خاطرات دفاع مقدس - صفحه 8

خاطرات دفاع مقدس
معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی:

اجرای طرح اسناد افتخار، راهی برای انتقال فرهنگ ایثار و شهادت به نسل جوان است

نوید شاهد - شهرام ثامنی، سربلندی و عزت مردم شریف ایران اسلامی در دنیا را مرهون فداکاری ایثارگران عزیز دانست و تلاش در جهت انتقال ایثارگری ها به نسل جوان را نیز از وظایف امروز بنیاد شهید و امور ایثارگران بیان کرد.

«شرمنده» روایت‌گر داشته‌های نسل جوان از دفاع مقدس

نویدشاهد- کتاب «شرمنده» با مقایسه نسل حاضر با جوانان دوران دفاع مقدس به معضلات پیش‌روی جوانان در عصر کنونی اشاره کرده که علی‌رغم بازار آشفته راه را پیداکرده‌اند و چه زیبا و با بصیرت، حق را شناخته‌اند و پیروی می‌کنند.

روایت آزادسازی خرمشهر از زبان یک رزمنده

نوید شاهد- جواد نیکویی، رزمنده دوران دفاع مقدس و روزهای اوج و طلایی آزادسازی خرمشهر است؛ وی در مرحله سوم عملیات آزاد سازی خرمشهر حضور داشته و در این عملیات بشدت مجروح می گردد.
خاطرات دفاع مقدس

سراب نجات

نوید شاهد- در راه کرند غرب بودیم که یکهو هواپیمای جنگی دشمن نمی‌دانم از کدام جهنم دره‌ای پیدا شد. بلند داد زدم: «بخوابین رو زمین! زود باشین!» همه دراز کشیدیم روی زمین. بمب‌ها یکی یکی کنارمان می‌ترکیدند و با صدای هر بمب تنمان می‌لرزید از فکر اینکه بعدی به خودمان اصابت خواهد کرد.

نفوذی در سنگر

نوید شاهد- ابوالفضل مهاجری، یادگار روزهای دفاع مقدس در بخشی از خاطره‌ای که از آن دوران تعریف می‌کند، گفته: «پتو را از سرم کنار زدند. اما من همچنان نای بازکردن چشم‌هایم را نداشتم. انگار که چسب ریخته باشند بین مژه‌هایم یا اینکه سحر جادویم کرده باشند. چندبار دیگر هم صدای چکاندن ماشه آمد و بین خواب و بیداری صدای نامفهوم حرف زدن چند نفر به زبان عربی را شنیدم. نمی‌دانستم خیالاتی شده‌ام یا واقعاً درست حس می‌کنم.»

از بلندگو اعلام کردند امام دیگر نیست

نوید شاهد- نجفعلی محمدی رزمنده و آزاده دفاع مقدس، در خاطره‌ اعلام خبر رحلت امام(ره) در دوران اسارت گفته است: «وقتی از بلندگو اعلام کردند امام دیگر نیست، وقتی پشت‌بند این خبر، آهنگ‌های شاد گذاشتند و رقصیدند، داغی روی دلمان گذاشتند که هیچ رقمه نمی‌شد خنکش کرد. دلمان گرفته بود؛ اما فقط کافی بود قطره اشکی از چشم ما بچکد تا لامروت‌ها ما را به کتک ببندند و ما هم مجبور باشیم درد باطوم را تحمل کنیم و دم نزنیم.»

محکوم به مرخصی دائمی

نوید شاهد- فتحعلی محمدی، رزمنده و جانباز دفاع مقدس در خاطره‌ای از جریان جانباز شدنش تعریف کرده است: «اینکه دیگر نمی‌توانم در جمع رزمندگان باشم، فقط باید هرازگاهی از تلویزیون خبرها را دنبال می‌کردم و این تازه شروع عذاب‌هایم بود. یادم می‌آید همیشه دلم می‌خواست یک بار به مرخصی طولانی بیایم. حالا یک مرخصی دائمی محکوم بودم.»
خاطرات دفاع مقدس

کومله‌ها اطراف ما کمین کرده بودند

نوید شاهد- تقریبا غروب بود و می‌خواستیم کم‌کم آماده شویم برای نماز. ما را فرستاده بودند یکی از روستاهای اطراف سقز برای پاک‌سازی کومله و منافق‌ها. ظاهراً از آمدن ما با خبر شده بودند و اطراف خانه‌ای که در اختیار ما بود، کمین کرده بودند.

دو برادر که با هم شهید شده بودند

نوید شاهد- سیف‌الله محمدی، یکی از جانبازان دفاع مقدس، در بخشی از خاطره‌ای از آن دوران می‌گوید: «مهدی را دیدم که داشت پیکر بی‌جان برادرش را از خاکریز بالا می‌کشید. بچه‌ها راهی پیدا کرده بودند برای عقب نشینی. همه سرازیر شدند طرف پشت سنگرها و از آنجا برگشتند طرف خاک خودمان. دیگر دیده نمی‌شدند. فکر کردیم که با بچه‌ها رفته‌اند، اما وقتی برگشتیم به سنگرهایمان دیدیم که بچه‌ها دارند او و برادرش را روی شانه می‌آورند. هر دو برادر با هم شهید شده بودند.»

