آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۰۹۷۰۴
۰۹:۵۴

۱۴۰۴/۱۰/۳۰
زندگی نامه شهید «علیرضا بلباسی»

نماز اول وقتش هیچ گاه فراموش نمی شد

شهید «علیرضا بلباسی» در سال ۱۳۵۸ به‌واسطه خواهرش باخانم مریم صادقی آشنا شد و زمینه ازدواج فراهم آمد. آنها در یک مراسم بسیار ساده زندگی مشترک خود را آغاز کردند. همسرش درباره ویژگی‌های اخلاقی او می‌گوید: نماز اول وقت علیرضا هیچ‌گاه فراموش نمی‌شد. در زندگی مشترک اگر از من اشتباهی می‌دید با من صحبت می‌کرد و با نصیحت درصدد اصلاح اشتباه من برمی‌آمد.


به گزارش نوید شاهد مازندران، علیرضا بلباسی فرزند رسول بلباسی در سال ۱۳۳۲ در روستای آسور از روستا‌های استان مازندران به دنیا آمد. دوره ابتدایی را در شهرستان فریدون‌کنار گذراند و آن را با موفقیت پشت سر گذاشت. در همین ایام پدرش از دنیا رفت و او مجبور شد برای امرارمعاش خانواده عازم تهران شود و درنتیجه برای مدتی ترک تحصیل کرد. او که ششمین فرزند خانواده بود در بازار تهران مشغول به کار شد و پس از مدتی در مدرسه شبانه‌روزی به تحصیل ادامه داد و دیپلم متوسطه را اخذ کرد.

نماز اول وقتش هیچ گاه فراموش نمی شد

پس از پایان تحصیل به سربازی رفت و در ۱۵ مهر ۱۳۵۳ با اتمام دوره سربازی در آزمونی که در آموزش‌وپرورش قائم‌شهر برگزار شد، شرکت کرد. با کسب موفقیت در این آزمون به مدت دو سال در آموزش‌وپرورش مشغول تدریس شد. علیرضا به علوم و فنون هوایی علاقه بسیار داشت. به همین سبب پس از گذراندن دوره آموزشی مکانیک در باشگاه هواپیمایی ملی با عنوان تکنسین پرواز در تاریخ ۳ آبان ۱۳۵۴ جذب هواپیمایی ملی ایران (هما) شد. او در حین خدمت به آموزش زبان انگلیسی پرداخت و در طول پنج سال خدمت در هواپیمای ملی ایران موفق به اخذ درجه مکانیک هواپیما شد.

در سال ۱۳۵۷ با آغاز امواج انقلاب اسلامی، علیرضا بلباسی در پخش نوار و اعلامیه‌های حضرت امام خمینی (ره) فعالیت گسترده‌ای داشت. در حادثه جمعه سیاه تهران در میدان ژاله که بعداً به میدان شهدا تغییر نام داد، حضور داشت و از اعتصابیون هواپیمایی ملی بود که به‌فرمان امام (ره) دست به اعتصاب زده بودند.

در سال ۱۳۵۸ به‌واسطه خواهرش باخانم مریم صادقی آشنا شد و زمینه ازدواج فراهم آمد. آنها در یک مراسم بسیار ساده زندگی مشترک خود را آغاز کردند. همسرش درباره ویژگی‌های اخلاقی او می‌گوید: نماز اول وقت علیرضا هیچ‌گاه فراموش نمی‌شد. در زندگی مشترک اگر از من اشتباهی می‌دید با من صحبت می‌کرد و با نصیحت درصدد اصلاح اشتباه من برمی‌آمد.

پس از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از محل خدمت خود هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران به مدت دو سال مرخصی بدون حقوق گرفت و به قم رفت. به فراگیری فنون نظامی و دوره فرماندهی پرداخت و سپس در سپاه پاسداران قائم‌شهر مشغول به کار شد. در سال ۱۳۵۹ به‌عنوان فرمانده عملیات سپاه شهرستان نور منصوب شد. دو ماه بعد، پس از ایجاد پایگاه مقاومت سپاه در نور و جذب نیرو‌های رزمنده به قائم‌شهر بازگشت و در واحد عملیات سپاه قائم‌شهر مشغول به کار شد.

