مصاحبه - صفحه 79

مصاحبه
وقتی در چادر فرماندهی دیده شد خیلی تعجب کردم ...

گفتگوی صمیمانه نوید شاهد سمنان با مادرگرامی شهید عبدالهادی قرغی

روز قبل از شهادت گفت: فردا شش صبح شهید میشوم

گفتگوی صمیمانه نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید رمضانعلی خراسانی

روزی که به شهادت رسید حاج رجب پریمی اومد خونه ی ما . دیدم داره گریه میکنه وازمسجد میاد. گفتم ، چرا گریه میکنی ؟ گفت ، حاجی ما باهم رفتیم و حالا اون شهید شده ومن تنها موندم . پسرم تو عملیات محرم شهید شد . ایشون تعریف میکرد ، همون روزی که شهید شده روز قبلش گفته بوده که فردا شش صبح شهید میشم .
گفت‌وگوی تفصیلی نوید شاهد با رزمنده هشت سال دفاع مقدس:

موج خون در اروند/ ناگفته هایی از عملیات کربلای 4

پور نجف گفت : صحنه های عملیات کربلای 4 هنوز نیز در مقابل چشمانم است ، وقتی عملیات لو رفت ، عراقی ها خمپاره های متعددی روی رودخانه می زدند که وقتی این خمپاره ها وسط رودخانه اصابت می کرد موجی از خون در سطح آب رودخانه پخش می شد که بسیار دردناک بود. هفده روز بعد توانستیم انتقام این عملیات را در عملیات کربلای 5 بگیریم.

گپ خودمانی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید حسینعلی ملکی فر / خواب دیدم که شهید شدم

چون تولد حضرت عباس بود من روزه گرفته بودم . اون روز توی مسجد افطار کردم . از مسجد که اومدم خونه حالم عوض شد و نشسته خوابم برد . دیدم تو صحرا هستم و یه اسب سفید وجوان رو دیدم که یه علم هم دستش هست . یه پنجه هم روی علمش بود ومن رفتم جلو
گفتم، خدایا امشب بچه ام به خوابم بیاد که دیگه گریه نکنم و آرام بشم

گپ خودمانی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید حسین مویدی

دیدم یه دشتی همه برف باریده وکوه ها پر ازبرف هست . یه دربزرگی بود تا دروباز کردم دیدم بچه ام ازدورداره میاد ومن بغلش کردم ، گفتم بیا مامان برات برنج آوردم . تو که ساکت هم نیاوردی ووسیله نداری .گفت ، همه چی دارم . اون شب من برای مراسمش خیلی غذا پخته بودم . چهار تا قابلمه شام هم برای همسایه هایی که نبودند کنار گذاشته بودم .میگفت ، امشب خیلی غذا خوردم . تو نگران نباش بیا میوه بهشتی بخور . من دارم خدمت میکنم وبعد ازخدمت هم برمیگردم
نوشته بود من به هیچ کس بدهکار نیستم!

گپ خودمانی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید حسین مظفری

من گفتم خداوند بهم پنج تا پسرسالم وفهمیده داده ، حالا یکی درراه خدا رفته . عیبی نداره چون مملکت ما الان نیاز داره وجنگه . هرکس حتی اگه مریض هم باشه باید سه ماه بره پشت جبهه خدمت کنه . خودش رفت کارکرد و پیراهن ضد شیمیایی خرید هشت تومن . گفت ، دوست نداره . خیلی مودب بود و الان هم بچه هام خیلی زحمت کش بودند .
سید حسین فرمی باف

اسارت بخش دردناکی از تاریخ هشت سال دفاع مقدس ملت قهرمان ایران در برابر متجاوزان بعثی

سید حسین فرمی باف از آزادگان یزدی و متولد سال 42 است که شانزدهم آبان 1361 به اسارت در آمده و تقریبا هشت سال در زندان‌های رژیم بعث عراق به سر برده است.
سردار شهید حسن انتظاری

مصاحبه با سردار شهید حسن انتظاری در جبهه/کلیپ

نویدشاهدیزد:شهید حسن انتظاري بيست و دوم اسفند 1363، با سمت فرمانده محور و گردان امام‌علي(ع) در سوسنگرد بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد.
مصاحبه به مناسبت هفته دفاع مقدس

من انقلابی ام / آمریکا یک گرگ طمع کار در مقابل مسلمانان انقلابی است

حاج رسول گفت: رهبری می‌فرمایند انقلابی شدن آسان ولی انقلابی ماندن بسیار سخت است یعنی اینکه باید در تمام زمینه‌ها انقلابی عمل کرد
مصاحبه;

مصاحبه با جانباز مرتضی دریائیان

جانباز هفتاد درصد جنگ تحمیلی برادر مرتضی دریائیان اهل بندر ریگ است. این رزمندة سال های دفاع مقدس در عملیات های مختلفی شرکت کرده و بارها زخمی و مجروح شده است. سرتاسر بدنش هنوز پر از یادگارهای خط مقدم و نبرد با دشمن و در عین حال افتخارآمیز است. مجموعه خاطرات این بسیجی دلاور می تواند کتابی را تشکیل دهد، کتابی که به هرحال باید روزی به نگارش درآید تا آیندگان بدانند که مردم دلیر ایران برای آزادی و استقلال میهن خود چه خون بهای سنگین و توان فرسایی پرداخته اند. در یک تابستان گرم و شرجی زده و در روز هیجدهم تیرماه 1386 به بند رریگ و منزل برادر مرتضی دریائیان رفتیم و پای خاطرات مفصل این بسیجی نشستیم.
گفتگو

سختی های دوران اسارت (روایتی از حاج اسماعیل ناصری پور )

