شهدای استان فارس - صفحه 77

آخرین اخبار:
شهدای استان فارس
شهيد "اکبر ربيعی"؛

نماز شب و دعاها اسلام را پيروز می کند

شهيد "اکبر ربيعی" در نامه ای به خانواده خود می نویسد: اين حرف را از صميم قلب به شما برادران و خواهران عزيزم مي گويم اين نصيحت را از برادر کوچکتان بپذيريد : هر چه مي توانيد به اسلام و جمهوري خدمت کنيد و هرگز نماز شب شما نبايد ترک شود چون اين نماز شبها و دعاها است که اسلام را پيروز مي کند...
شهيد "اکبر ربيعی" در نامه خود می نویسد؛

جا نمانی! بوي کربلا می آيد

شهيد "اکبر ربيعی" در نامه ای به خانواده خود می نویسد: اول براي شما برادر عزيزم اين را عرض کنم قابل عرض است که مثل اينکه خداي بزرگ دوباره هواي کربلا را در دل و قلبم جاري مي کند...
شهيد "اکبر ربيعی" در وصیت خود می نویسد؛

هدف از درس خواندن، خدمت به جامعه باشد

شهيد "اکبر ربيعی" در وصیت نامه خود می نویسد: توجه كنيد كه هدف از درس خواندنتان خدمت به جامعه باشد نكند روزى رضايت خدا را كنار بگذاريد.
تاملی در مناجات شهيد "اکبر ربيعی"؛

رهایی از منجلاب غفلت

شهيد "اکبر ربيعی" در دفتر یادداشت خود می نویسد: خداوندا ترا شكر مى كنم كه نعمتى چون امام عزيز را براى من و دوستانم و امت اسلامى ارزانى داشتى كه همه را از منجلاب غفلت بيرون كشيد و به نور الهى هدايت فرمود.
خاطره خودنوشت شهيد "اکبر ربيعی"(2)؛

ایستادگی تا پای جان

شهيد "اکبر ربيعی" در دفتر خاطرات خود می نویسد: امروز عصر برادران فيلمبردار به پادگان آمدند و از آنجا به گردان کميل تشريف آورند و از ما در يک اتاق فيلمبرداري کردند و برادر حاج خليل داودي ضمن عرض سلام و سلامتي خود و ديگران آرزوي توفيق روز افزون کردند و پيامي که به مردم شهيد پرور دادند اين بود که امام را تنها نگذارند و تا جان و نيرو در بدن آنهاست ايستادگي خواهند کرد و امام عزيزمان را تنها نخواهند گذاشت و فرمودند که ما اهل کوفه نيستيم که امام را تنها بگذاريم .
خاطره خودنوشت شهيد "اکبر ربيعی"(1)؛

همه مي گويند تو شهيد می شوی

شهيد "اکبر ربيعی" در دفتر خاطرات خود می نویسد: هنوز تا حالا نتوانستم نماز شب را بجا بياورم و همه به من مي گويند که تو حتما شهيد مي شوي و تو بايد در آن دنيا دست ما را بگيريد و تو بايد براي همه ما دعا کنيد نمي دانم که آنها چه اميدي در دلشان هست که اين حرفها را مي زنند.
مروری بر زندگی شهید "اکبر ربيعی"؛

ماموریتی برای زمینی ها

شهید "اکبر ربیعی" در سال 1349 در نی ریز به دنیا آمد وی در وصیت خود می نویسد: اى انسانها شما مأموريت داريد، شما ازطرف خدا فرستاده شده ايد. براى انجام مأموريت...
معرفی کتاب؛

شهدای شهرستان آباده در کتاب "با کاروان آلاله ها"

این کتاب به معرفی 420 شهید شهرستان آباده در قالب زندگی نامه و وصیت نامه می پردازد.

با یاد حضرت زهرا (س)

همرزم شهید "محمد اسلامی نسب" در خاطره ای می گوید: قرار بود بعد از نماز ظهر و عصر از پادگان معاد به سمت شلمچه حرکت کنیم . صدای اذان ظهر شور و شعفی در بین نیروها انداخت . همه خود را برای حرکت به سمت منطقه عملیاتی کربلای 4 آماده می کردیم. به محمد گفتم: حاج کاظم محمدی را در نمازخانه دیدم !

وعده ما بهشت

همرزم شهید "سيدمحمد کدخدا" در خاطره ای می گوید: نوبت نگهبانی من بود خستگی عملیات، نه تنها من که همه ی بچه ها را از پا انداخته بود. به دنبال راهی برای فرار از نگهبانی بودم. تا اینکه رزمنده ای بسیجی که کنارم نشسته بود به دادم رسید...

