چشمه آیینه - صفحه 3
۳۱//۱۴۰۵
۱۲:۰۳
فا
فارسی
English
العربیة
خانه
اخبار
عکس
فیلم
اسناد
کتاب
مجلات شاهد
ویژه نامه
پژوهش
استانها
جنگ تحمیلی سوم
موزه شهدا
جستجوی شهدا
تفال به وصایای شهدا
آخرین اخبار:
روایت لحظه شهادت شهید «علیمردان آزادبخت»
مراسم عزاداری شهادت رهبر معظم انقلاب امشب در میادین اصلی شهر و استان تهران برگزار میشود
پیام بنیاد شهید و امور ایثارگران به نیابت از خانواده معزز شهدا و ایثارگران در پی شهادت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیتالله العظمی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند
پویش «بهار قرآن با شهدا» برگزار میشود
چشمه آیینه
بابای خوب من
بابای خوب من / هست از همه بهتر / بابای من فخر / هر فرد ایرانیست / هر کس جز این گوید / فرزند ایران نیست
یک هدیه از دستان بابا
بابا تفنگ آهنی داشت / با یک کلاه سبز سنگین / در ساکش از جبهه می آورد / یک عالمه سوغاتِ رنگین
برای شهید مصطفی احمدی روشن
ترسیده این قوم حقیر روبه رو از ما /اینک که در میدان شنیدههای وهو از ما / ما را بگو بیهوده از مستی نترسانند
پهلوانان
گذشتگان تو اکنـون به خوابها رفتند / چگونه شد که عزیزان به قابها رفتند؟! / چه طـور شد کـه گلـوهای دوستان بهـار
جویبار سنگر
يك ميروي و هزار بر ميگردي / شبگردي و شب شكار بر ميگردي
شوق وصل
خانه لبریز خنده و باران، آمدی با صدای سبز اذان /در نگاهم غزل غزل هیجان،بر لبم شکر خالق سبحان /مادرت آب بود و آیینه، دل پاکش زلال و بی کینه
سروده محمدحسین ملکیان؛ تقدیم به سربازان میهنم
کسی شبیه به تو، یا کسی شبیه من است / کسی که دغدغه اش پاسداری از وطن است
تکرار...
آن گاه سرفه خواهی کرد / میان بارش خاطرات / -لایه ای زخیم تو را فرا میگیرد
زخم تو وا کرده مفاتیح الجنانها را
«شیمیایی» سروده ای از عبدالحسین رحمتی
پیچید گاز خردل / بر مخمل تنش آه / تاول به روی تاول
بابای من شهید است
یک سفره مثل هر سال / تنگ بلور ماهی / یک عالمه خوراکی
«سرو»
مهدی عموی خوبم / از بچه های جنگ است
درس ما تفنگ ماست...
اسم کوچکم «لیلا»ست / اسم مادرم «حور» است / اسم خوب بابا... او / سالها ز ما دور است
ویلچر سیمی
با ویلچر سیمی / در کوچه میگردی / چون بچه می آیی / با آن که یک مردی
کبوترانه
برخاستم از خواب اما باورم نیست / همسنگرم! همسنگرم! همسنگرم! نیست
سروده علي احدي تقدیم به شهدای گمنام و مادران شهدا
در گوشه اي از خاك كم كم جات پيدا شد / كم كم سرت، دستت، پلاكت ، پات پيدا شد
غم سربازها
شطرنج بازی ميکند امّــا نمیداند / در آستــیـنــش مـُـهره های مار هم دارد!
عشق آغاز
کوهها خوب میشناسندت، کوهها با تو آشنا هستند
سروده «علی اصغر شیری» تقدیم به شهدای عاشورایی
دشت را ابر تیره پوشانده، یاسمنها به گریه افتادند...
ماه بی سر
من کودکی را با همین ها میشناسم . بـا اسم ژِ3 با کمین، پاتک، منوّر
<
1
2
3
4
5
6
>
تازهها
بازدید نماینده ولیفقیه و معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران از مرکز اسناد ایثارگران
برچسب منتخب
گروه مجلات شاهد
بنیاد شهید و امور ایثارگران
طراحی و تولید: ایران سامانه