محبوب دل جنگزدهها
کتاب «اکیپ حاج هادی» کتابی سراسر خاطره است؛ خاطراتی از دوران هشت سال دفاع مقدس، از مردمی که به صورت رسمی و آییننامهای درگیر جنگ نبودند، بلکه دلهایشان آنها را به سمت دفاع از اعتقادات و میهن سوق داد. در ادامه میخوانید: «خبر شهادت محسن ولولهای به پا کرد تو شهر پیشوا که نگو. هر کس این خبر را شنیده بود، آمده بود. چه روستاییانی که همواره کمکهای خودشان را به او می.سپردند، چه اهالی پیشوا و دوست و آشنا و چه آوارگان جنگی که محسن را از صمیم قلب دوست میداشتند.»

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، کتاب «اکیپ حاج هادی» کتابی سراسر خاطره است؛ خاطراتی از دوران هشت سال دفاع مقدس، از مردمی که به صورت رسمی و آییننامهای درگیر جنگ نبودند، بلکه دلهایشان آنها را به سمت دفاع از اعتقادات و میهن سوق داد. شاید کمتر اسلحه به دست گرفته باشند، اسحله آنها تلاشهایی بوده است که برای بهتر شدن شرایط رزمندگان در جبههها انجام دادند. در ادامه برشی از این کتاب را می خوانید.
این روایت از منصوره جنیدی:
خبر شهادت محسن ولولهای به پا کرد تو شهر پیشوا که نگو. هر کس این خبر را شنیده بود، آمده بود. چه روستاییانی که همواره کمکهای خودشان را به او می.سپردند، چه اهالی پیشوا و دوست و آشنا و چه آوارگان جنگی که محسن را از صمیم قلب دوست میداشتند.
جنگزدهها به همان شیوه خودشان عزاداری میکردند، زنهایشان دور هم جمع شده و با ریتم خاصی بهسر و سینه میزدند و یک جور با سوز و گداز موبه میکردند، که دلسنگ را میشکست.
مردم پیشوا که برای اولین بار چنین صحنه عزاداری را میدیدند، حسابی منقلب شده بودند.
انتهای پیام/