شهدای استان فارس - صفحه 125

آخرین اخبار:
شهدای استان فارس
شهادت دوم خردادماه؛

بر سکوی افتخار / مروری بر زندگی نامه شهید ورزشکار جهانشاه اکبرپور

شهيد اکبر پور جوانی مودب ، اهل ورزش و با شور و غيرت بود و در رشته ی ورزشی وزنه برداری موفق بود و همواره دیگران را به ورزش و اخلاق نیکو تشویق می کرد.
شهادت یکم خرداد ماه؛

آلبوم عکس شهيد سيد علی رمضانی قصرالدشتی

شهيد سيد علی رمضانی قصرالدشتی در دوم خرداد ماه 1322 در قصرالدشت شيراز به دنیا آمد و در سرانجام در یکم خرداد ماه سال 1365 به شهادت رسید.
وصیت نامه شهيد سيد علی رمضانی قصرالدشتی؛

برادران با اخلاقِ کاملا اسلامی رفتار کنید

در لحظات آخر که به جبهه اعزام مي شوم از تمام برادران بالاخص گروه مقاومت قصرالدشت مي خواهم براي جذب افراد ياري نمايند و برادران کوچک و بزرگ را به گروه مقاومت بکشند و تبليغات را توسعه و اعانه هاي مردم را به جبهه هاي حق برسانند .
شهادت یکم خرداد ماه؛

نگاهی بر زندگی شهيد سيد علی رمضانی قصرالدشتی

شهيد رمضانی در دوم خرداد ماه 1322 در قصرالدشت شيراز به دنیا آمد و در یکم خرداد ماه سال 1365 به شهادت رسید.
وصیت نامه شهید محمد میرزا دارنجانی؛

در شهادت لذتى است كه در زندگى نيست

من آرزويم از خداوند اين بود كه مرا سالم نگهدارد تا بتوانم سلاح در برگيرم و در راهش جهاد كنم حال چه شهيد شوم چه نشوم و الآن كه اين سعادت را به من داده است تا آخرين قطره خونم از اسلام و قرآن دفاع كنم.

شهیدی که افتخارش حزب الهی بودنش بود / نگاهی بر زندگی نامه شهید محمد میرزا دارنجانی

شهید دارنجانی 16 بیشتر نداشت که به جبهه رفت او همواره به حزب اللهی بودن خود افتخار می کرد و در وصیت نامه خود می نویسد: چه خوب است حزب الهى بودن حزبى كه راهنمايش خداوند است و فرمانده اش صاحب الزمان و نائبش ولايت فقيه است.
وصیت نامه شهيد فرج اله جمال زاده؛

عشق به شهادت مرا به جبهه کشاند

ای مردم مسلمان ما برای خاک نمي جنگيم ما برای اسلام عزيز می جنگيم .
شهادت یکم خردادماه؛

مروری بر زندگی نامه شهید رهبر موافق

شهید رهبر موافق در 16 آبان ماه 1337 در مرودشت دیده به جهان گشود و در یکم خرداد ماه 1337 در بانه کردستان به شهادت رسید.
شهادت یکم خرداد ماه؛

عکسهای منتشر نشده ی شهید رهبر موافق

شهید رهبر موافق در 16 آبان ماه 1337 در مرودشت دیده به جهان گشود و در خرداد ماه 1337 در بانه کردستان به شهادت رسید.
شهادت 31 اردیبهشت ماه؛

نگاهی به زندگی شهيد بهرام روستا

شهيد بهرام روستا در یکم دی ماه دیده به جهان گشود و در اردیبهشت سال 1361 به شهادت رسید.
وصیت نامه شهيد امان الله رضائی؛

اگر از لحاظ اقتصادى كمبودهايى پیدا شد؛ شما صبر انقلابى داشته باشيد

نگذاريد كه ضدانقلاب درهيچ جايى حتى يك حرف بدى درباره اسلام و انقلاب بزنند .

