مصاحبه - صفحه 76

مصاحبه

بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی؛ آغازگر یک صعود چشمگیر در مسیر سعادت ملت ایران

مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان زنجان گفت: بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی آغازگر یک صعود چشمگیر در مسیر سعادت ملت ایران خواهد بود از این‌رو هر یک از ما به عنوان یک انسان و شهروند در سعادت یا ضعف کشورمان نقش داریم، اینجاست که وحدت به میان می‌آید و ثمره آن جز شکست قطعی برای دشمن نخواهد بود.

مصاحبه؛ پاسدار شهید "محمد خلیلی" و تشریح عملیات کربلای 8

پاسدار شهید "محمد خلیلی" از پاسداران انقلاب اسلامی در همدان بود که در جبهه های جنگ حضور فعال داشت. وی در این مصاحبه به گوشه هایی از وقایع عملیات کربلای 8 و وصف حال شهیدان "سید رضا جلیلی صدر" و "مسعود محمدزاده" می پردازد. محمد خلیلی هجدهم مهرماه سال 1366 در منطقه عملیاتی شلمچه به شهادت رسید و آسمانی شد.

مصاحبه کوتاه؛ مادر والامقام سرباز شهید رجبعلی سهرابی

شهید رجبعلی سهرابی چهاردهم آذر ماه سال ۱۳۴۳ در شهرستان همدان به دنیا آمد. پدرش عبدالله بنا و معمار بود. تا پایان دوره ابتدایی ادامه تحصیل داد و پس از آن مشغول کار شد. به عنوان سرباز به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران پیوست و ملبس به لباس مقدس سربازی راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. بیست و یکم مهر ماه سال ۱۳۶۲ در منطقه عملیاتی کامیاران هنگام درگیری با گروه‌های ضد انقلاب و منافقین کوردل بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید و به کاروان عظیم شهدا پیوست. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

حرف شهادت در جبهه‌ها توأم با عمل شهادت بود/ روایتی از حال و هوای عزاداری در جبهه‌ها و اسارت

رزمنده دفاع مقدس گفت: حرف شهادت در جبهه‌ها توام با عمل شهادت بود، یعنی هر عملیاتی داشتیم جمعی از رزمندگان به شهادت می‌رسیدند، در واقع شعار ایثار و شهادت حسینی با عمل بچه‌ها که شهید شدن بود آمیخته می‌شد و جبهه‌ها یک رنگ و بوی معنوی خاصی پیدا می‌کرد.

صوت | شهید "علی کرفی" به روایت خانواده

برنامه رادیویی میهمانی لاله ها به سفارش اداره امور هنری معاونت فرهنگی آموزشی اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خراسان شمالی تهیه شده که به مصاحبه با خانواده های معظم شهدای این استان می پردازد. این برنامه به مصاحبه با خانواده شهید معظم "علی کرفی" اختصاص یافته است.

قسمت من این بود

هشت سال و نیم اسیر بوده است و حالا دو دختر دارد و پدری مهربان برای دو دختر خود است. از خاطرات سال‌های جنگ می‌گوید و روزهای اسارت.

کسی در گوشم زمزمه می کرد بگذار "حمیدرضا" برود

یه مدت بود حس میکردم: یکی تو گوش من میگه بذار "حمیدرضا" بره. دو ماه رفت جبهه و شهید شد. شبی که شهید شد، خواب دیدم خونه ی خواهرم هستم و من براشون برنج پختم. خواهر زاده ام اومد و بچه ی من نیومد. من تو خواب گریه کردم و گفتم: مرتضی بچه ی من کو؟...آنچه خواندید بخشی از گفتگوی نوید شاهد با "نرگس اسفنجانی" مادر شهید "حمیدرضا اسفنجانی" بود که توجه شما را به خواندن این گفتگو جلب می کنیم.

مژده شهادت پسرم را به من دادند

"حمیدرضا" در وصیت نامه اش نوشته بود وقتی به کسی بدهکار باشیم بدهیش رو میدیم. من هم به خدا بدهکار بودم و رفتم...آنچه خواندید بخشی از گفتگوی نوید شاهد با "علی محمد اسفنجانی" پدر شهید "حمیدرضا اسفنجانی" بود که توجه شما را به خواندن این گفتگو جلب می کنیم.

مصاحبه/ اعلام حمایت مردم همدان از دفاع مقدس تا رفع فتنه

قشرهای مختلف مردم دارالمجاهدین و دارالمومنین همدان اعم از بازاری، کارمند، محصل، دانشجو، فرهنگی، هنرمندان و روحانیون و زن و مرد در سال های دفاع مقدس دست به دست هم دادند تا جبهه های نبرد حق علیه باطل حتی برای لحظه ای خالی از مجاهدین فی سبیل الله نشده و خللی در پشتیبانی همه جانبه از رزمندگان به وجود نیاید. مردم غیور استانی که با تقدیم هشت هزار شهید در سال های دفاع مقدس، به حق می توان آنها را ساکن دارالشهدا نامید.
برادر شهید صبوری در گفتگوی اختصاصی با نوید شاهد:

هیچ چیز از مهدی باقی نمانده بود

عملیات، غافل گیرانه و خیلی سختی بود. ماشین و وصیت نامه هاشون هم نیامد و سوخته بود. همه چی سوخته بود ، طوریکه شهدا شناسایی نمی شدند. هیچ چیزی از مهدی هم باقی نمانده بود، فقط یک ساک خالی برایمان آوردند، البته مهدی دست نوشته و وصیت نامه هم داشت ولی به دست ما نرسید و از بین رفت... آنچه خواندید بخشی از گفتگوی نوید شاهد با "محمد صبوری" برادر شهید "مهدی صبوری" بود که توجه شما را به خواندن این گفتگو جلب می کنیم.
گفت و گوی نوید شاهداستان گلستان با همسر شهید محمد ابراهیم کبیری بالاجاده

خانواده ای که نذر انقلاب شد!

طیبه دادگری همسر شهید محمد ابراهیم کبیری بالاجاده می گوید: وقتی از تصمیم همسرم برای رفتن به جبهه مطلع شدم تصمیم گرفتم من نیز همچون همسرم خود و فرزندانم را نذر انقلاب کنم.

ما نمردیم پرواز کردیم

سرباز بیرجند بود وتقسیم شده بود. برامون نامه نوشت که قراره بریم ارومیه. بین راه ماشینشون به کمین خورده بود و پسرمن با یه نفر از قلعه شوکت شاهرود شهید شدند. بعدا خوابشو دیده بودند که گفته بود: ما که نمردیم پرواز کردیم. خیلی پسر خوب وسربه راهی بود . اهل نماز وروزه بود. ازاون جوان هایی بود که هرجا بود باید اول نمازش رو سرموقع میخوند....آنچه خواندید بخشی از مصاحبه نوید شاهد با مادر شهید "مهدی صبوری" است. شما را به ادامه این گفتگو دعوت می کنیم.
خبر

مصاحبه با آقای احمدرضا لطفی رئیس محترم بنیاد شهید و امورایثارگران شهرستان کامیاران در خصوص سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهمن عزیز اسلامی

تاریخ ایران اسلامی همواره سرشار از رشادت‌های بی‌بدلیل مردان وزنانش بوده، هست و خواهد بود که در دفاع از این مرز پرگهر قهرمانانه تاپای جان ایستادگی کردند جان دادند اما خاک نداند...

