اقدامات شهید "حسن آب شناسان" در منطقه دشت عباس چنان دشمن را بر افروخته بود كه "صدام حسين" علناً براي سر او جايزه تعيين كرده بود و زبده ترين چريكی هايش را به مقابله او مي فرستاد.
دشت عباس شاهد حضور سرهنگ و ياران همراه وی بود. او راه نفوذ عراق را در آن منطقه كاملاً بسته بود. " شير صحرا" و " شهيد صحرا" لقبي بود كه مردم بومي دشت عباس به او داده بودند.
شهید "قدرت آقابراری" در وصیت نامه خود چنین می نویسد: پاسدار توحيد باشيد. اين را بدانيد هرجا كه توحيد به خطر بيفتد، مسلمان براي نجات او مي كوشد؛ چون توحيد عزيزترين حقيقت انساني است.
شهید "قدرت آقابراری" در وصیت نامه خود می نویسد: توحيد حقيقتي است كه وابسته به شخص معيني نيست؛ بلكه براي بشريت است، جزء فطرت انسان است و هيچ وقت فکر بشر را به سوي ضد توحيد راهنمایي نمي كند.
شهید "قدرت آقابراری" سه بار مجروح شد. پس از بهبودی نسبی از آخرین جراحت، که سخت ترین آن ها بود، عزم رفتن کرد و کوله بارش را برای آخرین بار بست. چیزی نگذشت که پس از 21 ماه تلاش خالصانه به شهادت رسید.
فرمانده مرکز مقاومت بسیج سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی قیام عاشورا نیاز دارد، از اینرو نام امام حسین (ع) هرگز فراموش نمیشود.
شهید "حسن آبشناسان" به عنوان سرلشکر ارتش در جبهه حضور یافت. دلاورانه برای این خاک جنگید و هشتم مهر به شهادت رسید. پایگاه خبری نوید شاهد از آلبوم تصاویر این شهید رونمایی کرد.
سروان خلیلی نقل می کند: در شناسایی برای یکی از عملیات ها، شهید " حسن آب شناسان" با وجود اینکه نسبت به بقیه بچه ها سن بیشتری داشت، اما تمام راه را با پای پیاده همراه آنان، بدون خستگی طی کرد. در انتهای روز نیز پس از انجام کارها دیرتر از بقیه استراحت نمود.
شهید "شکرالله احیایی" را می توان به عنوان همسری خوب، پدری نمونه، کارمندی موفق و دوستی مهربان معرفی کرد. این صفات اغراق نیست؛ صحبت آشنایان او همگی سندی است بر واقعیت داشتن چنین کرداری از یک انسان معمولی.
مادر شهید "عباسعلی پیرمرادی" نقل می کند که وی سوم مهر عازم جبهه شد و هفتم خبر شهادتش را به خانواده اش رساندند.او در واکنش به شهادت فرزندش می گوید: خدایا راضی ام به رضای تو، امانتی داده بودی که به سوی تو بازگشت.
شهید "اسماعیل پیمان گو" در وصیت نامه اش خطاب به همسرش چنین می نویسد که از خدا برایم طلب مغفرت نما که شاید ما شهید ظاهری باشیم. از خدا بخواه که واقعاً شهید باشم. پایگاه خبری نوید شاهد به مناسبت سالگرد ایشان از نسخه اصلی وصیت نامه این شهید گرانقدر رونمایی کرد.
شهید " شهید اسماعيل پيمانگو " در محل کار خود دست به توزیع اعلامیه هایی که در پاریس منتشر می شد زد. کسی باور نمی کرد که توزیع این اعلامیه ها کار او باشد، زیرا ظاهرش او را انسانی بی تفاوت در مقابل اتقاقات سیاسی نشان می داد اما درون او چیزی غیر از این بود.
همسر شهید " اسماعيل پيمانگو " در خاطراتش می گوید که در آخرین دیداری که من با اسماعیل داشتم، او را با اسپند، آب و قرآن بدرقه کردم. رفت، به شهادت رسید و دیگر بازنگشت.
شهید "اسماعیل پیمانگو" در وصیت نامه خود چنین نوشته است که به یادآور زمانی که سنگ لحد بر روی تو می گذارند؛ اینجاست که سوره مبارکه والعصر را می فهمی؛ قسم عصر و زمان را درک می کنی و اهمیت عصر زمان را تشخیص می دهی.
شهید "غلامرضا توکلی" در آخرین دیدارش با خانواده قبل از اعزام به آن ها چنین گفت که من از بیت المال تغذیه کردم و باید به وطنم خدمت کنم تا وجدانم راحت باشد. اگر من تا یک ماه دیگر برنگشتم بدانید که شهید شده ام. من امانتی بیش نزد شما نیستم.
شهید "تیمور بابایی" به عنوان ستوان یکم ارتش در جبهه حضور یافت. بر اثر اصابت ترکش به بدن، به لقای پروردگار خود پیوست. او فرمانده ای با لیاقت و شجاع بود که لحظه ای در وظیفه خود سستی نکرد.
با اینکه شهید "غلامرضا بیک محمدی درمنی" علاقمند به ادامه تحصیل بود، ولی مسئله جنگ را مهم تر از آن تشخیص، دفاع از میهن اسلامی را سرلوحه کارهای خود قرار داد و خود را زودتر از موعد مقرر به سربازی معرفی کرد.
شهید "غلامرضا بیک محمدی درمنی" با خط خوشی که داشت سر تا سر دیوارهای محله را با شعار و نقاشی های گویا و زنده به کار می گرفت. هم اکنون پس از سالیان هنوز آثار او بر دیوارهای مکان سکونتش باقی ست و مردم با بارسازی آن نقاشی ها نمی گذارند که آثارش از بین برود.
خانواده شهید "امیر ایزدی" تعریف می کنند که گاهی هنوز حضور فرزندشان را در خانه حس می کنند، در مشکلات از او کمک می خواهند و بسیار او را در خواب می بینند؛ آنقدر که انگار هنوز با آن ها زندگی می کند.
شهید "عماد آرم" در آخرین نامه خود به خانواده اش از بازگشتش در 15 روز دیگر خبر داد. چند روز به بازگشتش مانده بود که در حال رساندن وسایل امداد، بر اثر اصابت گلوله برای همیشه در جبهه ها ماند.