آرزوی همنشینی پدر با مولای متقیان
«شهید غلامعلی میرحاج» بیست و چهارم تیرماه ۱۳۲۷ در شهرستان سمنان دیده به جهان گشود. کارگر شرکت برق بود. سال ۱۳۵۳ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و دو دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. نوزدهم اردیبهشت ۱۳۶۱ در شلمچه بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار وی در امامزاده یحیای زادگاهش واقع است. نوید شاهد سمنان به مناسبت روز پدر، گفتوگویی با «محترم میرحاج» فرزند این شهید انجام داده است که تقدیم حضور علاقهمندان میشود.

فعال فرهنگی
من شاغل در اداره آموزش و پرورش و فرهنگی هستم. از سال ۱۳۸۳ تا سال ۱۴۰۲ در موسسه جامعهالقرآن کریم واحد خواهران سمنان هم به فعالیتهای قرآنی مشغول بودم. هماکنون مدت هفت سال است که در جبهه فرهنگی انقلاب به عنوان نماینده کارگروه قرآن در زمینه جلسات خانگی قرآن کریم مشغول به فعالیت هستم.
یادآوریهای پدرانه
پدرم در سال ۱۳۵۳ با مادرم ازدواج کرد و حاصل این ازدواج سه فرزند است و بنده فرزند اول خانواده هستم که در زمان شهادت پدرم هفت ساله بودم. پدرم در عملیات الیبیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر در هجدهم اردیبهشت ۱۳۶۱ به درجه رفیع شهادت نایل آمد. ایشان بسیار خوش اخلاق بود. هر روز به مادرش سر میزد و حالشان را جویا میشد. بسیار شجاع و مطیع امر ولی فقیه بود. هروقت که از سر کار میآمد، بسیار به پوشش من حساس بود. با توجه به اینکه من تنها هفت سالم بود، از من میخواستند که با لباس مناسب جلوی درب خانه حاضر شوم. ایشان موتور داشت و هنگامی که از محل کار به منزل میآمد، اگر در حین کودکی حواسم نبود و بدون روسری جلوی درب خانه بودم با شنیدن صدای موتور پدرم، سریع به خانه میآمدم که مبادا از دستم ناراحت شود، چون مرتباً توصیه میکرد که اگر میخواهی بابا دوستت داشته باشد، باید حرف بابا را گوش کنی.
شهدا همچون آیههای قرآن
پدرم به مسئله حجاب، پوشش، حیا و پاکدامنی بسیار توصیه میکرد. از خواهران و برادران گرامی که این متن را مطالعه میکنند، میخواهم که پیرو راه امام و شهدا باشند و حجاب را که نشانه حیا و عفت است، رعایت کنند. امیدوارم که شهدا به جامعه و مردم آن خصوصاً کسانی که به توصیههایشان عمل میکنند، عنایت ویژه داشته باشند، چون شهدا بابالحوائج هستند و شهدا مثال آیههای قرآنند. خودشان میگویند دستانمان باز است شما از ما بخواهید ما حوائج شما را برآورده خواهیم کرد.
دعای قنوت مادر
حقیقتاً مادرم خیلی زیبا جای خالی پدرم را پر کرد و اصلاً نگذاشت که ما متوجه بسیاری از مسائل و جای خالی پدر شویم، اما هماکنون هرچه زمان میگذرد، بیشتر میفهمیم و جای خالی پدر را احساس میکنیم. جا دارد به مادرم بهخاطر تمامی زحماتی که برایم کشیده بگویم: مادرم دستان پرمهرت را میبوسم، چه شبها من یا خواهر و برادرم از خواب بیدار و بهانه پدر را گرفتیم، ولی با نوازش دستان پرمهرت آرام گرفتیم و هماکنون از دعای قنوتت و توصیههای پدر برای انجام کار فرهنگی و پشتیبانی از ولایت فقیه ایستادهام و امیدوارم که شرمنده خون پدر شهیدم و زحمات مادرم نشوم.