میگفت این بازوها رو قوی کردم که با دشمنان اسلام بجنگم

"علی اصغر ورزشکار بود وقبل ازاینکه بره جبهه هم ورزش می کرد . رفت سربازی و تو ورزشگاه های مشهد هم این ورزش رو ادامه داد . خیلی هم تشویقی گرفت .نزدیک جبهه رفتنش گفت ، من این بازوها رو قوی کردم که با دشمنان اسلام بجنگم" آنچه خواندید بخشی از مصاحبه نوید شاهد سمنان با "عالیه بیگم قابلی" مادر شهید و "طیبه شمس" خواهر شهید علی اصغرشمس است که توجه شما را به خواندن این مطلب جلب می کنیم.
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد با مادر گرامی شهید علی بختیاری

میگفت میخوام برم شهید بشم که تو عینک بزنی و شبیه مادر شهدا بشی

تا کلاس ششم خوند و بعد رفت سنگبری. عکس امام (ره) هم با خودش آورد و گفت ، میخوام برم جبهه . یک سال و شش ماه جبهه بود و موقع خدمتش هم کردستان بود . سربازیش تموم شد و هفت روز به آمدنش شهید شد .
مصاحبه با جانباز آزاده سید نبی حسینی / بخش اول

اگر اسیر شدیم چه باید بکنیم؟

جانباز آزاده سید نبی حسینی متولد سال 1344 در شهرستان ازنا بدنیا آمد. دوران تحصیلی را در همین شهرستان گذراندند. ایشان در عملیات ولفجر مقدماتی اسیر شدند و هشت سال اسیر نیروی بعث عراق بوده اند.
مصاحبه اختصاصی نویدشاهد با والدین شهید سید حسن طاهری

پسرم با لباس خاکی اش از قبر بیرون آمد و به من لبخند زد

خواب می دیدم سرمزار شهدا هستیم، همه آنجا هستند و خیلی شلوغه ، ناگهان پسرم با لباس خاکی از قبرش بیرون آمد و به من لبخند زد و من از خواب پریدم.

پایی که به خواست خدا رو مین نماند/ سرگذشت نامی که وارد لیست ترور شد

جانباز شیمیایی خلیل عباسی می‌گوید: فرشته نجات من که ماه‌ها منتظرش بودم از در خانه ما وارد شد. پدرم دوستی داشت به نام علی اسماعیلی که پاسدار بود همین که حرف از اعزام رفتن به جبهه میان آمد من هم فرصت را غنیمت شمردم و بحث اعزام خود را پیش کشیدم به خاطر سن و سال هم قبول نکرد ولی وقتی اصرار من را دیدند راضی شد صبح فردا مرا همراه خود به واحد پذیرش پایگاه بسیج برد و معرفم شد.
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی معلم شهید رحیم صباغیان

سوره یوسف راه بهشت را نشانش داد

دوستش که همراه اون بوده بهش گفته رحیم نرو ، بیا با هم باشیم . رحیم گفته من قرآن و باز کردم وسوره ی یوسف آومده و باید برم . دیگه رفته و شهید شده واز این سنگر که میره بیرون شهید میشه
مصاحبه;

مصاحبه شهید جانباز ناصرسالمی

ناصر سالمي جانباز هفتاد درصد اهل بردخون است. در یک روز گرم تيرماه در ساعت 3 بعدازظهر به سرايش وارد ميشويم. با مهرباني روستايي ما را مي پذيرد و خيلي ساده و بي آلايش به سؤال هاي رنج آور و دردناك ما پاسخ داد. همسرش نيز در حالي كه قلياني زير لب داشت آن طرف تر نشسته و با حرف هاي شوهرش اشك مي ريخت. همه دلواپسي زن و شوهر به دخترشان است كه غريب و تنها در مشهد در حال درس خواندن در رشته جغرافيا است. در طول مصاحبه با ما هر دو نفر چند بار گريه ميکردند و ما را ميهمان اندوه هاي بي پايان خود مي ساختند. رنج ها و اندوه هايي كه براي حفظ آزادي و استقلال ايران متحمل شده اند. ناصر از هر دو پا فلج است و نمي تواند راه برود اما همچنان رهروي استوار در راه خميني است و نداي حسيني در سر دارد. ناصر سالمی در تاریخ 25 آبا نماه 1390 رنج هایش پایان یافت و به شهیدان جنگ هشت ساله پیوست
طراحی و تولید: ایران سامانه