شهیدی که در اوج مظلومیت به شهادت رسید

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، شهید غریب در اسارت «خلیل فاتح آغبلاغ»، متولد شهر تبریز بود. این شهید بزرگوار پس از شش ماه اسارت در زندانهای رژیم بعث عراق، در تاریخ سیویکم تیرماه سال ۱۳۶۷ در اردوگاه ۱۵، آسایشگاه ۱۱، بر اثر بیماری اسهال خونی ناشی از شرایط نامناسب و غیربهداشتی به شهادت رسید. از شهدایی بود که در غربت و اسارت جان باخت و خود را فدای آرمانهای انقلاب اسلامی و وطن کرد.
علی اکبر شجاعی هم رزم شهید توضیح میدهد: «بنده، علیاکبر شجاعی، در اردوگاه ۱۵، آسایشگاه ۱۱ رژیم بعث عراق، همبند شهید بزرگواری بودم به نام خلیل فاتحآغبلاغ. از جزئیات زندگیشان پیش از اسارت خبر چندانی ندارم، اما در آن شرایط سخت، مردی آرام، شکیبا و بسیار باایمان بود. او متولد شهر تبریز بود و با وجود جوانی، قامتی از استقامت و آرامشی مثالزدنی داشت. در آن فضای پر از رنج، چهرهاش همیشه ملایم و روحیهاش مانند کوهی استوار بود. حتی در سختترین لحظات، با ایمان راسخش به دیگران هم دلگرمی میداد. شرایط اسارت در آسایشگاه ۱۱ به طرزی غیرانسانی سخت بود؛ از کمترین امکانات بهداشتی خبری نبود، هوای اتاقها سنگین و غذای ما اغلب ناکافی و نامناسب بود. در چنین محیطی، شهید خلیل همانند بسیاری از ما، روزهایش را با امید و صبر سپری میکرد و یادش برای من، نماد مقاومتی فراموشنشدنی است.»
شجاعی ادامه میدهد: «در شرایط اردوگاه ۱۵، به ویژه در آسایشگاه ۱۱، به واقع فاجعهبار بود. فضایی کثیف، بدون کمترین امکانات بهداشتی، و غذای ناکافی و نامناسب. این وضعیت باعث شده بود بیماری مهلک اسهال خونی در بین اسرا به سرعت شیوع پیدا کند، طوری که به جرأت میتوان گفت حدود نود درصد همرزمان ما در معرض این بیماری قرار میگرفتند.
متأسفانه بیماری از شهید خلیل فاتحآغبلاغ هم دریغ نکرد. پس از گذشت شش ماه از اسارت، حال او به تدریج رو به وخامت گذاشت. او هر روز ضعیف و ضعیفتر میشد، اما همچنان با همان صبر و سکوت خاص خودش درد را تحمل میکرد. در آنجا خبری از دارو، درمان و حتی یک پزشک نبود؛ و این شاید یکی از سختترین آزمایشهای آن دوران بود؛ دیدن رنج همرزم و ناتوانی در کمک.
سرانجام، در آن شرایط غیرانسانی و پس از تحملی طولانی، در سیویکم تیرماه سال ۱۳۶۷، روح مطهرش از تن رنجورش جدا شد و به ملکوت اعلی پرواز کرد. شهادت او، تنها یک ثبت تاریخ نیست؛ بلکه گواهی زنده بر جنایتهای رژیم بعث و نمادی از مقاومت و پایمردی شهیدانی است که در سکوت و غربت اسارت، جان خود را نثار کردند. یاد و خاطره آن صبر و استقامت، برای ما که شاهد بودیم، تا همیشه زنده خواهد ماند.»
گفتوگو از سعیده نجاتی
تنظیم از آرش سلیمیفر