نوید شاهد شهرستان های استان تهران - صفحه 512

آخرین اخبار:
نوید شاهد شهرستان های استان تهران

مروری کوتاه بر زندگی شهید «احد کریم لو»

شهید احد کریم لو در تاریخ پانزدهم تیر ماه سال هزار و سیصدو چهل و سه در روستای قیامدشت تهران چشم باز کرد. تحصیلاتش را تا دوم راهنمایی ادامه داد و مشغول به کار شد . در نوجوانی عضو سپاه پاسداران شد و به منطقه عزیمت کرد و در چندین عملیات حضور داشت تا این که در عملیات والفجر سه در تاریخ سیزدهم مرداد ماه سال 1362 در منطقه حاج عمران به لقاء یار رسید. پیکرش در بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شده است .
به مناسبت سی و پنجمین سالگرد «شهادت» وصیت نامه شهید منتشر شد؛+دستخط شهید

توصیه های ناب از شهید «احد کریم لو»

برادران عزیز ای پاسداران قران و اسلام و ای یاوران راستین امام شما عزیزان نهایت سعی خود را کنید که با همه بر خورد اسلامی داشته باشید و در برخورد هایتان با روی باز برخورد کنید. نمازهایتان را به جماعت بر قرار کنید و در صورت نتوانستن نماز اول وقت همراه با خضوع و خشوع برگزار نمائید برادران سپاهی نقاضایی از شما دارم این است که با برادران بسیجی خود این نور چشمان ما و امام امت و این یاوران حسین زمان را مبادا حتی ذره ای از خود برنجانید.

گزارش تصویری/ مراسم گرامیداشت سالروز ورود آزادگان «فیروزکوه»

مراسم تجلیل از آزادگان در نماز جمعه روز بیست و ششم مرداد 1397 با حضور مدیرکل محترم بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان های استان تهران و جمعی از مسئولین شهرستانی برگزار گردید.

گزارش تصویری/ مراسم گرامیداشت سالروز ورود آزادگان «پردیس»

بیست و ششم مرداد 97 مصادف با سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی مراسمی جهت تجلیل و تقدیر از چهارده آزاده سرافراز شهرستان پردیس این مراسم باشکوه در نمازجمعه پس از خطبه های عبادی، سیاسی در مسجد الغدیر پردیس برگزار گردید.
شما هم دعوتید؛

دعای پر فیض عرفه درگلزار شهدای گلستان حسین رضا «ورامین»

عای پر فیض عرفه در گلزار شهدای گلستان »حسین رضا» شهرستان «ورامین» با نوای گرم «حاج محمد گودرزی» در روز سه شنبه سی ام مرداد ماه 97 ساعت هفده با حضور خانواده های شهدا و ایثارگران برگزار می گردد.

پوستر/ اولین آزاده کشور شهید «بهروز ترکاشوند»

شهید بهروز ترکاشوند/ یکم فروردین 1347، در شهرستان اراک دیده به جهان گشود. پدرش علی محمد، در ژاندارمری کار می کرد و مادرش آبی نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. شاگرد تعمیرگاه خودرو بود. ازدواج کرد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و به اسارت درآمد. سیزدهم آذر 1369، در ورامین بر اثر عوارض ناشی از دوران اسارت به شهادت رسید. پیکر وی را در حسین رضای همان شهرستان به خاک سپرده شد.

گزارش تصویری/ مراسم گرامیداشت سالروز ورود آزادگان «قرچک»

پنجمین همایش الماس های درخشان قرچک به همت بنیاد شهید و امورایثارگران شهرستان قرچک و با محوریت تجلیل از آزادگان و خبرنگاران با حضور مدیرکل بنیاد شهید و امورایثارگران شهرستان های استان تهران و شهردار و دیگر مسئولین برگزار گردید.
به مناسبت سی و سومین سالگرد «شهادت» وصیت نامه شهید «اسدالله زند» منتشر شد؛

دنبال «شفاعت» بروید!

به فكر شفاعت شهدا نباشيد، خودتان برويد و دنبالش باشيد. ای جوانان مبادا در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد و ای جوانان مبادا در غفلت بميريد كه علی (ع) در محراب شهادت شهيد شد. اما ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيری كنيد كه فردا در محضر خدا نمي توانيد جواب زينب (س) را كه داغ هفتاد و دو شهيد را داشت بدهيد.
به مناسبت سالروز «شهادت» زندگی نامه «شهید اسدالله زند» منتشر شد؛

به «حسین» شهرت داشت

به عنوان پاسدار وظيفه در سپاه در منطقة كردستان در شهر بوكان به خدمت مشغول شد، به طوري كه از همسنگران نامبرده نقل شده است شهيد اسدالله زند از بس از خود رشادت و شهامت و ازخود گذشتگي نشان داده و در تمام عمليات ها شركت مي كرده و در آنجا به نام حسين معروف شده و او را به اين نام مي شناختند.
روایتی از همسر گرانقدر شهید «عبدالزهرا سخراوی» را در سالروز شهادتش بخوانید؛

قبل از مأموریت!

