شهيد يار احمد جوكار در وصیت نامه خود می نویسد: ای جوانان، اگر نيت شما با خدا صاف باشد لحظه شهادت اولين كسى كه بر بالين شما حاضر مى شود و به جاى مادر سر شما را در آغوش مى گيرد اباعبدالله است.
شهيد يار احمد جوكار 16 ساله بود که به جبهه اعزام شد او در قسمتی از وصیت نامه خود می نویسد: شهداء حق بزرگى برگردن ما دارند و ادامه نبرد در جبهه خون بهاى عزيزان از دست داده مان مى باشد
سلام مرا به برادرانی که همگام با آنها در سنگر انقلاب به مبارزه پرداختيم و مشکلات را با هم به جان خريديم و هميشه سفارش کننده من به رعایت حق و صبر بودند برسانید.
5 مرداد 64 در عملیات قادر به شهادت رسید و پیکر پاك و مطهرش پس از 7 سال مفقود بودن پیدا شد و 21 آبان ماه 1371 در گلزار شهدای روستای آباده مرشدی به خاک سپرده شد.
دست از انقلاب و اسلام و روحانيت بر ندارید. مبادا سختيها و گرانيهایی كه طبيعت جنگ و انقلاب است و خداوند ما را بوسيله آن آزمايش مى كند باعث شود كه از فداكارى در راه دين سرد شويد!
شهيد محمد رضا قياسی در وصیت نامه خود می نویسد: چند سخن با برادران ديني خود دارم هر وقت به مقامي رسيديد خود را از خداوند تبارک و تعالي دور نکنيد خداوند تبارک و تعالي همه بندگانش را امتحان مي کند هر وقت به مقامي رسيديد ظرفيت داشته باشيد و خود را نبازيد.
اى انسانها بدانيد كه جهان فانى است و جاى ماندن نيست اى دوستان آيا كسى لذت طولانى (عشق به معبود) تعويض مى كند با لذت كوتاه و زود گذر؟ فقط تنها كسانى آنچناند كه عقلشان ناقص باشد.
فردا صبح ساعت 7 هفت بود صداي هواپيما آمد . همه از چادر ها بيرون ريختند بله 14 ميگ بود دو تا دو تا باهم از يک طرف به سوي مقر ما مي آمدند. بچه ها داد مي زدند بزن بزن ضد ضد هوايي و يکم توپ 57 هم آورده بودند هواپيما ها در بيابان بمب هاي خود را ريختند و به روي سر مقر ما آمدند دور مي زدند...