نوید شاهد شهرستان های استان تهران - صفحه 505

آخرین اخبار:
نوید شاهد شهرستان های استان تهران
روایتی خواندنی از دوست و همسنگر گرامی «شهید علی اکبر امیراحمدی» را در سالروز شهادتش می خوانید؛

دو دوست صمیمی بودیم

در اواخر سال هزار و سيصد و شصت و پنج بود که با شهيد علي اکبر اميراحمدي در پادگان توحيد سنندج سپاه يازدهم امام حسن عسگري آشنا شدم . بعد از گذشت مدت زمان کمي به ايشان علاقمند گشته و بيشتر در ايشان دقيق شدم و را بطه ام را با شهيد اميراحمدي زياد کردم و طولي نکشيد که بصورت دو دوست صميمي در آمديم . افکار و حرکات ايشان هميشه شايان تحسين بود و اطرافيان هميشه از وي تعريف و تمجيد مي کردند . شهيد اميراحمدي به مسائل ديني و مذهبي فوق العاده اهميت مي داد و بقيه را هم به اين کار تشويق مي نمود .
روایتی خواندنی از مهدی آقایی برادر گرامی شهید «جعفر آقایی» در ادامه می خوانید؛

سلام به ارباش کرد و شهادتین را خواند

در عملیات کربلای پنج، در بحبوحه عملیات، من زودتر از جعفر برای آوردن مهمات به عقبه تیپ رفته بودم. نزدیک ظهر جعفر هم آمد. هنوز تعداد زیادی از سنگر دور نشده بود که صدای خمپاره شنیده شد و چند نفری که در سنگر بودیم، دویدیم بیرون دیدم ترکش خمپاره سر جعفر را برده بود و جعفر غرق در خون بود. آمدیم بالای سرش چشمش نیمه باز بود. در حال گفتن شهادتین بود. و در آخر هم سلامی به اربابش ابی عبدالله داد و جان به جان آفرین تسلیم شد.
به مناسبت سالگرد «ولادت» وصیت نامه شهید «جعفر آقایی» منتشر شد؛

مناجات شهیدانه...

خداوندا ترا شکر و سپاس می گوئیم که به ما لطف کردی و اینچنین رهبری بیدار و آگاه دور اندیش عطا کردی که ما را راهنما به سوی تو از منجلاب فساد گناه گردید . خداوندا از تو عاجزانه می خواهم که به حق مقربین درگاهت از گناهانم درگذری و به من توفیق رزم و جهاد در راه خودت را عطا بفرمایی و توفیق شهادت در راهت را نصیبم گردانی . آمین

تصاویر منتشر نشده شهید «جعفر آقایی»

شهید جعفر آقایی/ نوزدهم شهریور 1341، در شهرستان ری به دنیا آمد. پدرش محمد، در شرکت واحد کارگری می کرد و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. کارگر خیاطی بود. سال 1364 ازدواج کرد. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. یکم بهمن 1365، با سمت آر پی جی زن در شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر، شهید شد. مزار وی در بهشت زهرای زادگاهش واقع است.

اسناد فرهنگی/ سرودهای شهید «احمد آقامحمدی»

به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو *** بپای گل منشین آنقدر که خار شوی*** از دیده برفت و خود ز دل نیز رود *** از دل برود هر آنچه از دیده برفت*** نامه سهل است نوشتن به تو لیکن ترسم *** که تو آن نامه نخوانی که در آن نام من است...
شهید احمد آقامحمدی در نامه اش نوشته است:

پیروزی قطعی با ماست

برادر جان به طور واضح بگویم که مرگ و زندگی در میان است. اگر سعادت شهادت را داشتیم باز پیروزیم و اگر این سعادت را نداشتیم باز پیروزیم زیرا که حقیم و حق همیشه پیروزی است. اصلاً ناراحت نباشید. به امید پیروزی و دیدار با شما. دعا شما پشت سر ما.

