خاطرات شهید «ابراهیم رستمی» از زبان همرزم شهید «مصطفی باباکرمی»
بهار سال ۱۳۶۵ در سه راهی نمک بودیم یا همان سه راهی مرگ بودیم. منطقه زیر آتش سنگین دشمن بود. هوای تاریک منطقه، هر چند لحظه یک بار با منور عراقیها روشن میشد و بچهها مجبور میشدند چند گلوله به طرف منورها شلیک کنند تا به این وسیله با سقوط منورها بتوانند در تاریکی کارشان را انجام بدهند. مایلرها خاک میآوردند و بولدوزرها با چند تیغه خاکها را صاف میکردند و سکو میزدند.