خاطرات شهدا - صفحه 70

آخرین اخبار:
خاطرات شهدا
انتشار به مناسبت چهل و سومین سالگرد پیروزی انقلاب؛

بگو برادرانم شهید شدند یا شوهرم؟ هیچ کدام از همه بهتران

شهید محمد اعیانی از شهدای انقلاب در دیار سربداران می باشد. دختر این شهید والامقام از قیام مردم سبزوار در محرم سال ۱۳۵۷ و شهادت پدرش خطراتش را می کند.
خاطرات روحانیون از دوران دفاع مقدس ثبت و ضبط شود
مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس لرستان:

خاطرات روحانیون از دوران دفاع مقدس ثبت و ضبط شود

سرهنگ «محسن رشیدی» گفت: نقش روحانیت در دفاع مقدس مغفول مانده است که لازم است نویسندگان در این زمینه ورود کنند و خاطرات روحانیون در دفاع مقدس را ثبت و ضبط کنند.
انتشار به مناسبت چهل و سومین سالگرد پیروزی انقلاب؛

فرازی از زندگانی شهید انقلاب «حسن اسدی»

شهید حسن اسدی برای اعتراض به رفتار بی رحمانه رژیم خاندان پهلوی، با غسل شهادت به تظاهرات علیه مزدوران این رژیم می رفت تا اینکه در همین راه حق طلبی و ظلم ستیزی به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
انتشار به مناسبت چهل و سومین سالگرد پیروزی انقلاب؛

زندگی نامه شهید انقلاب «حمید ادیبی»

شهید حمید ادیبی برای اعتراض به نصب تصویر محمد رضا شاه پهلوی از کارخانه اخراج شد ولی این حرکت باعث فرونشستن حس حق طلبی و ظلم ستیزی اون نگشت؛ تا اینکه عاقبت در ماه پیروزی خون بر شمشیر در حین تظاهرات انقلابی به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
انتشار به مناسبت چهل و سومین سالگرد پیروزی انقلاب؛

زندگی نامه شهید انقلاب «هادی آهنگر مقدم»

شهید هادی آهنگر مقدم از اولین شهدای انقلاب اسلامی در قیام مردم مشهد به شمار می رود که خون او از اولین قطرات نابی بود که جوانه های انقلاب را رویاند و مردم با نام و یاد او در برابر مزدوران شاه می ایستادند.

شهیدی که بلافاصله بعد از عملی جراحی به منطقه رفت!

«بعد از عمل جراحی می‌گفت کسی بالای سر یگان نیست و من با همین وضعیت بروم بهتر است به همین دلیل بلافاصله از بیمارستان مرخص شد، به منطقه رفت و مشغول ادامه ماموریت شد ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات فرمانده شهید «محمدمحسن پرویز» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
زمان زیادی صرف پرستاری از سگ بیمار کرد
خاطره ای از شهید «حسن اربابی»

زمان زیادی صرف پرستاری از سگ بیمار کرد

بردار شهید خاطره‌ای از شهید «حسن اربابی» و دلسوزی های وی برای یک حیوان روایت می‌کند.

خاطرات/ ما را تشویق به رعایت حجاب می‌کرد

«به زبان کودکانه به ما توصیه می‌کرد که از حجاب‌مان مراقبت نماییم.» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات شهید «علی اتحادی شــیروانه ده» از زبان خواهرزاده‌ی این شهید بزرگوار است که تقدیم حضورتان می‌شود.

نمازش را در بدترین شرایط سنگر ایستاده می‌خواند!

«نماز و روزه این شهید بزرگوار هیچ‌گاه قطع نمی‌شد در بدترین شرایط سنگری که می‌ساختند طوری طراحی می‌کردند که بتواند نمازش را به صورت ایستاده بخواند ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات فرمانده شهید "محمدمحسن پرویز" است که تقدیم حضورتان می‌شود.

شهیدی که در تشییع برادرش شرکت نکرد!

