آرزوی شهادت

آخرین اخبار:
آرزوی شهادت

بالاترین مرتبه لقاءالله را می‌خواهم

خواهر شهید «اصغر متولی» نقل می‌کند: «می‌گفت: بالاترین مرتبه لقاءالله است. من فقط شهادت رو می‌خوام. می‌ترسم با اینجا موندنم هرلحظه از شهادت دورتر بشم.»
گفت‌وگو با همسر شهید جنگ رمضان «محمدرضا ابراهیم»

از شهادت حس خوبی می‌گیرم

«سهیلا عابدینی» می‌گوید: «تنها چیزی که در این دوران مرا آرام کرده، این حس خوبی است که از نام شهادت می‌گیرم و حضور همسرم که در همه شرایط در کنارم است.»
قسمت دوم خاطرات شهید «سید اصغر موسوی»

عجیب پایبند نماز جماعت بود

هم‌رزم شهید «سید اصغر موسوی» نقل می‌کند: «بیشتر روز‌ها تأکید می‌کرد بعد از نماز عصر باهم به خانه برویم. عجیب پایبند نماز جماعت بود. او اولین پرنده‌ای بود که از پایگاه شهید هاشمی‌نژاد پرواز کرد.»

باید با شهادت‌مان اسلام را به تمام جهان بشناسانیم

به مناسبت سالگرد شهادت شهید «ابراهیم مخبریان» دست‌نوشته این شهید گران‌قدر برای علاقه‌مندان منتشر می‌شود. در گزیده‌ای از دست‌نوشته‌های شهید در وصیت‌نامه‌اش می‌خوانیم: «باید با خون خود درخت اسلام را آبیاری کنیم و اسلام را با شهادت‌مان به سراسر جهان بشناسیم.»

کلیپ/ آرزوی شهادت رهبر انقلاب اسلامی

گفتاری از رهبر شهید انقلاب در وصف شهادت، این کلیپ در معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام تهیه شده است.
قست دوم خاطرات شهید «نورالله عزالدین»

مجوزی برای پرواز

هم‌رزم شهید «نورالله عزالدین» نقل می‌کند: «گفتم: کجایی؟ همه توی چادر منتظرت هستن. گفت: همین دور و بر‌ها بودم تا مجوز بگیرم، کمی دیر شد. گفتم: مجوز چی؟ گفت: داشتم برای مجوز شهادت چونه می‌زدم. بالاخره گرفتم.»
خاطره‌نگاری همسران شهدا

نور رفتن در چهره‌اش پیدا بود

در این کلیپ همسر شهید «علی ربیعی» نقل می‌کند: «روزی به علی گفتم: خیلی چهره‌ات نورانی شده، گفت: رفتنم نزدیک شده.»
قسمت دوم خاطرات شهید «مهدی اشرف»

تا راه کربلا باز نشه من می‌رم جبهه

مادر شهید «مهدی اشرف» نقل می‌کند: «گفتم: دلت به حال مادر نمی‌سوزه؟ گفت: شما همون کاری رو بکنین که حضرت زینب کرد. بعد خندید و گفت: تا راه کربلا باز نشه من می‌رم.»
قسمت دوم خاطرات شهید «عباسعلی رنگریز»

معبر را گشود تا به دلبرش برسد

هم‌رزم شهید «عباسعلی رنگریز» نقل می‌کند: «گفتم: عباس تو نه! تنها پسر کربلایی جمشید نه! نرو! نگاهم کرد و گفت: ما کجا و شهادت کجا؟ وارد معبر شد تا به دلبرش برسد.»

خدایا! دلم مشتاق قرب واقعی تو است

شهید «علیرضا فرخ‌نژاد» در مناجاتش با پروردگار می‌گوید: «خدایا! خیلی دلم مشتاق قرب واقعی تو در آن دنیا می‌باشد، آن موقع که هیچ حجابی بین من و تو نیست.»

