همسر شهید "حسین نجفی" چنین میگوید: تا نیمه های شب منتظر بودم که خبر دادند خیلی از رزمندهها را موقع برگشتن به مقر شان شهید کردند با خودم گفتم نکند حسین نیز شهید شده است؟.
مادر شهید "عباس نباتچیان" میگوید: ماه شعبان روز تولد حضرت ابوالفضل (ع) به دنیا آمد به خاطر همین نامش را عباس گذاشتیم قبل از شهادتش من در اتاق خوابیده بودم که در خواب دیدم سیدی نورانی به داخل اتاق آمد.
همرزم شهید "ذبیح اله نجفلو" میگوید: در آخرین لحظات عزیمت کاروان خیبر ذبیحاله نجفلو مشغول نماز شد و فقط نماز مغرب را خواند و بعد از خوردن شام دیگر برای خواندن نماز عشا قیام نکرد.
مادر شهید "یداله نصیری زرندی" بیان میکند: قبل از به دنیا آمدن یداله خواب دیدم مرده ام و مرا همان جایی دفن کردهاند که الان مزار یداله آنجاست من داخل قبر دراز کشیده ام اما می ترسیدم.
مادر شهید "رجبعلی بالایی" از فرزند خود چنین میگوید: پدرم در خواب دیده بود بعد از دختر فوت شده ام پسری به من عطا میکند که بلند قامت و قوی است اما سیدی وارد خانه شده و او را بغل میکند و با خود میبرد.
جبهه اردوگاه بزرگ خداپرستان بود. تفرجگاه سرخي كه سالكان عشق در آن به گلگشت عرفان و معرفت ميپرداختند و گلبانگ وصل سر ميدادند. در این میان فرماندهان نقشهای بسزایی در دفاع مقدس ایفا کردند و راه و سیره سیدالشهدا(ع) را در پیش گرفتند.
"سردار حاج قاسم سلیمانی" در سال ۱۳۳۵ در روستایی کوهستانی با ساختاری طایفهای، واقع در شهرستان رابر، از توابع کرمان زاده شد. او در نوجوانی به کار بنایی مشغول بود و در سالهای ابتدای جوانی، از پیمانکاران سازمان آب کرمان بشمار میآمد، که پس از انقلاب ۱۳۵۷ و تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به این نهاد پیوست.