شهدای استان فارس - صفحه 72

شهدای استان فارس
خاطره ای از شهيد "حسين دريابار"؛

سنگری مملو از فرشتگان خدا

همرزم شهيد "حسين دريابار" در خاطره ای می گوید: ...دیگر توانی در بدن ما باقی نمانده بود. به اولین سنگر که رسیدیم، یا الله ای گفتیم و هر دو در جایی خالی خوابیدیم. سنگر روشن شده بود...
خاطره ای از شهید "کمال ظل انوار"؛

دیدار با امام زمان

یکی از همرزمان شهید "کمال ظل انوار" در خاطره ای می گوید: آخرین شب جمعه قبل از عملیات کربلای 5 بود. در منطقه، زیر چادر دعای کمیل برپا کرده بودیم، بچه ها با اشک و سینه زنی آقا صاحب الزمان(عج) را صدا می زدند. اواسط دعا بود که...
خاطره ای از شهید "سید محمد کدخدا"؛

اجابت دعای مادر

مادر شهید "سید محمد کدخدا" در خاطره ای می گوید: همیشه قبل از اعزام در گوشش آیت الکرسی می خواندم که سالم برگردد. آن بار مرا برد گلزار شهدا، گفت: ببین مامان، همه دوستام دارن شهید می شن، اما من خمپاره هم کنارم زمین بخوره، به خاطر دعای شما یه ترکش هم نمی خورم!

قلبم کنده شده است و دیگر میل به ماندن ندارم!

شهيد "حبيب روزیطلب"  در دفتر خاطراتش می نویسد: ...حالت های عجیب از حضور دائمیش و جلای قلبش را نمی گویم، تواضع عجیبی را که پیدا کرده بود نمی گویم. کلمه ای را که با همه وجودش به کار می برد می گویم. او می گفت: قلبم کنده شده است و دیگر میل به ماندن ندارم!...
خاطره خودنوشت شهید عسکر زمانی «11»

ثبت نام در دانشگاه یاسوج

شهید «عسکر زمانی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: « اگه فردا تا قبل از ساعت 10 نورآباد برسم با برادرم مشهدی نجف که فردا می‌خواهد مادرم را ببرد یاسوج تا پایش را عمل کند با اون‌ها می‌روم یاسوج و دانشگاه ثبت‌نام خود را انجام می‌دهم و...» متن خاطره یازدهم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید عسکر زمانی «10»

برای رسیدن به هدف باید سختی ها را گذراند

شهید «عسکر زمانی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «الآن که دارم نوک خودکار را به حرکت درمی‌آورم حالم بهتر از چند روز قبل هست و دلیلی که من توانستم حال خودم را بهتر جلوه دهم این بود که...» متن خاطره دهم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید عسکر زمانی «9»

می‌خواهد مرا زمین گیر کند!

شهید «عسکر زمانی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «از خدا بخاطر اينكه من را وارد چنين مكاني كرد كمال تشكر را دارم و از او مي خواهم كه كمك كند تا شكر چنين نعمتي را در حد توان خود به جا آورم و از او درخواست دارم تا...» متن خاطره نهم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره ای از شهید "محمدمهدی فریدونی"؛

تپه شهدای‌ فسا‌

یکی از دوستانش در خاطره ای می گوید: تپۀ‌ شهدای‌ فسا‌ شده‌ بود‌ پاتوقش.‌ دلش‌ که‌ می‌گرفت‌ یا‌ اگر‌ گره‌ای‌ در‌ کارش‌ می‌افتاد،‌ می‌رفت‌ زیارت‌ قبور‌ شهدا‌ تا‌ بلکه‌ از‌ آن‌ دنیا‌ گره‌ از‌ کارش‌ باز‌ کنند.‌..
وصیت نامه شهيد "حسين خواهش"؛

انقلاب جهانی

شهيد "حسين خواهش" در وصیت نامه خود می نویسد: به کليه برادران خود توصيه مي کنم که همه چيز خود را در اختيار انقلاب بگذاريد تا اين انقلاب که در حقيقت انقلابي است جهاني...

تبريک عيد نوروز از کشور عراق

شهيد "نامدار عراقی" در نامه ای به خانواده سال جدید را تبریک می گوید و می نویسد: اميدوارم که در اين سال جدید خداوند پيروزي نهايي را به رزمندگان اسلام عنايت فرمايد و پيروزي هایی هم نصيب شما گردد...

گالری عکس شهيد "نامدار عراقی"

شهيد "نامدار عراقی" سال 1339 در مرودشت به دنيا آمد و در 13 فروردین سال 1365 به شهادت رسید.

قطره ای از دریای بیکران شهادت

شهيد "نامدار عراقي" در وصیت نامه خود می نویسد: بارخدايا خودت آگاهي که شهادت خواست دل من بوده چون من خودم را قطره اي از درياي بيکران و قبل عظيم شهدا مي دانم اين خواسته قلبي دل من بوده است .
مروری بر زندگی شهید "نامدارعراقی":

دانشگاهی که درسش ایثار است

شهيد "نامدار عراقي" در جشنيان رامجرد مرودشت به دنيا آمد. با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه رفت. وی در وصیت نامه خود می نویسد: اينجانب براي چندمين بار است به دانشگاهي که درسش ايثار مي باشد شرکت کرده ام اما در اين دانشگاه رفوزه شده ام. چون خداوند گلچين مي کند و خوبان را مي برد ...
خاطره ای از شهید "محمد اسلامی نسب":

هدف بزرگ محمد

همرزم شهید "محمد اسلامی نسب" در خاطره ای می گوید: ...غم سنگینی بر دل محمد نشسته بود، دوري از جبهه و هدف بزرگ زندگیش، مثل کوهی از درد بر سینه اش سنگینی می کرد. چند روز بیشتر از قطع امید پزشکان نگذشته بود که دوباره به بیمارستان برگشت...

نوید شهادت برادری به برادرش

شهید "محمد جواد روزیطلب" در نامه ای به برادر خود می نویسد: برادر جان من اينجا مي مانم چرا که حبيب (شهید حبیب روزی طلب) در خواب قول داده که مرا با خود ببرد. آنقدر اينجا مي مانم تا عاشق روي دل دار شوم...
تاملی در وصیت شهيد "عبدالرسول تراب فرد"؛

یک قطره خون

شهید "عبدالرسول تراب فرد" در وصیت نامه خود می نویسد: هيچ قطره اي در مقياس حقيقت در نزد خدا از قطره ي خوني که در راه خدا ريخته شود بهتر نيست و من مي خواهم با اين قطره ي خون به معشوقم برسم...
مروری بر زندگی شهيد "عبدالرسول تراب فرد"؛

خبر شهادت پس از 40 روز چشم انتظاری مادر

مادر شهيد "عبدالرسول تراب فرد"در خاطره ای می گوید: پسرم روز آخر به من گفت مادر دیگر این همه سراغ همرزمانم را از من نگیر اگر خدا خواست و طلبید که شهید می شوم...او به جبهه رفت و پس از 40 روز خبر شهادتش را آوردند.

آثاری از شهيد "محمدحسن روزیطلب"

شهيد "محمدحسن روزیطلب" در مردادسال 1340 به دنیا آمد و در 4 فروردین ماه 1361 به شهادت رسید.

اعمال صالح مادرو پدرم موجب رستگاریم شد

شهيد "محمدحسن روزیطلب" در نامه ای به خانواده می نویسد: پدرم را بياد مي آورم که در کارهايش و در روند کلي زندگي اش پيوسته حدود اسلام و تقوي رعايت کرده است و در مجموع همين اعمال صالح شما مقدمه ي هدايت و آشنا الله باعث رستگاري من و ديگر فرزندانتان شده است .
وصیت نامه شهيد "محمدحسن روزیطلب"؛

عشق حق، مايه ی جاودانگی

شهید شهيد "محمدحسن روزیطلب" در وصیت نامه خود می نویسد: همه ي عشقها را از سينه بيرون کنيد الا عشق حق که مايه ي جاودانگي است زيرا عشق حق را جز در سينه اي که پاک و خالص باشد نمي توان گنجانيد.
طراحی و تولید: ایران سامانه