کلیپ | شهیدی که خوش اخلاقیش زبان زد اهالی روستا بود

نوید شاهد- مادر و پدر شهید "حمید اسدی" از اخلاق نیکوی شهیدشان و رفتار بسیار خوب او با مردم و همسایه ها و اینکه چگونه مشتاقانه 4 بار به جبهه رفت و در نهایت شهادت را در آغوش گرفت خاطراتی را گفتند.

کلیپ |شهیدی که فضائل اخلاقی در وجودش شعله می‌کشید

نوید شاهد - پدر شهید "مجتبی نوری" در بیان خاطراتی از فرزند شهیدش گفت: «او فردی با محبت و خوش رفتار بود و من بر این رشد معنوی او غبطه می خوردم که او در کدام دانشگاهی چنین رشد معنوی کرده است و بدین فضائل دست یافته است.»

کلیپ | در ره عشق وطن از سر و جان خاسته ایم

نوید شاهد - مادر شهید "مسعود رضایی" : «بچه های ما از جان خود گذشتند، هیچ چیز در این دنیا از جان مهم تر برای انسان نیست. آنها به وظیفه شان که حفظ مملکت و دین است عمل کردن»

کلیپ | مادر برای فرزندانش عاقبت بخیری آرزو دارد

نوید شاهد - مادر شهید "محمد صفری" در مصاحبه خاطره گویی از شهیدانش گفت: «مادر برای اولادش عاقبت بخیری آرزو دارد. می خواستم عاقبتشان بخیر شود هرچند برایم سخت بود شهادتشان را ببینم ولی آنها به آرزویشان رسیدند.»

کلیپ/ خاطرات ناگفته از عملیات خیبر توسط دو فرمانده

نوید شاهد - به مناسبت پنجم اسفند، روز حماسه و ایثار شهرستان خمینی شهر، کلیپی به همت بنیاد شهید و امور ایثارگران این شهرستان تهیه شده که در آن «حاج مرتضی بختیاری» فرمانده گردان چهارده معصوم(ع) در عملیات خیبر و «حاج حسین عموشاهی» فرمانده گردان دو طفلان مسلم(ع) خاطرات ناگفته از عملیات خیبر را بیان می کنند. این کلیپ ویژه را در ادامه مشاهده کنید.
روایت‌هایی از انتظار، از خودگذشتگی و حسرت‌های همیشگی مادران و همسران شهید؛

قصه دست‌حنایی‌ها و پیراهن‌گلی‌ها

نوید شاهد - جنگ که شروع می‌شود، همه مردان این روستا به جبهه می‌روند، آن چنان که کار تشییع و تدفین شهیدانشان را زنان برعهده می‌گیرند.

کتاب «حنانه شو»، خاطرات «نسرین سرلک» روانه کتابفروشی‌ها شد

نوید شاهد - «حنانه شو» عنوان کتابی به قلم «زهره سادات علمدار» نوشته شده و خاطرات «نسرین سرلک» را از دوران دفاع مقدس ارایه کرده است.
برشی از کتاب (1)/ همسر شهید «صلبی»:

برق چشم‌های اسماعیل از زرق‌وبرق هزار فرش برایم شیرین‌تر بود

نوید شاهد - «اسماعیل برای رفع مشکل مالی پدرش به من گفت اگه تو راضی می‌شوی این پول فرش رو بدیم به پدرم تا کارش راه بیفتد. من هم با جان و دل قبول کردم، اما برق چشم‌های اسماعیل آن روز از زرق‌وبرق هزار فرش برایم شیرین‌تر بود.»
انتشار برای نخستین بار؛

پادکست صوتی؛ خاطرات زنان امدادگر استان ایلام در دفاع مقدس

نويد شاهد - صدا و سیمای مرکز ایلام با همکاری اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان ایلام به پاس ارج نهادن به نقش بانوان امدادگر در دفاع مقدس، فایل صوتی با عنوان توشه آخرت برگرفته از کتاب آیه های مهربانی (خاطرات زنان امدادگر در دفاع مقدس) که در آن به یادنامه هفت بانوی امدادگر و نقش آفرین دوران دفاع مقدس به روايت فرح کارونی، به قلم میترا کمالی فر و با گويندگي زهرا مرادپور پرداخته است. این پادکست صوتی را براي علاقمندان به شنيدن خاطرات دفاع مقدس منتشر مي كنیم كه در ادامه با هم قسمت نخست را مي شنويم.

امداد غیبی در اعماق آب

نوید شاهد - آزاده سرافراز "یارعلی قلی‌زاده" می‌گوید: «بعثی‌ها با پاهای‌شان ما را به زیر آب می‌فرستادند تا غرق شویم، در آن هنگام بی‌اختیار دست‌های‌مان باز شد و از مرگ حتمی نجات پیدا کردیم که به عقیده من وقوع این عمل یکی از الطاف پروردگار و امدادهای غیبی بود.»

کتاب «داس اشمال» | تاریخ شفاهی اسماعیل نادری

کتاب "داس اشمال" تاریخ شفاهی اسماعیل نادری (جلد دوم از فتح فاو تا جانبازی) با پژوهشگری و قلم سعید وفایی مقدم به رشته تحریر در آمد.
طراحی و تولید: ایران سامانه