دو یار جدا نشدنی

همرزم شهید "سيدمحمد کدخدا" در خاطره ای می گوید: در عملیات کربلای چهار گردان امام حسین (ع) دو دسته شد. یک دسته به فرماندهی حاج مهدی زارع و یک دسته به فرماندهی سید محمد کدخدا. پس از اعلام دستور عقب نشینی، سید محمد با نیروهایش برگشت اما از حاج مهدی خبری نشد. دیدم سیّد محمد با حالتی پریشان به سمت من می آید...
وصیت نامه شهید "سيدمحمد کدخدا"؛

اشکی که قلبت را جلا می بخشد

شهید "سيدمحمد کدخدا" در وصیت نامه خود می نویسد: از خداوند بزرگ طلب آمرزش مرا بکنيد و هروقت ياد مرا مي کنيد به ياد امام حسين بيفتيد و روضه امام حسين را بخوانيد و گريه کنيد گريه کردن براي امامانمان مخصوصا امام حسين عليه السلام قلب انسان را پاک مي کند و باعث مي شود که انسان گناه نکند.
گزارش تصویری؛

مراسم بزرگداشت شهید "قاسم سلیمانی" در شیراز برگزار شد

مراسم هفتمین روز بزرگداشت سردار شهید سپهبد حاج "قاسم سلیمانی" توسط خانواده های معظم شهدا و ایثارگران فارس، تشکل های شاهد و ایثارگر و بنیاد شهید و امور ایثارگران استان، سه شنبه ۲۴ دی ماه در مسجد حضرت فاطمه الزهرا(س) شیراز برگزار شد.
تاملی در وصیت نامه شهید "سيدمحمد کدخدا"؛

آرزویی که به اجابت رسید

شهید "سيدمحمد کدخدا" در وصیت نامه خود می نویسد: هميشه وقتي که به قطعه شهدا مي رفتم آرزويم اين بود که روزي بشود که مرا هم در کنار اين جوانان دلير خاک کنند.جواناني که براي خدا و گسترش يافتن دين اسلام جان خود را تسليم آفريدگارخود کردند.
مروری بر زندگی شهید "سيدمحمد کدخدا"؛

شهیدی که روز و ساعت شهادتش را می دانست

همرزمان "سید محمد" از روزهای آخر زندگی او می گویند: او روز و ساعت شهادت خود را پيش بيني کرده بود، یک روز قبل از شهادت با خانه تماس می گیرد و می گوید که براي چهار نفرمان(با شهیدان ظل انوار) يک مراسم بگيريد و تاکید می کند...
شهید "جمال ظل انوار"؛

قلب رهبر را نرنجانید

شهید "جمال ظل انوار" در وصیت نامه خود می نویسد: اي امت اسلام يک چيز را از شما مي خواهم و تقاضا مي کنم که به اين موضوع فکر کنيد و آن را اجرا کنيد و اي امت اسلامي اين پير رنجديده ي زمان را آزار ندهيد...
مروری بر زندگی نامه شهید "جمال ظل انوار"؛

عملیات کربلای 5 و شور و حال رزمندگان

شهید "جمال ظل انوار" در دفتر خاطرات خود از حال و هوای عملیات کربلای 5 می نویسد: روز 18دی ماه 1365 بود ما تقريباً مي دانستيم که عملياتي در آينده ي نزديک صورت خواهد گرفت . شب بود مشغول نماز جماعت بوديم و نماز عشا را هم خوانده بوديم...
وصیت نامه شهيد "عبدالرضا قنبری"؛

نمی دانم زندگيم در مردن ختم می شود يا در شهادت

شهيد "عبدالرضا قنبری" در وصیت نامه خود می نویسد: مادر و پدرم من واقعاً خيلي دلم مي خواست که شهيد بشوم اما نمي دانم زندگيم در مردن ختم مي شود يا در شهادت؟ بالاترين و زيباترين نوع مرگ است زيرا شهيد به وجه الله نظر مي کند .

زنگ خطری برای تو!

شهيد "عبدالرضا قنبری" در خرداد سال 1338 در آبادان به دنیا آمد. با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه رفت. او در وصیت نامه خود می نویسد: هرگاه انساني مي ميرد زنگ خطري است براي زنده ها. اي زنده ها براي آخرت خود توشه برداريد .
شهيد "محمدحسن خواجه نژاد"؛

سياهي چادرت استعمار را مي ترساند

شهيد "محمدحسن خواجه نژاد" در وصیت نامه خود می نویسد: خواهران حجاب اسلامي خود را رعايت کنند و چه بسا که در بعضي مواقع سياهي چادر شما بيشتر از سرخي خون شهيد استعمار را مي ترساند.
طراحی و تولید: ایران سامانه