مصاحبه - صفحه 77

مصاحبه
مصاحبه;

مصاحبه با جانباز هفتاد درصد محمد زمانی

جانباز هفتاد درصد جنگ تحمیلی برادر پاسدار محمد زمانی اهل جزیره خارک در خلیج فارس است. او اندکی پس از شروع جنگ و در حالی که هواپیماهای عراقی و با بمب و موشک خارک و کشتی های پهلو گرفته در اسکله های آن را هدف قرار می دادند، با لنج به آبادان رفت و در آنجا به نبرد با دشمن پرداخت. این جانباز عزیز در عملیات فتح المبین روی مین رفت و از ناحیة هر دو پا جانباز شد. ایشان پس از جانبازی با تلاش مضاعفی لیسانس خود را در رشته حقوق گرفت و سال هاست که درس طلبگی می خواند. در روز دهم دی ماه 1386 و در یک صبح برفی در شهر مقدس قم به منزل آقای محمد رفتیم و گفت وگوی کوتاهی با او انجام دادیم که متن آن را با هم می خوانیم.
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با خانواده گرامی شهید نورالله احمدی

خادم اهل بیت بودن ارث خاندان ماست

این ارث خاندان ما هست . از پنجم محرم تا یازدهم محرم ما مسئول نخل بودیم . تا روز عاشورا که نخل رو دور می دادیم توی امامزاده عاقب و امامزاده ابراهیم و سه تا امامزاده ی دیگر . پدرم تا زمانی که بود ، خودش مسئول نخل بود . الان هم ما این رسم رو ادامه میدیم .
مصاحبه با جانباز شیمیایی 70 درصد یوسف علوی؛

گوش به فرمان رهبرم هر لحظه آماده‌ام/ اتفاقی برایم نیفتاده!

یوسف علوی جانباز 70 درصد شیمیای استان زنجان می‌گوید: مگر اتفاقی برایم افتاده که از رفتن جابمانم هر لحظه رهبرم فرمان دهد من در رکاب آقا برای دفاع از میهنم پیش خواهم رفت.
مصاحبه;

مصاحبه با مهدی رضایی جانباز هفتاد درصد جنگ تحمیلی

او یکی از قدیمی ترین جانبازان جنگ تحمیلی استان بوشهر به شمار می رود. تنها اندکی بعد از هجوم ارتش عراق به ایران، برادر رضایی برای دورة احتیاط به سربازی فرا خوانده شد و اندکی بعد در یک تصادف هولناک قطع نخاع و از هر دو پا فلج شد. در اوایل تیرماه 1386 و در یک روز گرم تابستانی به خورموج و منزل این جانباز عزیز رفتیم و گفت وگوی مختصری با او درباره زندگی و خاطراتش از جنگ انجام دادیم.
مصاحبه;

مصاحبه با مهدی رضایی جانباز هفتاد درصد جنگ تحمیلی

او یکی از قدیمی ترین جانبازان جنگ تحمیلی استان بوشهر به شمار می رود. تنها اندکی بعد از هجوم ارتش عراق به ایران، برادر رضایی برای دورة احتیاط به سربازی فرا خوانده شد و اندکی بعد در یک تصادف هولناک قطع نخاع و از هر دو پا فلج شد. در اوایل تیرماه 1386 و در یک روز گرم تابستانی به خورموج و منزل این جانباز عزیز رفتیم و گفت وگوی مختصری با او درباره زندگی و خاطراتش از جنگ انجام دادیم.
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با خانواده گرامی شهید مرتضی پازوکی

بچه ام عصای دستم بود

مرتضي پازوكي هفتم خرداد 1346، ‌در شهرستان گرمسار چشم به جهان گشود. پدرش اكرم، كشاورز بود و مادرش صغرا نام داشت. تا پايان دوره ابتدايي درس خواند. او نيز كشاورز بود. به عنوان پاسدار وظيفه در جبهه حضور يافت. پنجم فروردين 1366، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به پهلو، شكم و سر، شهيد شد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.
مصاحبه;

مصاحبه با جانباز علی رحیمی

در روز نوزدهم تیرماه 1386 بعد از ساعت ها مسافرت وارد کنگان شدیم و پای صحبت های جانباز هفتاد درصد آقای علی رحیمی نشستیم. بی ریا و با کلام محلی با ما از جنگ و جهاد و جانبازی گفت. از اینکه جانباز است و مردم بنک او را یک جانباز جنگ تحمیلی می دانند، احساس افتخار می کند. زندگی جدیدش را مدیون همسرش است و به دلیل ارادت خاصی که به حضرت عباس دارد نام تنها فرزندش را ابوالفضل گذاشته است.
گفتگوی اختصاصی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید غفور افتخاری پور

من برم جبهه، این بدحجابی ها درست می شه!

به ما گفت، وظیفه ی همه ی ما هست که بریم . می گفت ، من برم جبهه که این بدحجابی ها درست بشه
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با همسر گرامی شهید علی اکبر حسین پور

حنا بندون در شب عملیات!

یکی از همرزماش می گفت ، همون شبی که میخواستیم بریم عملیات ، یه تشت حناء درست کرده بوده وگفته همه تون بیایید حناء کنید . میگفت ، اون شب براش یه شب خاصی بوده و یه حس و حال عجیبی داشته .
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید عباس عرب

بعد از شهادت با یک سبد سیب به سراغم آمد!

