گردآورنده: سرکار خانم محبوبه حاجیان نژاد
به نوروز گفتم: نوروز تو با آرپی جی بزن تا از پشت گرد و خاک و دود خودمون رو به عقب برسونیم.
او بلند شد و یک آرپی جی زد. ما به حالت نیم خیز خود را به عقب رساندیم.
وقتی سرم را برگرداندم، گلوله قناسه دشمن روی پیشانی نوروز نشسته بود.