در اردوگاه‌های عراق سالنی عریض وجود داشت که اطراف آن را مأموران عراق پر کرده بودند و اسرا را پس از انتقال به آن مکان به‌شدت کتک می‌زدند

وعده آزادی/ مصاحبه با آزاده جانباز اردشیر فرهادی

آزاده سرافراز اردشیر فرهادی می گفت: در طول دو سال اسارتم مهمترین و شیرینترین خاطره ام شنیدن وعده آزادی از طرف صلیب سرخ بود که به ما گفتند بعد از یک ماه دیگر آزاد می شوید و شیرینتر از همه .....
مصاحبه خواندنی با آزاده سرافراز «منصور عبدالهی»

دفاع از خاک و ناموس مملکت وظیفه است

در عملیات مجاهدین خلق به نام عملیات آفتاب، پس از درگیری و شهادت تعدادی از دوستان به اسارت نیروهای عراقی در آمدیم و به محض اسیر شدنمان دست هایمان را با بند بستند و ما را در چاه هایی قرار دادند ........
به مناسبت سالروز ورود آزادگان

هدیه ای از یک شهید که «زِره» جانم شد / گفتگویی با آزاده دوران دفاع مقدس مصطفی سقازاده

با این وجود که تیربارچی بودم و دوستان همه شهید شده بودند اما هنوز تیری به من اصابت نکرده بود. تعداد زیادی گلوله در کنارم فرود می آمد و حرارت برخی از گلوله ها را حس می کردم اما به من اصابت نمی کرد. ناگهان تیر بار متوقف شد و دیگر گلوله ای نداشتم.
مصاحبه با علی قاسمی، همرزم شهید محمد رضا فاطوری فر- قسمت چهارم؛

کلیپ/ افتخار شهادت

بعداز گذشت چند روز از شهادت محمدرضا مادر شهید به منطقه سرپل ذهاب آمد هیچ یک از همرزمانم و حتی خود من توانایی خبر شهادت به مادر را نداشتیم تا اینکه من جلو رفتم و به او گفتم تسلیت می گویم مادر در جواب گفت: من ناراحت نیستم من به شهادت پسرم افتخار می کنم.
مصاحبه با علی قاسمی، همرزم شهید محمد رضا فاطوری فر- قسمت دوم؛

کلیپ/ هیچگاه دشمنان را رها نکرد و همیشه در حال مبارزه بود

شهید فاطوری فر چه در زمان پیش از انقلاب و چه در جنگ تحمیلی یکی از افرادی بود که در همه درگیری ها با دشمنان حضور داشت.
مصاحبه با شهید غلام ملاحی در مورد عملیات کربلای 5 ایشان مسئولیت طرح عملیات لشکر 11 امیرالمومنین (ع) را در آن عملیات بر عهده داشت

مصاحبه با شهید غلام ملاحی در مورد عملیات کربلای 5

شهید غلام ملاحی فرزند سلیم بیگ در سال 1341 دیده به جهان گشود ، از همان اوان كودكي با قرآن آشنا بودند و محبت اهل بيت (ع) در دلش نقش بسته بود تا مقطع دیپلم در رشته راه و ساختمان به اتمام رساند. در زمان جنگ فرماندهي اطلاعات عمليات لشكر حضرت امير (ع) به عهده ايشان بود وي در گرما و سرماي مناطق خرمشهر ، فاو ، آبادان و كردستان پيوسته حضور داشت تا اينكه سرانجام در اول مرداد سال 1367 در ارتفاعات ميمك در حين آرايش نيروهاي مردمي در اثر تركش گلوله توپ به درجه رفيع شهادت نائل آمد. از اين شهيد گرانقدر يك فرزند دختر به يادگار مانده است . مزار این شهید گرانقدر در جوار امامزاده علی صالح(ع) واقع شده است.
مصاحبه

مصاحبه با پدر گرانقدر «شهید محمدرضا رضایی» از شهدای استان ایلام

شهيد محمدرضا رضايي فرزند شاگردین در اولين روز از اسفند ماه سال 1344 در بخش چوار متولد شد. شهيد تحصيلات خود را تا سوم راهنمايي ادامه داد. به خدمت مقدس سربازی جهت دفاع از میهن اسلامی اعزام شد شجاعت شهید زبانزد عام و خاص بود پس از رشادتهای فراوان در 28 خرداد 1366 در بخش دهلران بر اثر اصابت تیر مستقیم دشمن به مقام عظمای شهادت نائل آمد. پيكر مطهر این شهید گرانقدر در گلزار شهدای علی صالح (ع) آرمیده است.
مصاحبه

مصاحبه با مادر گرانقدر «شهید حمیدرضا عزیزی» به زبان محلی کردی

شهيد حميدرضا عزيزي فرزند حبيب الله که در پنجم مردادماه 1342 در روستاي طاقطاوي از توابع بخش چوار در ميان خانواده اي مذهبي به دنيا آمد با وجود وضعيت مالي ضعيف خانواده توانست مدرك ديپلمش را اخذ نموده و پس از آن براي خدمت مقدس سربازي به خيل سربازان ارتش پيوست و به پادگان 10 لشکرک تهران به منظور طي دوران آموزشي اعزام گرديد، پس از طي دوران آموزشي به لشكر 84 خرم آباد منتقل و به جبهه هاي نبرد حق عليه باطل به مهران اعزام گرديد .سرانجام در 17 مردادماه 1365به همراه جمعي از همرزمانش در منطقه ي قلاويزان به علت اصابت تركش خمپاره به درجه رفيع شهادت نائل آمدند و به خيل شهيدان دفاع مقدس پيوست. مزار اين شهيد در مزار شهداي صالح آباد مي باشد.
طراحی و تولید: ایران سامانه