می‌خواهم خدا رو با لباس نو ملاقات کنم

هم‌رزم شهید «مجید طالب‌بیدختی» نقل می‌کند: «گفت: من این لباس پلنگی رو می‌یارم. نزدیک خط که رسیدیم می‌خوام بپوشم. من شهید می‌شم. می‌خوام خدا رو توی لباس نو ملاقات کنم.»

معبودا! به ما شایستگی پرواز به سوی خود عنایت بفرما

شهید «محمدرضا محمدیان» در مناجاتش با پروردگار می‌گوید: «معبودا! به ما شایستگی پرواز به سوی خود عنایت بفرما»
قسمت دوم خاطرات شهید «قدرت‌الله هراتیان»

گریه در خانه، لبخند در خط مقدم

خواهر شهید «قدرت‌الله هراتیان» نقل می‌کند: «مادر پرسید: قدرت شب عملیات حرفی نزد؟ دوستش اشک‌هایش را پاک کرد و گفت: لباس نو می‌دادن. به قدرت و چند تا از بچه‌ها نرسید. با لبخندی بر لب گفت: امشب که قراره داماد بشیم به ما لباس نو نمی‌دین؟ صدای هق‌هق گریه‌ها از گوشه و کنار اتاق بلند شد.»
همسر شهید موشکی «امیر مرادی‌نسب»:

همسرم رفت، اما عشق و ایمانش هنوز در خانه جاری است

«کبرا اعرابیان» می‌گوید: «امیر، عاشق شهادت بود و مدام از آن سخن می‌گفت. بعد از شهادتش تمام سعی‌ام را کردم تا بتوانم آن‌طوری که او می‌خواست، فرزندانم را تربیت کنم. هرگز نگذاشتم نام و یاد پدرشان از خاطرشان برود؛ همیشه از ایمان، عشق، شجاعت و ولایی بودن پدرشان برای‌شان می‌گویم.»
آرزویم شهادت در روز جمعه است

شهیدی که شب قبل فال شهادت گرفت و صبح به وصال رسید

پرویز باپیری، نوجوان بسیجی اهل شیخ مکان، شب جمعه پیش از شهادتش برای همرزمانش فال گرفت و با شوق گفت: «فردا صبح من شهید می‌شوم». صبح جمعه هفتم اسفند ۱۳۶۶، پیش‌بینی‌اش به حقیقت پیوست و با اصابت تیر دشمن در جبهه مهران به وصال رسید.

ایثار تا آخرین نفس

پسردایی شهید «سلمان کاری» نقل می‌کند: «توی صنایع دفاع همکار بودیم و نمی‌توانستیم مرخصی بگیریم. با حسرت گفت: نمی‌خوام همین‌طوری بمیرم. باید شهید بشم یا وقتی بمیرم که دارم یک کار مفید انجام می‌دم.»
گفتگو با همسر شهید راه قدس «ابوالفضل شهباز»

وداع آخر با نوازش میعاد و وصیت به همسر

زهرا اصحابی گفت: «برگشت و میعاد را در آغوش گرفت و گفت: بابایی! خیلی دوسِت دارم، مواظب خودت و مامان باش و این آخرین دیدار و خداحافظی ما بود.»

پرونده‌اش برای همیشه در بنیاد شهید ماندگار شد

مادر شهید «ابوالفضل نیکذات» نقل می‌کند: «گفت: می‌خوام برم بنیاد شهید برای همیشه اون‌جا بمونم. گفتم: آخرش نفهمیدم چی می‌گی؟ وقتی ابوالفضل شهید شد و پرونده‌اش برای همیشه در بنیاد شهید ماند، تازه منظورش را فهمیدم.»

دعای فرج امام زمان(عج) را زیاد بخوانید

شهید «حسن خادمیان» در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «همه کارهای‌تان، قدم‌های‌تان و کلام‌تان برای رضای خدا باشد. پشتیبان ولایت فقیه و روحانیت مبارز باشید که اینان منادیان اسلام هستند. دعای فرج امام زمان(عج) را زیاد بخوانید.»
طراحی و تولید: ایران سامانه