ایثار و شهادت - صفحه 300

آخرین اخبار:
ایثار و شهادت
مروری بر زندگی شهید «باقر پرویزیانی»

حفاظت از دین و کشور را وظیفه می‌دانست

شهید «باقر پرویزیانی» هیچ هراسی یا ترسی از کشته شدن نداشت. اگر من و امثال من از کشور و ناموس خانواده خویش دفاع نکنیم چه کسی دفاع کند و همه جامعه ایران مدیون چنین شهیدانی هستند که با آرامش و خیال راحت زندگی می‌کنند.
وصیت نامه شهید «علی اوسط خالقی»

شهادت، راه پرافتخار شهدا است

شهید «علی اوسط خالقی» در بخشی از وصیت‌نامه‌اش نوشته است: مادر جان! این اولین آرزوی من بود که در این راه پر افتخار شهید شوم و از خون خود لاله‌ای به بار آورم. تمامی همرزمانم این آرزو را در دل دارند. این آرزو نصیب عاشقان راه الله می‌شود.
وصیت نامه شهید «اقبال خادمی»

جانم را در راه مبارزه با کفر می‌دهم

شهید «اقبال خادمی» در بخشی از وصیت‌نامه‌اش نوشته است: آری من متولد شده‌ام تا جانم را که بهترین سرمایه زندگی‌ام است، بر کف نهاده و در مبارزه با کفر و ظلم به شهادت برسم آن وقت است که به سوی معبودم شتافته‌ام.
وصیت نامه شهید«حسن حیدریان»

شهادت، مایه افتخار و سربلندی من است

شهید«حسن حیدریان» در بخشی از وصیت نامه خود نوشته است: پدر و مادر عزیز! اگر من در این راه شهید شدم خیلی برای من مایه افتخار و سربلندی می‌باشد برای اینکه جان خود را برای حفظ آب و خاک فدا کرده‌ام.
سیری در کلام شهید «حمید هوشمندی»؛

باید به شهدا در آخرت جواب بدهید

شهید «حمید هوشــمندی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیت‌نامه‌اش نوشته است:«امام را تنها نگذارند و انقلاب را که ثمره خون صد‌ها هزار شهید است حفظ نمایند که اگر به‌ غیر از این رفتار نمایید در آخرت باید به شهداء جواب بدهید.»
سیری در کلام شهید «حسن یداللهی»؛

ما برای پیاده‌شدن احکام الهی از خون خویش گذشتیم

شهید «حسن یداللهی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیت‌نامه‌اش نوشته‌است:«شما ای بازماندگان بدانید که مادر راه اسلام و قرآن در راه بهتر پیاده شدن احکام الهی از خون خویش گذشتیم بر شما باد که این امور را اهمیت‌دهید.»
سیری در کلام شهید «عباس یزدانی»؛

نسبت به یکدیگر قهرمان و رئوف باشید

شهید «عباس یزدانی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیت‌نامه‌‍اش نوشته است:«سعی کنید؛ نسبت به یکدیگر قهرمان و رئوف باشید و کاری کنید؛ همیشه متحد باشید و همبستگی داشته باشید.»
معرفی کتاب|

«رمل‌های بی قرار»

کتاب «رمل‌های بی‌قرار» مجموعه‌ای از دلنوشته‌های زائرین سرزمین‌های نور با گردآوری «اعظم شریف» در اردبیل به چاپ رسیده است.
به مناسبت هفته مبارزه با مواد مخدر انجام شد؛

گلباران گلزار شهدا در اردبیل

گلزار شهدای اردبیل به مناسبت هفته مبارزه با مواد مخدر، گلباران شد.
سیری در کلام شهید«محمدجعفر یزدی»؛

صبرِ سرخ پیشه کنید

شهید «محمدجعفر یزدی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: «پدران و مادران شهدا فرزندان شما مرگ سرخ را براى این نسل تفسیر کردند و شما صبر سرخ را پیشه کنید.»
معرفی کتاب

«یک عمر غریبی یک عمر بی نشانی»

کتاب «یک عمر غریبی یک عمر بی نشانی» زندگی‌ و خاطرات شهید «عبدالزهرا مجد عبدی» است که به قلم آمنه آدینه به رشته تحریر در آمده است.

