«شهید امیر انصاری» از شهدای دوران دفاع مقدس است. در روایت از او آمده است:«وی تحمل شنیدن خبر یورش صدام به شهرها و روستاهای کشورمان را نداشت و برای دفاع در همان روزهای اول آماده شد.»
برادر شهید «محمد خراسانی» نقل میکند: «محمد آخرین خاطرات شیرین کودکی را مرور کرد و مانند کسی که میخواهد به سفری دور برود، با من حرف زد. بین بچهها معروف بود که هر کس بخواهد شهید شود، نور بالا میزند. آن شب حال و هوای محمد حکایت از رفتن داشت.»
«شهیدمحمدحسین آقاجانیکلوانی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیتنامهاش نوشته است: «من تنها متعلق به پدر و مادر نیستم بلکه به تمام پا برهنهها تعلق دارم.»
شهید «ابراهیم ناطقی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیتنامهاش نوشته است: «عزيزان! مبادا شما كه براى جهاد و خدمت به اسلام به جبهه و سپاه رفتهايد با اختلاف خود را راهى جهنم كنيد و دشمنان را شاد سازيد.»
شهید «پرویز نجفی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیتنامهاش نوشته اشت: «شتابان به ميدان مىروم كه تا يارى دين خدا را بنمايم، و اين مردان كثيف و مزدوران آمريكایى (بعثى عراق) را از اين آب و خاك بيرون نمايم.»
شهید «محرمعلی نجفیپور» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیتنامهاش مینویسد: «مادر، شما را تنها گذاشتم ولی باز هم امیدی است شاید عوض اینهمه مهربانیات را در آخرت تلافی کنم.»
شهید داریوش نصيريحامــد از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیت نامه خود می نویسد: «برادرانم میخواهم که با تفکر روی اعمال خود، مسائل را برای خود روشن کنند تا از انجام اعمال زشت دوری کنند.»
همرزم شهید «مصطفی بخشیغلامی» نقل میکند: «یک روز بهش گفتم: تو که این همه کار میکنی و فعالی، کسی هم است ازت تشکر خشک و خالی بکنه؟ گفت: من برای رضای خدا کار میکنم نه برای رضای بندهاش.»