مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خوزستان، در پیامی حمله تروریستی رژیم جعلی صهیونیستی به ساختمان کنسولگری سفارت جمهوری اسلامی در دمشق را محکوم کرد و شهادت سرتیپ پاسدار زاهدی و تعدادی از فرماندهان نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تسلیت گفت.
مادر شهید گمنام«خسرو آهون بر» میگوید: همه جا عکسش را دادم تا شاید خبری شود یکی از همرزمانش می گفت اسیر شده است اما اسمش در لیست اسرا هم نبود. بعد از این همه سال هروقت شهیدی را می آورند من هنوزم منتظرم که خبری از خسرو شود و فقط گریه می کنم.
پدر شهید «مصطفی طیبی» میگوید: مصطفی به همرزمانش میگفت «من مرخصی نمیروم تا خرمشهر آزاد شود، اگر زنده بودم که مرخصی میروم اگر نه جنازهام به عقب میرود» و تا آزاد سازی خرمشهر مرخصی نیامد و بعد از دیدن آزادی خرمشهر به شهادت رسید.
«داور نوری» با محکوم کردن جنایت اخیر رژیم صهیونیستی اظهار داشت: کمترین مطالبه مردم شهیدپرور ایران از سازمانهای بینالمللی تنبیه سیاسی رژیم سفاک صهیونیستی است.
«وجیهه کرمی مال امیری» می گوید: مسجد می رفت خیلی دوست اش داشتم بعد از اینکه به شهادت رسید خیلی ناراحت بودم که یک شب در خواب به من گفت: جای من خوب است ناراحت من نباش، او را فدای امام حسین (ع) کردم.
در وصیت نامه شهید علی رحیمی کوهبنانی آمده است: برادران، خواهران، اقوام و خویشان، چونکه دست من از دامان دنیا کوتاه است سعی کنید هر کاری که میکنید در مرحله اول رضایت خداوند را در نظر بگیرید.
شهید «بهروز معدنکار» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیتنامهاش سفارش کرده است: «خداوند را در همه امور زندگانی ناظر بدانید و هیچگونه از مطالعه دور نباشید.»
برادر شهید «سید محمدرضا احمدپناهی» نقل میکند: «گفت: کدومش قشنگتره؟ ذوق کردم. دستوپایم را تکان دادم و گفتم: بذارم پایین! یک کفش کتانی انتخاب کردم. او هم برایم خرید؛ با دستمزد کار تابستانیاش. تا مدتها بعد از شهادتش آنها را نگه داشته بودم.»
«فهیمه مریدی» می گوید: ساعت 7 صبح بود که خبر شهادت همسرم را به ما دادند. او در دره شهیدان به شهادت رسیده بود. همسرم بسیار دلسوز، مهربان و مسئولیت پذیر بود.