با آغاز جنگ تحمیلی علیرضا از سوی سپاه پاسداران قائم‌شهر به جبهه اعزام و فرمانده عملیات تیپ کربلا را بر عهده گرفت. مدتی بعد از جبهه برگشت و مسئولیت آموزش عقیدتی واحد بسیج قائم‌شهر را از ۸ مهر ۱۳۶۰ تا ۱۹ بهمن ۱۳۶۲ بر عهده گرفت. در همین زمان در مقاطع مختلف در جبهه حضور یافت. در عملیات رمضان در ۲۳ تیر ۱۳۶۱ از ناحیه دست چپ، کتف و سینه مجروح شد. با اعلام بسیج سراسری طرح لبیک یا خمینی، علیرضا بلباسی پس از اعزام به جبهه در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۶۲ معاون فرمانده گردان مالک اشتر از لشکر ۲۵ ویژه کربلا شد.

فرماندهی گردان مالک اشتر بر عهده سردار بابایی بود و وظایف عملیاتی و هدایت نیرو‌ها را بر عهده داشت و بلباسی در تماسی فشرده با نیرو‌های گردان بود. او با سخنرانی‌های مهیج و تحلیل شرایط سیاسی و اجتماعی کشور، اطلاعات ارزشمندی را در اختیار رزمندگان می‌گذاشت. نگارنده که خود از نیرو‌های گردان مالک اشتر بود تلاش‌ها و دانش گسترده وی در موضوعات مختلف بخصوص احادیث و آیات قرآن بود. فرمانده گردان سردار بابایی در جریان عملیات والفجر ۶ در منطقه چیلات دره‌مان دقایق اولیه عملیات در کنار جاده آسفالته روبروی پاسگاه در مقابل شهر علی غربی عراق براثر اصابت ترکش و موج زخمی شد و فرماندهی گردان عملاً به عهده بلباسی گذاشته شد. درون کانالی نسبتاً بزرگ به همراه شهید بلباسی جمع بودیم که ناگهان صدای سوت خمپاره ما را به خود آورد. خمپاره ۱۲۰ میلی‌متری درست وسط ما در لای شن‌های رسی فرود آمد، ولی منفجر نشد. بلباسی فوراً دستور داد که نیرو‌ها پخش شوند.

بعد از عملیات، حسرت و ناراحتی شهدا و مجروحان برجای‌مانده را می‌خورد. یکی از کار‌های جالب‌توجه وی در گردان مالک اشتر نماز غفیله جمعی بود. چون نمی‌شد نماز مستحبی را به جماعت بجا آورد او با قرائت سوره‌ها پشت بلندگو نماز غفیله را به‌صورت جمعی برگزار می‌کرد. مهم‌تر از همه روحیه تعبد و بندگی و نماز شبهی طولانی وی مثال‌زدنی بود. علیرضا هرگاه به پشت جبهه بازمی‌گشت به دیدار خانواده‌های شهدا می‌رفت. روزی وقتی از مرخصی به جبهه بازگشت هم‌رزمان خود را جمع کرد و گفت:

این بار که به مرخصی رفتم، ابتدا به دیدار خانواده شهید نورعلی یونسی جانشین فرمانده گردان امام محمدباقر (ع) رفتم که سه دختر از او به یادگار مانده است. وقتی بچه‌های یونسی را دیدم از دنیا سیر شدم و نمی‌خواستم چشمان نگران یتیمان شهید یونسی در چشمان من گره بخورد.

سرانجام علیرضا بلباسی در عملیات کربلای ۸ در شلمچه در ۲۱ اسفند ۱۳۶۵ براثر اصابت ترکش خمپاره دشمن به شهادت رسید. یونس محسن‌پور درباره نحوه شهادتش می‌گوید:

در منطقه عمومی شلمچه در نوک شمشیری جاده‌ای وجود داشت که نیرو‌ها در آن عملیات کرده بودند. این منطقه به شکل ماری بود که هر کس بر آن مسلط بود بر کل منطقه تسلط داشت. فشار دشمن بر این منطقه بسیار زیاد بود و لازم بود جلوی دشمن در عبور از این منطقه گرفته شود. نیرو‌های گردان امام محمدباقر (ع) به فرماندهی بلباسی و جانشین (شهید) موسی محسنی سه بار وارد عملیات شدند و از کل گردان به‌جز ده تا پانزده نفر کسی باقی نمانده بود و بقیه مجروح یا شهید شده بودند.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه