آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۰۹۶۴۲
۱۴:۳۴

۱۴۰۴/۱۰/۲۹

خاطره/ آن شب عید خاطره انگیز

خواهر شهید محسن عیدک زاده روایت می‌کند: «به خوبی در خاطر دارم محسن شب عید بود به مادر گفت: «امشب نگهبانی دارم»، از خانه بیرون می‌زدند و مستقیم سر مزار احمد شریف که از رفقای محسن است که در عملیات رمضان آسمانی شده و پیکر اربا اربا شده اش به دزفول برنگشته است می‌رود.»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید محسن عیدک زاده در نهم خرداد ماه سال ۱۳۴۸ در دزفول دیده به جهان گشود. پدرش کریم نام داشت. به عنوان بسیجی در جبهه حضور پیدا کرد و سرانجام در چهارم دی ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۴ جاویدالاثر شد و پیکر پاک و مطهرش ۱۲ سال بعد در یازدهم اردیبهشت ۱۳۷۷ به شهر و دیارش برگشت و در گلزار شهدای بهشت علی دزفول در کنار همرزمان شهیدش به خاک سپرده شد.

خاطره/ آن شب عید خاطره انگیز

متن خاطره:

به خوبی در خاطر دارم محسن شب عید بود به مادر می‌گوید: «امشب نگهبانی دارم»

 از خانه بیرون می‌زدند و مستقیم سر مزار احمد شریف که از رفقای محسن است که در عملیات رمضان آسمانی شده و پیکر اربا اربا شده اش به دزفول برنگشته است می‌رود.

همان شب خانواده شهید «غلامرضا دگله» برای اینکه شب سال تحویل را کنار مزار شاخ شمشاد شهیدشان بگذرانند می‌روند بهشت علی که چشمشان می‌افتد به فردی که سر مزار شهید احمد خوابیده است. 

خانواده شهید دگله قدری مضطرب شده و هراس می‌افتد توی دلشان که چه اتفاقی روی مزار احمد افتاده است.

با دلهره قدری جلوتر رفته و متوجه می‌شوند که محسن روی مزار احمد خوابش گرفته است.

محسن بیدار می‌شود و ملتمسانه از آنان می‌خواهد تا به مادرش حرفی نزنند و می‌گوید: «به مادرم گفته‌ام می‌روم نگهبانی!»

محسن هیچ وقت و به هیچ کس راز آن شب را نگفت، اما بعد‌ها شهادت محسن این راز را برملا کرد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه