قبل از اعزامش ، ناگهان سراسيمه از خواب پريد گفت : خواب ديدم در عمليات بوديم و در گرداب دشمن افتاديم ، بعد از نااميدي سوار اسبي آمد و من و يکي ديگر از رفقا را با خود به جايي برد و گفت همين جا باشيد تا صاحب شما بيايد و شما را ببرد
علاقه ي زيادي به اهل بيت ( ع ) داشت و زندگي خود را وقف امام حسين ( ع ) کرده بود و مراسم عزاداري ابا عبدالله الحسين در ماه محرم و صفر را در محله اي که زندگي مي کرد " حسن آباد " به راه انداخت...
شهيد «مرتضي رنجبر» سال 1354 به دنیا آمد. پس از گذراندن دوران تحصیلی سال 77 در کنکور سراسری دانشگاه افسری پذیرفته شد. او میگفت هویزه گوشهای از بهشت است و...» متن کامل زندگی این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خدايا به نام تو دست به قلم مي گيرم و آن را روي کاغذ مي فشرم اما مانده ام و نمي دانم چه وصيتي کنم اگر بخواهم به مردم در وصيتم پيام بدهم که کوچکتر از آنم که بتوانم به اين مردم آگاه و شجاع و قهرمان و شهيد پرور پيام بدهم ...
حضور مداوم در نماز جماعت نماز جمعه و کليه مراسم مذهبي از ويژگي هاي اين شهيد بزرگوار بود ايشان با اينکه در کازرون زندگي مي کرد ولي صله رحم را به نحو احسن به جا مي آوردند...
سعید از صداي خوبي برخوردار بود و با رشد فکري و جسمي کم کم بعنوان مداح ، مکبر و قاري روستا در مراسمات و جشن ها و عزاداري ها به فعاليت پرداخت ادب و متانت و خونگرمي سعيد باعث شده بود که افراد روستا به او علاقه پيدا کنند.
«شهيد حسن رضايت وند» مهر سال 1355 به دنیا آمد. «از همان دوران کودکی عشق به ائمه اطهار خصوصاً حضرت اباعبدالله الحسین را در قلب خود داشت و...» متن کامل زندگی این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
به زبان هاي عربي اردو و انگليسي تسلط کامل داشت و اعتقاد عجيبي به فعاليت بيان داشت او فرصت هاي زيادي براي حضور در کشورهاي اروپايي داشت ولي حضور در کشورهاي اسلامي و خدمت به امت اسلام را ترجيح مي داد...
هميشه و در همه حال نسبت به اعضاي خانواده خويش بسيار صبور و پر تحمل بودند و مطيع امر پدر و مادر و هرگز لحني که باعث نگراني کانون خانواده خويش شود را بر زبان نمي آوردند شخصي بودند که قلبي آکنده از لطف و عاطفه داشتند اسلام به عضويت بسيج در آمدند و عضو فعال بسيج شدند و فعالانه تلاش مي کردند و هميشه مرگ در راه حق را دوست داشتند...
بالاخره در تاريخ5/ 11/ 65 در جبهه شلمچه عمليات پيروزمندانه کربلاي5بر اثر ترکش خمپاره از ناحيه سروشکم به شدت مجروح گرديد که به دليل شدت جراحات وارده،ايشان را وارد معراج شهدا کرده ودر کنار شهدا قرار مي دهند.کارکنان معراج پس از 24ساعت توقف در سردخانه متوجه مي شوند که در زير پلاستيک ايشان مقداري بخار جمع شده...
يشان قبل از انقلاب به جرم نوشتن شعار هاي مذهبي در پاسگاه ژاندار مري ،شهر خفر دستگير و روانه جهرم شده بود و پس از کتک کاري هاي زياد وي را آزاد کرده بودند ،ايشان پس از پيروزي انقلاب چون سرباز بود و مادري تحت تکفل داشت...