یه بار چند تا شهید آورده بودند . من رفته بودم برای مراسم اینها . فرداش قرار بود براش مراسم بگیرم به من خبر دادند که فرداباید برای بچه تون مراسم بگیرید . من گفتم ، خدایا من که بلد نیستم براش چیکار کنم. دیدم نصفه شب دراتاق رو میزنند . بلند شدم دیدم یه سبد پشت در هست و داخلش سیب هست وعباس هم هست ...
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید سید ابوالفضل حسینی

مانند ابوالفضل دستانش آسمانی شد

مادربزرگ مادریش می گفت ، مادر دست هات کو؟ ابوالفضل هم دست نداشت و تو هم دست نداری ... ننه کو دستهات بهم نشون بده ...

فیلم: امدادرسانی هلال احمر همدان به آوارگان عراقی در دوران دفاع مقدس

در سال های دفاع مقدس، جمعیت عظیمی از مردم عراق از ظلم رژیم بعث این کشور، به جمهوری اسلامی ایران پناه آوردند که در شهرهای مرزی و در قالب اردوگاه ویژه آوارگان عراقی اسکان داده شدند. به دلیل تعداد بالای آوارگان، هر استان مسئولیت کامل چند اردوگاه را به عهده گرفت که استان همدان نیز از این قائده مستثنی نبود و با همت والای جمعیت هلال احمر استان همدان به یاری مردم جنگ زده و آواره عراقی شتافت. این فیلم مصاحبه آقای مشهوری یکی از مسئولان وقت هلال احمر استان همدان، در اردوگاه شماره 2 شهید کاظم موسویان است.

فیلم: مصاحبه مسعود سلطانی فر معاون سیاسی استانداری همدان در اردوگاه آوارگان عراقی

در سال های دفاع مقدس، جمعیت عظیمی از مردم عراق از ظلم رژیم بعث این کشور، به جمهوری اسلامی ایران پناه آوردند که در شهرهای مرزی و در قالب اردوگاه ویژه آوارگان عراقی اسکان داده شدند. به دلیل تعداد بالای آوارگان، هر استان مسئولیت کامل چند اردوگاه را به عهده گرفت که استان همدان نیز از این قائده مستثنی نبود و با همت والای جمعیت هلال احمر استان همدان به یاری مردم جنگ زده و آواره عراقی شتافت. این فیلم مصاحبه آقای مسعود سلطانی فر معاون سیاسی امنیتی استانداری وقت همدان و وزیر ورزش فعلی، در اردوگاه شماره 2 شهید کاظم موسویان است.
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید قربانعلی(مجید)ترامشلو

هنوز هم امید دارم بچه ام زنده باشه

خیلی اخلاقش خوب بود . هرچی بهش می گفتند، نرو می گفت: درخت اسلام آبیاری می خواد و باید براش خون داد . هنوز هم من باهرصدای دری ازجا می پرم وامید دارم بچه ام زنده باشه .
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان از خانواده معظم شهید سید جواد طاهری

موقعی که خبر شهادتش رو دادند گفتم: شکر خدا شیر پاک خوردی پسرم

موقعی که خبر شهادتش رو دادند گفتم، شکر خدا شیر پاک خوردی پسرم . خدارو شکر که پسرم تو این راه رفت . من رو بردند هیئت حضرت ابوالفضل (ع) که شهیدها رو بیارند. چادرم رو بستم به کمرم و رفتم زیرتابوتش. گفتم، خداروشکر که من همچین بچه ای داشتم و پاک و طاهر تحویلش دادم .

افتخار می‌کنم همرزم شهید باکری بودم/ جانبازی که به همه آرزوهایش دست یافت

محمدرضا رضایی جانباز 70 درصد استان زنجان می‌گوید: اصلا برایم پیش نیامد که فکر کنم کاش این انتخاب را نداشتم. هنوز هم معتقدم بهترین انتخابم را کردم و به همه آرزوهایم رسیدم.

جانباز 17 ساله‌ای که جبهه دانشگاه او شد / خودم را جانباز نمی‌دانم

سال 1361 بعد از فرمان تاریخی امام برای حضور در جبهه و دفاع از خاک وطن با 2 تن از دوستانم در مدرسه تصمیم گرفتیم برای رفتن به جبهه اقدام کنیم. آن روزها در مدرسه حر تحصیل می‌کردیم و به خاطر دارم در میان تمام دانش‌آموزان فقط ما سه دوست به جبهه رفتیم.
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید مجید ابراهیمی

موقع شهادتم خوشحال باشید

می گفت، وقتی شهید شدم شما گریه نکنید. خوشحال باشید که ما داریم میریم راه کربلا رو باز کنیم.
مصاحبه اختصاصی با شهید روح الله مومنیان قبل از شروع عملیات

شب عملیات گویای صحنه های کربلاست

در رابطه با روحيه برادران رزمنده كه يك واقعيتي عيني است در جبهه ها، وقتيکه شب عمليات مي خواهد عملياتي شروع بشود برادران وقتي توجيه مي شوند يا از وضع منطقه عملياتي توجيه مي شوند با شور و حال ديگري خيلي خوشحال مي شوند انگار صحنه هاي كربلاست که در شب عاشورا ياران انصار حسين داشتند. در اينجا هم برادران وقتي اسم عمليات را مي شنوند متوجه مي شوند عمليات نزديك است شور و شوق دیگری در آنها بوجود مي آيد و خيلي خوشحالند و از اينكه بدانند انجام وظيفه شان را به نحو احسن انجام دهند.
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید سیدتقی حسینی

عروس من جبهه است

دفعه ی آخر گفتم، گفت: عروس من فعلا جبهه هست . انشاالله وقتی پیروز شدیم ازدواج می کنم
طراحی و تولید: ایران سامانه