صبح آمد
کتاب «اکیپ حاج هادی» کتابی سراسر خاطره است؛ خاطراتی از دوران هشت سال دفاع مقدس، از مردمی که به صورت رسمی و آییننامهای درگیر جنگ نبودند، بلکه دلهایشان آنها را به سمت دفاع از اعتقادات و میهن سوق داد. در ادامه میخوانید: «اکیپ حاج هادی مورد علاقه همه بچههای جنگ بود. از نوجوان بسیجی بگیر تا بالاترین فرمانده نظامی که در جبهه حضور داشت. بالاخره هر کدامشان حداقل برای یک بار هم که شده، نمک حاجهادی را چشیده بود. حاجهادی که به جبهه میآمد، تو گویی صبح آمده است.»

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، کتاب «اکیپ حاج هادی» کتابی سراسر خاطره است؛ خاطراتی از دوران هشت سال دفاع مقدس، از مردمی که به صورت رسمی و آییننامهای درگیر جنگ نبودند، بلکه دلهایشان آنها را به سمت دفاع از اعتقادات و میهن سوق داد. شاید کمتر اسلحه به دست گرفته باشند، اسحله آنها تلاشهایی بوده است که برای بهتر شدن شرایط رزمندگان در جبههها انجام دادند. در ادامه برشی از این کتاب را می خوانید.
این روایت از حسین تاجیک:
اکیپ حاج هادی مورد علاقه همه بچههای جنگ بود. از نوجوان بسیجی بگیر تا بالاترین فرمانده نظامی که در جبهه حضور داشت. بالاخره هر کدامشان حداقل برای یک بار هم که شده، نمک حاجهادی را چشیده بود.
حاجهادی که به جبهه میآمد، تو گویی صبح آمده است.
هرکس اسم او را میشنید، شاد میشد.
نام او روحیهبخش بود، چه رسد به خودش و اکیپش و دشمن چقدر از این نام و از این نامها وحشت داشت.
انتهای پیام/