آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۰۵۷۲۱
۰۹:۱۹

۱۴۰۴/۰۹/۰۵

خاطرات/ سرود سرخ

همرزم شهید «صحنعلی تاراس» می‌گوید: «آن پاسدار دلاور که به راستی سری نترس داشت با شجاعت تمام به پشت سنگر نفوذ کرد و نارنجکی به درون سنگر پرتاب کرد، لحظاتی بعد سنگر به تلی از خاک تبدیل شد، اما خودش هدف تیر کالیبر دشمن قرار گرفت و سرود سرخ شهادت سر داد و در زمره عاشوریان قرار گرفت.»


به گزارش نوید شاهد خوزستان، شهید صحنعلی تاراس یکم شهریور سال ۱۳۴۵ در شهرستان باغملک دیده به جهان گشود. پدرش خون باز، کشاورزی میکرد و مادرش سمتگل نام داشت. در حد دوره متوسطه درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سرانجام بیست‌وششم دی‌ماه ۱۳۶۵، با سمت فرمانده گروهان در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در زادگاهش واقع است.

خاطرات / سرود سرخ

متن خاطره:

 مأموریت گردان حضرت رسول (ص) لشکر ۷ ولیعصر (عج) در عملیات کربلای ۵ تصرف ساختمان دو عیجی بود.

 صدای صفیر گلوله‌ها لحظه‌ای قطع نمیشد، اما دشمن به شدت مقاومت میکرد خصوصاً در یکی از سنگر‌های بتونی که امکان پیشروی را از رزمندگان ما سلب کرده بود.

 انهدام آن سنگر با سلاح‌های سبک و سنگین میسر نبود و آرپی جی زن‌ها به علت شلیک مداوم کالیبر از آن سنگر نمی‌توانستند به آن نزدیک شوند.

سردار علی رضا جعفر زاده فرمانده گردان، دسته ویژه را فرا خواند، اما آنها هم موفق نشدند.

دقایقی بعد سردار جعفر زاده، صحنعلی را فراخواند و مأموریت انهدام سنگر را به او سپرد. 

به خوبی در خاطر دارم که صحنعلی لحظاتی با خود اندیشید، آنگاه علاوه بر نارنجک‌هایی که بر کمر داشت چند قبضه نارنجک دیگر برداشت و انهدام سنگر را شخصاً بر عهده گرفت. 

او قبل از پیشروی به رزمندگان گروهانش گفت: «شما سنگر را زیر آتش گلوله بگیرید تا من در پناه آتش شما به پشت سنگر نفوذ کنم.»

نفس هایمان در سینه حبس شده بود بعد از دقایقی نبرد آغاز گشت.

 آن پاسدار دلاور که به راستی سری نترس داشت با شجاعت تمام به پشت سنگر نفوذ کرد و نارنجکی به درون سنگر پرتاب کرد.

 لحظاتی بعد سنگر به تلی از خاک تبدیل شد. اما خودش هدف تیر کالیبر دشمن قرار گرفت و سرود سرخ شهادت سر داده در زمره عاشوریان قرار گرفت. 

سنگر کمین دشمن منهدم شده بود، اما پیکر پاک صحنعلی در معرکه ماند بعد از ٢٤ ساعت که خط به طور کامل شکسته شد بر بالای قامت او رسیدم.

یکی از دوستانش عجیب در فراقش می‌سوخت ولی او در چنان آرامش دل انگیزی خفته بود که همه محو جمالش شده بودیم صحنعلی تا کهکشان‌ها از ما دور شده بود.


انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه