از خلبانان تیزپرواز هوانیروز بود که تجارب 8 سال پرواز در جبهه های جنگ را داشت. در سال 1354 با تحصیلات چهارم متوسطه جهت خلبانی بالگرد در هوانیروز استخدام شد...
وی هنوز 14 سال بیش نداشت که در جریان تظاهرات مردم نیارق بر علیه رژیم ستم شاهی در تاریخ هجدهم دی ماه سال 1357 از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.
گرد و خاک و تیر و ترکش مثل قطرات باران داغ میریختند روی سرم. تکان نخوردم. آرام بودم. صبر کردم. سر و صدا کم شد. غبار روی زمین نشست. جلوتر رفتم. به اطراف چشم چرخاندم. چه میدیدم؟ باور نکردم. صحنه برایم آشنا بود. انگار یک بار دیگر آن را دیده بودم.
زیپ لباس غواصیام را بالا کشیدم و آرام تا گردن در آب فرو رفتم و عقب حجت شناکنان به سمت جلو روانه شدم. لختی بعد به آبراهی رسیدیم. حجت به اطراف چشم چرخاند، برایش ناشناخته بود. انگار نقشه را یکبار دیگر در ذهن مرور میکرد، چیزی به خاطرش نیامد. مطمئن بود چنین آبراهی در «کالک» ثبت نشده بود.
برگرفته هایی از خاطرات مادر شهید علی ادهم در مورد سیره شهید
در اجراي امريه قرارگاه حمزه سيدال شهدا ء (ع) از مورخه 9/6/1373 به منظور اجراي عمليات رزمي شناسايي در اختيار قرارگاه عملياتي شهيد كاظمي بوده كه در منطقه دالاهو ـ گهواره كرند غرب دچار سانحه شده و به شهادت ميرسد.