهرات در آذرشهر بود. این اعتراضات عمدتاً از مسجدها آغاز می‌شد و به حرکت‌های گسترده مردمی می‌انجامید.

شهادت در مسیر آزادی

سرانجام در روز بیست‌ودوم بهمن ۱۳۵۷، هم‌زمان با پیروزی انقلاب اسلامی، در حالی که مشغول انتقال مجروحان و رسیدگی به اوضاع بود، توسط مأموران رژیم شاهنشاهی هدف گلوله قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

شهید محمدجعفر محمدجعفرزاده کوچه، پس از عمری تعلیم، دیانت و مبارزه، پیکر پاک خود را فدای آزادی و عزت این سرزمین کرد و از او یادگاری ماندگار، هم در کلاس درس و هم در تاریخ انقلاب اسلامی بر جای ماند.

انتهای پیام/


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه