خاطره/ وداع هرمز
به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید هرمز محمودی در سال ۱۳۳۰ در روستای سوسن در چند کیلومتری ایذه به دنیا آمد، پدرش کشاورزی با ایمان بود. سال ۱۳۶۰ از طریق سپاه مسجدسلیمان به میادین نبرد اعزام میشود و در مناطق جنوب کشور مشغول مبارزه با دشمن متجاوز شد.
سرانجام هرمز محمودی به همراه دیگر برادرش زمان محمودی در هشتم آذر ماه ۱۳۶۰ در منطقهی عملیاتی بستان تنها به فاصلهی یک ساعت از همدیگر بر بال فرشتگان نشسته و در کنار سرور و سالار شهیدان آرام گرفتند و به درجهی رفیع شهادت نائل آمد.

متن خاطره:
هرمز مانند زمان به جبهه رفت و آمد داشت او انگار میدانست که قرار است شهید شود.
یک روز شال و کلاه کرد تا به روستای سوسن برود.
در آنجا ابتدا به دیدار عمویم ابوالمحمد که پدر خانمش هم میشد رفت سپس به تمام خاله و داییها سر زد و حلالیت گرفت و در آخرهم به زیارت سلطان ابراهیم مرتضی بن موسی بن جعفر (ع) از اولاد امام موسی بن جعفر (ع) رفت.
موقع برگشتن در مورد تصمیم جبهه رفتنش با خواهر بزرگم صحبت کرد.
خواهرم در جواب به او گفته بود: «هرمز الان زمان در جبهه است باید یک مردی بالای سر این خانواده باشد نمیشود که همه به جبهه بروید.»
هرمز در جواب او حرفی نزد، اما مدتی بعد نامهای از او پیدا میکنند در حالی که آن را زیر شیشه میز در محل کارش گذاشته بود و در آن نوشته بود «به همکاران مسئول اداره و به خانوادهام اطلاع بدهید که من به جبهه رفتم.»
حدود بیست روزی در جبهه ماند.
قبل از عملیات طریق القدس برای خداحافظی با خانواده و همسر باردارش که البته دو بچه دیگر هم داشتند به خانه آمد.
همانجا روی قالیچه جلوی در نشست و پاهایش را که هنوز درون پوتین هایش بودند بیرون از در گذاشت.
برایش انار دون کردم نصفش را خورد و نصف دیگرش را جلوی من و همسرم گذاشت و گفت: «باید برم وقت ندارم.»
به خوبی در خاطر دارم که آنقدر ذوق رفتن داشت که نایستاد و با وجود سه روز مرخصیاش همان روز رفت او از عملیات خبر داشت میترسید که جا بماند.
انتهای پیام/