به مناسبت سالروز آزاد سازی خرمشهر؛
«اسیر شدی مادر؟» «نه! من اسیر نشدم.»«زخمی شدی فدات شَم؟»«نه مادر زخمی هم نشدم. خیالت راحت!» اینجا فقط یک سوال می ماند و آن هم فقط شهادت است. مادر تاب پرسیدن این سوال آخر را ندارد. لذا خود سید دست به کار می شود:«مادر قول می دی محکم باشی و ناراحت نشی؟» با اینکه دلش نمی خواهد آن جواب آخر را بشنود، با اضطراب و دلهره به پسر می گوید:«آره عزیزم! قول می دم...»در ادامه خاطره این شهید والامقام را از زبان برادر شهید در نوید شاهد بخوانید.