آلبوم اول را که دیدم عکس همسرم در آن نبود وقتی در حال دیدن آلبوم دوم بودم عکس شهیدی را دیدم که بادگیر سورمهای تنش بود و از پایین تنه زخمی شده بود. قیافهاش را شناختم، همسرم بود.
شهید "عباس جعفرینژادفردکهن " در وصیتنامهاش آورده است: ای مردم، در مقابل توطئه دشمنان و همه کسانی که میخواهند به این انقلاب ضربه بزنند از هر قشری و گروهی که باشند، استوار و محکم بایستید.
کمی صبر کردم، تا گرد و غبار بخوابد، در آن میان «سبحان» را دیدم که روی زمین آرام دراز کشیده و محاسنش غرق در خون است و من، به خندهی دیشبم، گریه میکردم!...
به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، دانشجویان شهرستان آبیک به همراه جمعی از اساتید با حضور در گلزار شهدای گمنام به مقام والای شهدا ادای احترام کردند.
سفارشهایش که تمام شد رفت، به دلم افتاد که این آخرین باری است که او را میبینم و فقط چند روزی از سفارشاتش نگذشته بود که به ملاقات تن بیسرش، به سردخانه رفتم...
در وصیتنامه شهید "سید محمدرضا خالقی" میخوانیم: باید اهل عمل باشید، سخن و راه شهدا را پیش گیرید و ندای شهدا را به جهانیان برسانید و بگویید مکتبی که شهادت دارد، اسارت ندارد...
شهید مفقودالاثر "مجید ماخانی" در وصیتنامهاش مینویسد: اى امت حزبالله نماز جمعه سنگر انقلاب است، پس این مکان مقدس و شریف را که خاری در چشم دشمنان است، خالى نگذارید...
چشمهایم را باز کردم دیدم شهید حاجمیری روی سینه من نشسته و دستهایم را محکم گرفته تا نتوانم تکان بخورم، شهید صنعتکار هم با قیچی، به جان موهای من افتاده و دارد موهایم را کوتاه میکند...