نگاهی به زندگی شهید «احمد آقامحمدی»

شهید احمد آقا محمدی در دوم تیر سال 1340 در روستای خنجین همدان در یک خانواده کشاورز و متدین بدنیا آمد آنها پنج خواهر و دو برادر بودند . احمد کودک سه ساله ای بود که پدرش بدرود حیات گفت و مادرش به تنهایی سرپرستی آنها را بعهده گرفت .
به مناسبت سالگرد «شهادت» وصیت نامه شهید «احمد آقامحمدی» منتشر شد؛+دستخط شهید

راهم راه «حسین» است

برادرم اگر خبر شهادت تنها برادرت را شنیدی صبور باش جامه نو بپوش دوستانم را جمع کن و بین آنها شیرینی تقسیم و به آنها بگو تنها برادرم داماد شده .برادرم من این راه را آگاهانه انتخاب کرده ام و در انتخاب آن اجباری نبوده است . من راه حسینیان را انتخاب کرده ام از برای مکتبم و ملتم و مملکتم. امیدوارم برادر خوبی برایت بوده باشم . برای همه شما طلب صبر و استقامت از پروردگار خواهانم.
نوزدهم شهریور 1360

تصاویر کمتر دیده شده شهید «احمد آقامحمدی»

شهید احمد آقامحمدی/ دوم تیر 1340، در روستای خنجین از توابع شهرستان همدان چشم به جهان گشود. پدرش محمد(فوت 1347) و مادرش رقیه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. شغلش آزاد بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. نوزدهم شهریور 1360، با سمت تک تیرانداز در شرهانی توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به قلب و شکم، شهید شد. مزار وی در بهشت زهرای شهرستان تهران واقع است.
معرفی کتاب؛

«درعا» خاطرات زندگی شهید مدافع حرم «حسن غفاری»

پس از پایان تحصیلات، وارد دانشکده علوم انسانی امام علی(ع) شد. در دوره دانشجویی به دو تا از خواسته های خودش رسید. خیلی علاقه داشت، خادم حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) شود. همیشه می گفت:بابام عمری خادم بوده؛ من هم باید راهش رو ادامه بدم. حسین و داوود هم خادم حرم بودند. هر دو هفته یک بار شبهای جمعه می رفتند. حسن هم مثل بقیه اعضای خانواده خادم افتخاری حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) شد. در همان سال، وارد سپاه هم شد. این دو تا کار را عاشقانه دوست داشت...
معرفی نخبگان شهرستان های استان تهران (2)

معرفی فرزند ایثارگر «علی آرمودیان» شهرستان دماوند

خانم زهرا آرمودیان فرزندجانباز 50 درصد؛ نائب رئیس هیئت شنای شهرستان دماوند، عضو کمیته فنی هیات شنای استان تهران، مدیر عامل شرکت ورزشی آویسا، مدیر استخر ولی عصر، قهرمان 8 سال آمادگی جسمانی کشور، قهرمان 100 متر کرال سینه و 100 متر شنای قورباغه کشور در سال 89 و دریافت مدال طلا، قهرمان 6 دوره مسابقات شنای آموزشگاهی استانی و کشوری
معرفی کتاب؛

«گنجشک های بابا» خاطرات زندگی شهید مدافع حرم «مرتضی کریمی شالی»

من و مرتضی چهارسال در دو اتاق کنار هم زندگی کردیم. به هم احترام می گذاشتیم و هرگز حرف و حدیثی بین ما پیش نیامد که موجب دلخوری شود. حدود یک سال، از ازدواجمان گذشته بود که خدا محمدحسین را به من داد. هر وقت از سرکار می آمد، صدایم می کرد، مصطفی حسین را بیار برام. می بردم می دادم بهش. باهاش بازی می کرد...