«مادر جان به من می‌گویند برای تشییع برادر شهیدم به قزوین بروم، ولی من می‌گویم اینجا بمانم و راه برادرم را ادامه بدهم بهتر است به همین دلیل در جبهه ماند و نیامد ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات فرمانده شهید «محمدمحسن پرویز» از زبان مادر این شهید بزرگوار است که تقدیم حضورتان می‌شود.
نگران نباشد جانباز نمی‌شوم، شهید می‌شوم
شهید «محمدعلی مرادزاده فهرجی» :

نگران نباشد جانباز نمی‌شوم، شهید می‌شوم

پدر شهید «محمدعلی مرادزاده فهرجی» از آخرین دیدار خود با شهید می‌گوید: روز اعزام شهید به جبهه بود، شهید را همراهی کردم، «محمدعلی» متوجه حالت روحی و نگرانی من شد و با لبخند گفت: پدر نگران نباشد جانباز نمی‌شوم، شهید می‌شوم.
برگی از خاطرات آزادگان در اسارت؛

۱۰ جعبه شربت در بازی با عراقی‌ها عاید اسرا شد!

«یکی از عراقی‌ها آمد داخل اردوگاه و به حاج‌آقا گفت: ابوترابی! بازی می‌کنی؟ حاج‌آقا گفت: ما پیرمردیم، ما کجا، شما کجا؟ ما که بازی بلد نیستیم. عراقی گفت: تو پیرمردی؟ من هر روز با دوربین می‌بینم که تو بازی می‌کنی ...» ادامه این خاطره از «سید آزادگان، شهید حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

خاطرات/ نذر چهل نماز شب!

«زمانی که برای دوره آموزشی به مشهد رفته بود، در حرم امام رضا (ع) چهل بار نماز شب خوانده بود. بعد از چهلمین شب، با من تماس گرفت و گفت: مادر جان من خوابی دیده‌ام که اگر لایق باشم به آن می‌رسم! ...» ادامه این خاطره را از زبان مادر شهید «حسن حسین‌پور» در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.
خاطرات شفاهی والدین؛

فیلم|نوید شهادت مرتضی را امام در خواب به ما داد

مادر شهید مرتضی درویشی درباره فرزند خود گفت: قبل از شهادت مرتضی چندین بار خواب دیدم امام خمینی (ره) به منزل ما آمده و نوید شهادت مرتضی را به پدرش می‌دهد.
خاطرات رزمندگان گردان 410 غواص لشکر ثارالله؛

علی عابدينی همان اول شهيد شد

در خاطرات «عباس قطب الدینی» همرزم شهید عابدینی آمده است: نمی دانم چگونه از آن همه مانع عبور کرديم. در مدت چند ثانيه خودم را روي خط پدافندي دشمن ديدم. مثل اينکه کسي دست ما را گرفت و بلند کرد و روي خاکريز گذاشت. علی عابدينی همان اول شهيد شد.
تاریخ شفاهی؛

فیلم/ فرمانده پسرم به او گفته بود شهید می‌شود

مادر شهید «سعید حیدری» می گوید: با اینکه پسرم سنش خیلی کم بود ولی مورد علاقه فرماندهان خود قرار داشت و یکی از فرماندهان او گفته بود که تو به زودی شهید می شوی.

علاقه شهید «احمد کیخایی» به کتاب

خاطره‌ای از زبان مادر شهید «احمد کیخایی» درباره علاقه پسر شهیدش به کتاخوانی و همکاری وی با نشریه نقل شده است که در ادامه می خوانید.

اگر میوه برای همه است می‌خورم وگرنه نمی‌خورم!

«من از روی دلسوزی و خدمت به ایشان، این پرتغال را پوست کندم که میل کند. تا چشمش به این بشقاب افتاد، گفت: اگر این میوه برای همه است من هم می‌خورم و اگر نه نمی‌خورم! ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات شهید «محمدعلی رجایی» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
عاشقان از فراق یار می‌سوزند و انتظار شهادت را می‌کشند
شهید «حسین نارویی قلعه‌نو» :

عاشقان از فراق یار می‌سوزند و انتظار شهادت را می‌کشند

شهید «حسین نارویی قلعه‌نو» در وصیتنامه اش می نویسد: به جبهه میروم و آگاهانه مسیرم را انتخاب کردم . با عشق خدا به جایی میروم که عاشقان معبود در آن جا از فراق یار می‌سوزند و انتظار شهادت را می‌کشند.
خاطره طنز؛

شوخی با هم‌رزمان | «عزرائیل»

جانباز«عباس کیایی» از جانبازان دوران دفاع مقدس است. او در خاطراتی که از آن دوران داشته‌است به بخش‌هایی طنزگونه نیز پرداخته است. در نوید شاهد البرز این خاطرات را بخوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه