شهدای استان فارس - صفحه 88

شهدای استان فارس
مروری بر زندگی نامه شهيد شعبانعلی نامور ايوری؛

عاشقی به رسم سربازی

شهيد شعبانعلی نامور ايوری در سال 1342 در روستای سیاخ شیراز به دنیا آمد. او از اوان نوجوانی در تظاهرات بر علیه رژیم شرکت می کرد او که دغدغه پشتیبانی از ولایت را داشت در وصیت نامه خود می نویسد: از رسول خدا و ولي او در روي زمين اطاعت كنيد و پشتيبان رهبر انقلاب باشيد و او را تنها نگذاريد و از او اطاعت كنيد.
مناجات شهيد شرفی«1»

چون گدایی روز و شب، درب خانه ات را می‎‌کوبم

شهيد «جليل شرفی» در دفتر یادداشت خود می نویسد: «بوعلی انسان مخلص، متواضع و متوکل. دوست او می گفت: به هنگام عقب رفتن دشمن از نيسان غمگين بوده که خدايا نکند...» متن کامل قسمت اول مناجات این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهيد شرفی «4»

یک روز قبل از شهادت

شهيد جليل شرفی در دفتر خاطراتش می نویسد: با صداي غرش توپ خانه از خواب بيدار شديم ساعت حدود يک ربع به چهار بود .بعد از نماز و دعا کم کم صداي هلي کوپتر هائي که مجروحين را منتقل مي کردند،به گوش مي رسيد. مجروحين تقريباً زياد نبودند هر چند که مي گفتند دشمن متوجه حمله شده بود و بالطبع مجروح زيادتري مي بايست مي گرفت...
خاطره خودنوشت شهيد جليل شرفی «3»

به استقبال جهاد تا شهادت

شهيد جليل شرفی در دفتر خاطراتش می نویسد: حرکت ستون آدم را به ياد لحظات حرکت لشکريان امام حسين مي انداخت که چه بي باکانه و شجاعانه به استقبال جهاد و شهادت مي شتافتند . خدا ما را با آنها محشور گرداند.
خاطره خودنوشت شهيد جليل شرفی «2»

پیام یک شهید؛ ما زنده ایم و مبارزه می کنیم

شهيد جليل شرفی در دفتر خاطراتش می نویسد: شهردار عزيز را هم چند بار در خواب ديده ام که يک بار آن در خط مقدم بود که مي گفت ما هميشه در خط هستيم و تا خواستم دنبال او بروم يک مرتبه خمپاره زدند و او را گم کردم. يکبار ديگر هم در خانه ديدمش که باز مي گفت: ما که چيزمان نشده ،ما زنده هستيم و در خط مقدم مي جنگيم.
شهادت 14 مرداد؛

شهيد جليل شرفی به روایت تصاویر

شهيد جليل شرفی در بيستم خرداد سال 1337 در شهرستان فسا به دنیا آمد و در مرداد ماه 1362 به شهادت رسید.
خاطره خودنوشت شهيد شرفی «1»

چه ارزان از دست داده ام

شهيد جليل شرفی در دفتر خاطراتش می نویسد: چرا احساس غربت و تنهائي نکنيم؟ حالا که مي فهمم که چه ارزان از دست دادم آن موقعيت را و هزار افسوس که از هيچکدام از موقعيت ها استفاده آن طور که شايسته بود نبردم که اگر برده بودم از آنها جدا نمي افتادم.
شهادت 13 مرداد،

گالری عکس شهيد محمد رسول کاظمی

شهيد محمد رسول کاظمی در دهم بهمن ماه 1340 به دنیا آمد و در مرداد 1362 به شهادت رسید.
مروری بر زندگی نامه شهيد محمد رسول کاظمی،

اولین شهید روستا

محمد رسول در آخرین دیدار به پدرش می گوید: من باید بروم و راه اسلام را ادامه بدهم... پدر دعا کن اولین شهید روستا باشم و او به آرزویش رسید...
شهادت 13 مردادماه؛

عکسهای منتشر نشده شهيد حبيب الله قربانی

شهيد حبيب الله قربانی در شهریور ماه 1346 در يکی از روستاهای شهرستان فسا به نام سروک ديده به جهان گشود و در مرداد ماه 1363 به شهادت رسید.
پیام شهيد حبيب الله قربانی به آیندگان

اسلحه زمین افتاده را بردارید!