تصاویر منتشر نشده شهید «رضا محمدنژاد»

شهید رضا محمدنژاد/ سی ام مرداد 1344، در شهرستان ورامین به دنیا آمد. پدرش تاج محمد، میوه فروش بود و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. تعمیرکار خودرو بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. هفذهم شهریور 1365، با سمت تک تیرانداز در حاج عمران عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید. مزار او در حسین رضای زادگاهش واقع است.
به مناسبت سالگرد «ولادت» وصیت نامه شهید «مرتضی پاو» منتشر شد؛+دستخط شهید

در شهادتم صبر و استقامت پیشه کنید

با شهادت من در راه خدا شما صبر و استقامت پیشه کنید تا از امتحان خداوند متعال قبول شوید و رستگار شوید همانطور که خداوند در قرآن کریم فرموده :«و لینلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الا موال و الا نفس و الثمرات و بشر الصابرین»
روایتی خواندنی از مادر گرامی «شهید مجتبی کردقرچه لو» را در سالروز ولادتش می خوانید؛

خودش را آماده «شهادت» کرده بود

در زمان جبهه رفتن مجتبی اتفاقات جالبی می افتاده که یکی از آنها از این قرار بوده ، دوستان مجتبی پس از شهادتش تعریف کرده اند که قبل از شهادتش مجتبی هنگامی که همه در چادر می خوابیدند با یک فانوس کوچک و کم نور به سمت پشت چادر بسیجی ها می رفت و پس از دو سه ساعت بازمی گردد .
میلادت مبارک ای شهید

تصاویر دیده نشده شهید بی نشان «مرتضی پاو»

شهید مرتضی پاو/ هفدهم شهریور 1343، در شهرستان ری دیده به جهان گشود. پدرش ابراهیم، آشپز بود و مادرش شهربانو نام داشت. تا سوم متوسطه درس خواند. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم تیر 1361، با سمت تک تیرانداز در بصره عراق بر اثر اصابت گلوله به سینه، شهید شد. تا کنون اثری از پیکرش به دست نیامده است.

پوستر شهید «حمیدرضا سعیدی زاده»

شهید حمیدرضا سعیدی زاده/ یکم شهریور 1340، در شهرستان خمین به دنیا آمد. پدرش احمد و مادرش بانو ایران نام داشت. دانش آموز سوم متوسطه بود. هفدهم شهریور 1357، در هنگام تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. پیکرش را در بهشت زهرای همان شهرستان به خاک سپردند.

دستخط شهید«حمیدرستمی» در قالب «خداشناسی»

انسان بعضی از مطالب را بدون اینکه از خارج تبلیغی روی آن بشود درک مبکنه از جمله این مطالب توجه به خداست که باطناً هر انسانی خدا را قبول دارد، اگر چه در ظاهر لجاجت کند مانند فرعون که ادعای خدایی داشت و میگفت: من خدا هستم ولی در موقع غرق شدن در رود نیل گفت: خدا!

نامه ای خواندنی از «شهید حمید رستمی» به برادرش

از این راه دور و در جبهه غرب کشور برایت سلام گرم می فرستم و امیدوارم همیشه از سلامتی کامل برخوردار باشید. و هیچ گونه ناراحتی نداشته باشید. امروز سومین روزیست من اینجا آمده ام و تصمیم گرفتم و شما را از وضع خودم و وضع جنگ در اینجا با اطلاع سازم. دو روز پیش از تهران حرکت کردم و ساعت سه و نیمه شب به اینجا رسیدم و در آن موقع شب همانجا در کرمانشاه در تاریکی محض فرو رفته بود و هیچ نوری در این شهر در شبها دیده نمی شود و مغازه ها غروب همگی تعطیل می کنند.
معرفی نخبگان شهرستان های استان تهران (1)

معرفی نخبه ایثارگر «عبدالله بازیار» شهرستان دماوند

دارای مدرک فوق لیسانس گفتاردرمانی از دانشگاه علوم پزشکی تهران دارای مدرک فوق لیسانس روابط بین الملل از دانشگاه علوم و تحقیقات، دارای مدرک دکترای گفتاردرمانی از آلمان، رییس سازمان ISEWV (حمایت از آسیب دیدگان جنگ های جهانی)
طراحی و تولید: ایران سامانه