مروری بر زندگی نامه شهيد امان الله رضائی

شهيد امان الله رضائی در سال 1328 در روستای شيخ عبودبیضاء ديده به جهان گشود و در سی و یک اردیبهشت 1363 به شهادت رسید.
شهادت 28 اردیبهشت؛

فرازی از زندگی و وصیت نامه «شهید نادر کریمی»

اينجانب نادر كريمى فرزند خليفه كرمى كه در تاريخ بیست و نهم بهمن 1360 در ستاد بسيج نورآباد ممسنى به جبهه حق عليه باطل اعزام شدم و با خداى خود عهد و پيمان بستم كه بنده را يكى از بندگان شايسته خود قرار دهد.
وصیت نامه شهيد محمدعلی مدبر؛

شهداء زنده هستند و ناظر بر اعمال شما

پدر ، مادر گر این افتخار نصیب من شد که شهید شوم از شما این خواهش را دارم که پیرو راه امام باشید و امام یعنی اسلام پس از او پیروی کنید و راه مرا ادامه دهید .
زندگی نامه شهید حسين مشفق؛

همه او را در جبهه شهید زنده می خواندند

یکی از همرزمان شهید مشفق می گوید : شهادت در وجودش و چهره ملکوتيش همواره موج و شخصي بود که همه مي دانستند شهيد مي شود به این دلیل او را شهید زنده می خواندیم.
شهادت 28 اردیبهشت ماه؛

آلبوم عکس شهيد سرمست ساسانی پور

شهيد سرمست ساسانی پور در سال 1347 در روستای دو سيران کازرون دیده به جهان گشود و در سال 1365 در فاو به شهادت رسید.
وصیت نامه شهيد سرمست ساسانی پور؛

زير بار ظلم يزيد زمان نروید

هر زندگی سرانجامش مرگ است اما يک مرگ با ذلت است و يک مرگ با سعادت ، و مرگ با سعادت شهادت در راه خداست .
شهيد سرمست ساسانی پور؛

شهیدی که در ماه مبارک رمضان با لبانی خندان به مهمانی خدا رفت / آخرین اعزام دوم رمضان

شهید ساسانی پور تنها فرزند ذکور خانواده بود . مادر و پدر به او وابسته بودند . در اولين اعزامش خطاب به پدر و مادرش می گوید: اگر من شهيد شدم ناراحت نباشيد آخر نه ، من از علي اکبر بالاترم و نه شما از خانواده امام حسين عليه السلام عزيزتريد.
وصیت نامه شهید مسعود زارع؛

راه امام حسين (ع) را ادامه دهيد

از پدر و مادر مى خواهم كه براى من ناراحت نباشيد و برايم گريه نكنيد من در اين زندگى زود گذر دنيا نتوانستم براى شما خدمتى كنم اميدوارم در آن دنيا بتوانم از خداوند متعال براى شما طلب مغفرت كنم و مى خواهم كه برايم دعا كنيد .

امیدواری به آینده (بخش پایانی ) / داستانی به قلم شهيد علی حيدری

پس از يتيم شدن من چوپان کدخدا شدم . برادر کوچکم هم در خانه ی کدخدا بود . روزی از روزها گله ی کدخدا را بيرون از ده بردم اما بسيار سردم بود و هميشه زير سنگی بزرگ تکيه می دادم بعد از چند دقيقه که بلند شدم ديدم تا گله نيست پا به فرار گذاشتم . گريان و نالان می دويدم تا پس از چند دقيقه حرکت گله را پيدا کردم و مشغول شمردن گله شدم . ديدم تا بره ای کم آمده و باز هم مرتباً با کوشش بيشتر شمردم و باز هم يک بره کم آمد فکر می کردم بار الها اين بره چه شده ؟ آيا زنده هست يا گرگ خورده ؟ خيلی دنبال بره گشتم اما خبری از بره نبود .
طراحی و تولید: ایران سامانه