آرزوی همنشینی پدر با مولای متقیان
روز پدر، نبودن پدرم را با یاد و نام مولایمان امیر مومنان علی(ع) و مدد ایشان آرام میگیرم و با هدیه ذکر یا علی و خواندن زیارت جامعه کبیره به مولا امیرالمومنین حضرت علی(ع) میخواهم که پدرم همنشین ایشان باشد. روز پدر بیشتر برایم یادآور افتخار است، چراکه احساس میکنم پدرم نه تنها برای ما پدری کرد و ما افتخار میکنیم بلکه برای پیشرفت جامعه و کشور و نجات کشور از دست بیگانگان و اینکه با وحدت اجازه نداد که یک وجب از خاک کشور ما به دست بیگانگان بیفتد، پس برای حفظ وطن و سرزمینم تلاش کرد و به شهادت رسید. به پدر شهیدم میبالم چراکه افتخار ایران است.
اصرار بر اطاعت از فرمان ولی فقیه
یادم میآید امام خمینی(ره) پیام داده بودند و از مردم خواسته بودند که به جبههها بروند. پدرم با شنیدن این پیام رهبر انقلاب مرتباً از همان روز شروع کرد در منزل به گفتوگو کردن با مادرم که حضرت آقا فرمان دادهاند و من باید بروم. مادرم به ایشان میگفت: «شما تازه از جبهه آمدهاید، چند روزی باشید.» ولی پدرم میگفت: «نه، آقا پیام دادند و اطاعت از ایشان واجب است.» جالب این بود که اداره هم به پدرم مرخصی نمیداد و ایشان میگفت: «اصلاً برایم مهم نیست، من میروم یا سر صدام را میآورم و یا سر من را برای شما میآورند.» همین خاطره لبیک به پیام رهبر و ولی فقیه شهید میتواند درسی برای همه جامعه باشد.
تربیت بیش از ۵۰۰ حافظ کل قرآن کریم
بهترین روزهای عمرم را به لطف و یاری خداوند متعال قریب به بیست سال در کنار قرآنیان و دوستانم سپری کردم. در طول این سالیان متمادی عنایت ویژه امام عصر(عج) و نگاه ویژه پدر شهیدم، دعای مادرم، حمایت همسر و فرزندانم همواره بدرقه قدمهایم بوده است و موفقیتهایم را مدیونشان هستم. در طول مدت خدمتگزاری به قرآن در موسسه جامعهالقرآنالکریم ثمراتی را بحمدالله در برداشته است؛ تربیت بیش از ۵۰۰ حافظ کل قرآن کریم، تربیت بیش از هزاران نفر که تحت آموزشهای روخوانی، روانخوانی، تجوید، ترتیل، حفظ و ... قرار گرفتهاند. در طول مدت فعالیتم قریب به بیست سال همنشینی با مربیان و جامعه قرآنی شهر چیزهای بسیار زیادی آموختم. امیدوارم خدمت به قرآن و خدمت به مردم و جامعه قرآنی مورد رضایت خداوند متعال قرار گرفته باشد. هماکنون هم مدت هفت سال است که در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به عنوان کارگروه قرآن جلسات خانگی قرآن کریم مشغول به فعالیت هستم و خداوند را بهخاطر تمامی الطافش و خدمتگزاری به قرآن شاکرم.
زمینهسازی برای ظهور با عمل و بصیرت
در پایان از تمامی خواهران و برادران سرزمینم تمنا دارم پیرو خون شهیدان باشند و به فرمان رهبر انقلاب لبیک بگویند و هر پیامی که حضرت آقا میفرستند تحلیل نموده و در بین مردم و جامعه تبیین نمایند تا انشاءالله باآگاهی و بصیرت پرچم انقلاب اسلامی و کشور جمهوری اسلامی به دست حضرت ولیعصر(عج) برسد و زمینه ظهور فراهم گردد، الهی آمین.
گفتوگو از حمیدرضا گلهاشم