شهيد حبيب الله قربانی در گفتگویی با خبرنگار تیپ المهدی می گوید: ما به آن کودک پيام مي دهيم که اگر پدرت به وصال يار رسيد، اينجا اسلحه پدرت را بر مي داریم و مي جنگیم. اگر ماهم کشته شديم تو که بزرگ شدی می آیی و اسلحه ما را دست می گیری...
شهيد حبيب الله قربانی؛

آیا در قیامت در برابر سر بريده حسین (ع) سربلندی؟

شهيد حبيب الله قربانی در وصیت ناه خود نوشت: براي رفتن در اين راه سر از پا نمی شناسم و جانم را در طبق اخلاص گذاشته ام تا شايد بتوانم روز قيامت در برابر سر بريده سرورم امام حسين سربلند باشم.
تاملی در زندگی نامه شهيد حبيب الله قربانی؛

جشن حنا بندان قبل از عملیات!

یکی از همرزمان شهید قربانی نقل می کند: شب قبل از عملیات بود. دست و سر تمام بچه ها را حنا بستیم. حبیب را صدا زدم و گفتم بیا دست و سرت را حنا ببندم . در جواب گفت : من فردا با خون خودم سرم را حنا می بندم...
شهادت 11 مرداد؛

گالری عکس شهيد برفعلی رمضانلی

شهيد برفعلی رمضانلی در فروردین ماه 1344 در روستای سعادت آباد سروستان در به دنيا آمد و در مرداد ماه 1364 به شهادت رسید.
شهيد برفعلی رمضانلی،

هیچ ترسی از دشمن ندارم

شهيد برفعلی رمضانلی در نامه ای به همسر خود نوشت: عزيزم خيلي منتظر من نباشيد چون که هواپيماهای عراقی روزی يک بار لااقل حمله می کنند و در اين خدمت مقدس سربازي قول شرافت مندانه اي به دولت عزيز جمهوري اسلامي ايران داده ام که تا آخرين قطره خون خود را فدای اين کشور عزيز بکنم من الان با روحيه خيلي عالي در برابر متجاوزين عراق هستم و هيچ ترس وخوفي ندارم.
خاطره ای از شهيد برفعلي رمضانلی؛

از شِفا تا شهادت

مادر از شفای پسر نقل می کند: 15يا16ساله بود. پدرش موتوري برايش خريد که پس از مدتی تصادف کرد. ضربه سختي به سرش وارد شده بود. سراسيمه خود را به بيمارستان رساندم. او بی هوش بود و چه شيون هایی که سر دادم و در درگاه خدا التماس کردم و به حضرت قاسم (ع) متوسل شدم. گفتم بچه ام را باز از تو مي خواهم...
تاملی در زندگی نامه شهيد برفعلي رمضانلی؛

پیمان شرافتمندانه یک سرباز

شهید رمضانلی 19 ساله بود که به جبهه رفت او در نامه ای خطاب به همسرش نوشت: باري عزيزم من در اين خدمت مقدس سربازي قول شرافت مندانه اي به دولت عزيز جمهوري اسلامي ايران داده ام که تا آخرين قطره خون خود را فدای اين کشور عزيز بکنم من الان با روحيه خيلي عالي در برابر متجاوزين عراق هستم و هيچ ترس وخوفي ندارم.
اطلاعیه

سومین یادواره کبوتران خاکریز در شیراز برگزار می شود

سومین یادواره کبوتران خاکریز همراه با گرامیداشت شهدای گمنام صدرا با سخنرانی دکتر قالیباف پنجشنبه 10 مرداد ماه در شهرک صدرای شیراز برگزار می شود.
وصیت نامه دانش آموزشهيد

افتخار شهادت یا پیروزی؟

شهيد سيد رسول دستاران در وصیت نامه خود می نویسد: خداوندا تو خود گواه و شاهدي که براي رضاي تو قدم در جبهه گذاشته ام . پروردگارا مي داني که شهادت يا پيروزي هر دو براي من افتخار آميز است. پس مرا از زمره سربازان خودت قرار بده.
مروری بر زندگی شهيد سيد رسول دستاران؛

مسافر بهشت

شهيد سيد رسول دستاران 15 ساله بود که به جبهه رفت. او که آرزوی شهادت داشت در نامه ای خطاب به برادر خود نوشت: برادر عزیز قسم مي دهم که دعا کنی بار ديگر اين جسم گناهکار به کوپن باز نگردد!
طراحی و تولید: ایران سامانه