فرزند شهید «ابراهیم بیگی درونکلایی» میگوید: زمانی که من ۳ ساله بودم، پدرم مرا هر صبح با خود به مسجد میبرد و بر سرم سربند یا فاطمه زهرا میبست همیشه مرا به روی پاهایش مینشاند و میگفت: دختر من! بهترین دختر دنیاست. آخرین باری که قرار بود به جبهه برود، من گریه میکردم و گفتم موقع برگشتن برایم چادر مشکی بیاورد.