در روزهای آخر جنگ بود که به شهید ماموریت دادند برای مبارزه با منافقین به کردستان برود یک شب قبل ازاینکه برود از من خواست که به دست و پاهایش حنا بگذارم من هم این کار را انجام دادم گفتم : برای چه اینکار را می کنی؟ گفت: شاید خدا نیم نگاهی به من کرد و مرا میهمانی خودش دعوت کرد خیلی ناراحت شدم و گریه کردم به او گفتم : به ماموریت نرو خندید وگفت : غصه نخور من سعادت شهادت ندارم .
به مناسبت سی و امین سالگرد «شهادت» وصیت نامه شهید «عبدالزهرا سخراوی» منتشر شد؛

امدادهای الهی در «جبهه»

امدادهای الهی یکی پس از دیگری در این جبهه ها دیده می شوند گویی دیگر به اوج خود رسید رسیدن سرزمینها ، و این دلهای پاک آماده اند که انشاء الله هر چه زودتر انتظار به سر رسد و چشمها با دیدن آقا امام زمان (عج) روشن شود و با قیام ایشان و پشتیبانی سپاه صاحب الزمان ، فتح المبین ، و فتح ؟ین پیروزی مهم بیشتری داشته باشید تا در مقابل خدای متعال رو سفید باشید ،

عکس نوشت/ وصیت شهید «حسين شمسايى»

دعا به جان امام عزيزمان امام خمينى يادتان نرود ، هميشه همراه انقلاب باشيد .
روایتی خواندنی از برادر گرامی شهید «رضا مهرابی» را در سالروز شهادتش می خوانید؛

عطر پیراهن یوسف

خوب يادم هست كه يك عطر گل محمدی خوشبو داشت كه هنگام نماز از آن استفاده می كرد بويش به قدری زيبا بود كه وقتی آن بود به مشام می رسيد احساس می كنم در كنارم است . بله خاطره بنده همين است عطر پيراهن يوسف ايشان همانند رزمندگان ديگر خيلی عاشق اهل بيت عليه السلام و خصوصاْ امام حسين عليه السلام بودند .

عکس/ شهید «حسن منوچهری فر»

شهید حسن منوچهری فر/ نوزدهم خرداد 1344، در شهرستان ری به دنیا آمد. پدرش محمد، کارخانه ذوب آهن و خواربار فروش بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان گروهبان یکم نیروی هوایی ارتش خدمت می کرد. بیست و هشتم مرداد 1368، در مسجد سلیمان به شهادت رسید. مزار وی در امامزاده عبدالله زادگاهش واقع است. او را سعید نیز می نامیدند.
روایتی خواندنی از فرزندان شهید «سیدمحمداسماعیل تقوی» را در سالروز شهادتش می خوانید؛

اعلامیه ها را پدر در لباس من پنهان می کرد

من خردسال بودم كه همراه پدر می رفتم و كاغذها و اعلاميه ها را پدر در لباس من قرار می داد تاكسی شک نكند وقتی می آمديم تهران سريع كاغذها را می داد و بر می گشت.
روایتی خواندنی از فرزندان شهید «سیدمحمداسماعیل تقوی» را در سالروز شهادتش می خوانید؛

روایتی از یک شهادت...

من در زمان جنگ كه هنوز سينما ركس آبادان پس از آتش سوزی بقايايش مانده بود رفتم و ديدم و به بنگاهی كه پدرم آنجا بار بربده بود را رفتم ديدم و با افراد آن بنگاه صحبت كردم ، يكی از آن افرادی كه با پدرم بود تعريف می كند كه در آن قسمت باربری كه ميدان تره بار بود برق نبود و هوا هم گرم بود پدرت خوابيده بود بيدار كرديم و گفتيم سيد اينجا گرم است برويد سمينا ركس آبادان چهار كولره است و بهترين جا برای خوابيدن است سينما ركس بيشتر بخاطر چهار كولره بودنش معروف بود و خنک بود و وقتی پدر با دو تا از دوستانش دم در سينما می روند آن دو نفر می گويند ما برويم تاب بخوريم بعد می آئيم ،
به مناسبت سی و یکمین سالگرد «شهادت» وصیت نامه شهید «حمید ابوالقاسم» منتشر شد؛

بیداری از خواب غفلت با «خون شهدا»

سلام بر شهدا شهدایی که با خون خود ما را از خواب غفلت بیدار کردند و با خون خود این نهال انقلاب را آبیاری کردند و با خون پاکشان باعث شده اند که ما به اینجا بیائیم . سعی کنیم همیشه با وضو باشیم که عمر را زیاد می کند .

یادواره شهدای «محله» در شهرستان «اسلامشهر» برگزار شد

یادواره شهدای محله با حضور,پیکر شهید گمنام در مسجد جامع امام حسین شهرستان اسلامشهر با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و مداحی کربلایی علی اصغر پیر احمدی در مسجد جامع امام حسین(ع) واقع در اسلاشمهر، خیابان تختی (قاسم آباد) برگزار گردید.
وصیت نامه «شهید احمد زواره رستم آبادی» در سالروز شهادتش منتشر شد؛

«شهادت» پیروزی است

شهید «احمد زواره رستم آبادی» در وصیت نامه اش می نویسد؛ جاء الحق و زهق الباطل ان الاباطل کان ذهوقا و که و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه الوارثین . همانطور که میدانی شهادت نیز خود برای ما مسلمانان نوعی و شکلی از پیروزی است و مگر نه این است که انما الحیون عقیده و جهاد. برادر تا ظلم در جهان است مبارزه هست و تا مبارزه هست پیروزی هست و پیروزی نزدیک است .

پوستر/ شهید نیروی انتظامی «محمدعلی باقری»

شهید ستوان دوم محمدعلی باقری/ دوم فروردین 1337 در استان تهران شهر ورامین متولد شد . پدرش محمد و مادرش زبیده نام داشت . وی تا مقطع پنجم ابتدایی تحصیل کرد و قبل از شهادت به عنوان کادر نیروی انتظامی اشتغال داشت . نامبرده متاهل بود. در تاریخ بیستم بهمن 1358 ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه پسر و دو دختر می باشد .
طراحی و تولید: ایران سامانه