معلم قرآن و احکام

شهید غلامرضا شریفی بسیار آدم متواضع و مهربانی بودند و از همان کودکی فرایض دینی خود را به جا می آورد و با اینکه خودش هنوز به سن تکلیف نرسیده بود و فقط 10 سال داشت ولی قرآن و نماز را ترک نمی کرد و از آن روز معلم قرآن و احکام برای همس و سالان خودش شد.در ادامه نوید شاهد شما را به خواندن زندگی نامه این شهید بزرگوار دعوت می‌نماید.
گفتگوی اختصاصی با برادر شهید «غلامرضا شریفی»؛

«مادرم من خمس بچه‌های تو هستم»

«به خوبی به خاطر دارم یک روز مادرم به او گفت: «غلامرضا تو از همه کوچکتری، رفتن به جبهه برای تو زود است تازه همه برادرانت که در جبهه هستند تو پیش من بمان» اما غلامرضا در جواب مادرم گفت: «مادر مبادا بعد از شهادتم گریه کنی من خمس بچه های تو هستم و من شهید می‌شوم...» آنچه خواندید بخشی از سخنان برادر شهید «غلامرضا شریفی»در گفتگو با نوید شاهد خوزستان است. شما را به خواندن متن کامل این گفتگو دعوت می کنیم.

تصاویر ماندگار|شهید «جعفر باشوکی»

نوید شاهد کرمانشاه، تصاویر دیده نشده از شهید «جعفر باشوکی» را تقدیم مخاطبان ارجمند می کند.
گفتگوی تصویری با جانباز و آزاده «محمد پریزن»

تحمل شکنجه برایم راحت‌تر از معرفی فرماندهان در اسارت بود

«محمد پریزن» می‌گوید: با فرماندهانم به اسارت عراقی‌ها درآمدم. چند بار مرا شکنجه کردندکه اعتراف کنم آنها فرمانده هستند ولی این کار را نکردم و شکنجه را تحمل کردم‌.
گفتگوی تصویری با مادر شهید «بهزاد سهرابی فرد»

شهادت فرزندم را باور نمی‌کردم

«فرخنده منوچهرآبادی» می‌گوید: بهزاد درسش را رها کرد و به منطقه رفت. وقتی به مرخصی آمد، گفت: من این بار بروم شهید می‌شوم همه همرزمانم رفتند. وقتی بهزاد شهید شد باور نمی‌کردم.

یادواره شهدای روستای قلعه محمدآقا برگزار می‌شود

یادواره شهدای والامقام روستای قلعه محمدآقا از توابع شهرستان شاهرود یکم تیرماه برگزار می‌گردد.

منزل به منزل با شهدا به میزبانی شهید «حمیدرضا کمالی‌دهقان» برگزار می‌شود

برنامه هفتگی پنج‌شنبه‌های شهدایی با همت خادمین خانه شهید کرج به میزبانی شهید «حمیدرضا کمالی‌دهقان» در کرج برگزار می‌شود.
خاطرات/

«پدافندی فاو و جاماندگان قافله ی والفجر8»

38 سال پیش در 20 خرداد 1365 در پدافندی فاو، انفجار یک گلوله ی رژیم بعث عراق، شش تن از جاماندگان قافله ی والفجر8 را به رفقای شهیدشان می رساند. در ادامه خاطرات آخرین لحظات این شهیدان والامقام را از زبان همرزمانشان در نوید شاهد بخوانید.
روایت هایی از خواهر شهید بهروز دینوی زاده؛

«من در جبهه کفش بچه‌ها را جمع می‌کنم»

«در جبهه مسئولیت‌ داشت و ما می دانستیم اما خودش اصلا این را بروز نمی‌داد. به خوبی به خاطر دارم حتی وقتی قرار شد برایش به خواستگاری برویم، از او پرسیدیم: «در سپاه و جبهه چه می‌کنی که به خانواده عروس بگوییم؟!» با شوخ‌طبعی گفت: «خب من هم مثل بقیه فرمانده هستم. سپاه اگر ۲۹۹ عضو داشته باشد، حتما اگر مادرِ ۳۰۰ نفرشان بخواهند به خواستگاری بروند می‌گویند پسر ما در سپاه فرمانده است...»بعد خندید و گفت: «من در جبهه کفش بچه‌ها را جمع می‌کنم. مسئولیت کمی نیست!» آنچه خواندید بخشی از سخنان «شهلا دینوی زاده» خواهر شهید «بهروز دینوی زاده» از شهدای استان خوزستان در گفتگو با نوید شاهد است، شما را به خواندن متن کامل این گفتگو دعوت می کنیم.
طراحی و تولید: ایران سامانه