خاطرات - صفحه 62

خاطرات

خاطراتی از شهید مختار سگوندی از شهدای آذر ماه

شهید مختار سگوندی فرزند جبار در سال 1343 در عراق چشم به جهان گشود. او در تاریخ 9/9/60 در حمله بستان شرکت داشته در حین پیشروی به سوی دشمن جهت آزادسازی بستان از ناحیه دشمن مورد اصابت گلوله تانک از ناحیه دست و پا قرار گرفته و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
شهید آذر ماه

خاطرات شهید محمد حسین تسخیری؛ از خیابان ژاله تا داستان عروج

شهید محمدحسین تسخیری فرزند علی اکبر در سال 1326 در نجف دیده به جهان گشود. او در تاریخ 9/9/60 در جبهه بستان در نبرد حق علیه باطل به دست مزدوران بعثی به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

سَر و سِر؛ به روایت همرزم طلبه شهید حسین احمدی

وقتی او را از سجده طولانی اش بلند کردیم، دیدیم خاک از اشک او گل شده و چهره اش گل آلود!

مسعود کجا شهید شده؟

به بیمارستان ایرانشهر رفتم. دلم خیلی شور می زد، حال بدی داشتم. چهره جدی مسعود با لباس سپاهی در شب عروسی اش در نظرم آمد.

خاطرات مادری از دخترمهربان شهیدش

صبح روز آن حادثه وحشتناک و دردناک که دخترم به شهادت رسید، به من گفت كه مادر جان بسیار دوست دارم با لباس اسلامي و پوشش اسلامي در مدرسه حضور یابم
خاطرات خواهر رزمنده مریم تاج الدینی

شاهد یک حماسه

یک شب به اتاق مجروحی که تمام بدنش باندپیچی بود رفتم. او را نشناختم، رفتم کنار تختش هر چه با او حرف زدم، جواب نداد، فقط قطرات اشک از چشمانش سرازیر بود
جلوگیری از اصراف

خاطرات شهید والامقام نوروز علی اکبری

مراقب باشین! بابت همین سوزنم می پرسن
تنها رستگاران واقعی جهادگران با نفس هستند

پوستر / وصیت نامه عارفانه از شهید نوروز علی امیر فخریان

از آن موقع که آفریده شده اید چه لذتی از زندگانی برده اید که آن لذت در وجود شما باشد و از بین نرفته باشد؟!

خاطرات متفاوت از شهیدی که همیشه خنده به لب داشت

دوستان ديگر روحيات او را مي‌شناختند. همه از خنده به خودشان مي‌پيچيدند.
جانباز بهروز عسگری نژاد

مروری بر خاطرات جانباز سرافراز بهروز عسگری نژاد در سالروز ولادت ایشان

درتاریخ 24/1/64 درمحورکانی باغ- لیک بین (کردستان) مسئول تامین محور بودم دونفر از هرزمان بنام محمد کوچکیان وکیومرث رنجبر از نیروهای فوق العاده گردان 172 لشگر 23 بودند وبرای چک وخنثی سازی جاده آمده بودند...
شهید آذر ماه

شهید داود اسماعیل غلام؛ عضو نیروی دریایی ارتش

شهید داود اسماعیل غلام فرزند محمدعلی در سال 1338 در روستای سناوند چشم به جهان گشود. او در تاریخ 13/9/59 در خرمشهر به درجه رفیع شهادت نائل و به لقاءالله پیوست.
شهید آذر ماه

خاطرات شهید حسین ابوالقاسمی

شهید حسین ابوالقاسمی فرزند حسن در سال 1335 در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. او در تاریخ 12/9/59 در جبهه کرخه نور دزفول در نبرد با صدامیان کافر شهد شهادت را نوشید و به وصال حق شتافت.
شهید آذر ماه

خاطراتي از شهيد حسين جوادي پور به نقل از همسر ايشان

شهید حسین جوادی پور فرزند علی در سال 1336 در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود. او در تاریخ 23/9/57 مصادف با شب سیزدهم محرم توسط مزدوران رژیم منفور پهلوی در خیابان آذر قم بر اثر اصابت گلوله به ناحیه قلبش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
قسمت نخست خاطرات شهید «مهدی اشرف»

در هر مسندی که هستی ادای تکلیف کن

هم‌رزم شهید «مهدی اشرف» می‌گوید: «گفت: علی‌اکبر یادت باشه، فقط ادای تکلیف کن! شاید جنگ تموم بشه و جفت ما باشیم یا نباشیم. در هر مسندی که نشستی، باید ادای تکلیف کنی.»

شهید عبداله میثمی به روایت همسر شهید

تا نگویید مهر برای چه می خواهید، نمی دهم». گفت: «نماز شکر!… از اینکه یک همسر خوب پیدا کرده ام
مستند پرستاران؛

«بابا جان داد» خاطرات یک سفید پوش از دفاع مقدس

خاطرات سهیلا فرجام فر، از دوران دفاع مقدس

اوّل عبادت خدا

نقطه شروع دومیدانی از مسجد و بعد از نماز صبح بود. یعنی اول عبادت خدا و بعد از آن مقابله با دشمن و اظهار وجود.

خاطرات سرلشکر پاسدار رحیم صفوی از شهید بروجردی در «سرباز ولایت»

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی سه ملاقات با شهید بروجردی داشتم. در زمانی که هر دو مسلح تحت تعقیب بودیم. اولین ملاقات در کوچه پس کوچه های قم بود و دو ملاقات دیگر هم در تهران.

«صفر مشهدی» شهیدی که مزار خود را تعیین کرد

نوید شاهد کرج: اين زمين خالي كه كنار شهيد گروسي است را علامت مي‌زنم كه مرا بعد از شهيد شدن، در اينجا دفن كنيد و يكي از وصيتهايم هم همين است.

«بدر کردستان» به قلم سردار داوود غیاثی راد

بدر کردستان در صبحی درسال 1333 طالع شد و در روستای دره گرگ از توابع شهرستان بروجرد چون مرواریدی غلطان چشم به جهان گشود و نام «محمد» را بر او نهادند.
طراحی و تولید: ایران سامانه