گفتگوی اختصاصی - صفحه 6

گفتگوی اختصاصی
خواب دیدم که شهید میشم

گفتگوی صمیمانه نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید مجید باقری

موقعی که از آموزشی اومد گفت : من خواب دیدم شهید میشم . گفتم : این چه حرفیه میزنی . حتما زیاد غذا خوردی خواب دیدی . گفت : نه مادر خواب دیدم . وقتی هم تیرماه میخواست خداحافظی کنه و بره این حرف و زد . گفت : مامان من قبلا هم گفتم که ناراحت نباش . تا جلوی در همین حرف رو میزد و انگار آگاه بود .
گفتگوی اختصاصی با مادر گرامی شهید «مجید پورغلامی» به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی

کتاب باعث ساختن انسان می شود/ گفته های ناب از مادر شهید

رضا همیشه از کتاب خواندن و با سواد بود لذت می برد. چون اعتقاد داشت «کتاب» باعث ساختن انسان می شود و کتاب را به عنوان یک دوست انتخاب کرده بود. در خانه هم رضا کتابهای زیادی داشت که همه را به کتابخانه اهدا کردیم.
وقتی در چادر فرماندهی دیده شد خیلی تعجب کردم ...

گفتگوی صمیمانه نوید شاهد سمنان با مادرگرامی شهید عبدالهادی قرغی

گفتگو با همسر شهید مدافع حرم

روایت خواندنی همسر از نخستین شهید تکاور ارتش و چهارمین شهید مدافع حرم خراسان‌شمالی؛ «سرگرد مرتضی زرهرن»

همسر شهید زرهرن گفت: پس از ماه ها شهادت همسرم، تصمیم گرفتم ساکش را در محل شهادت شهید باز کنم و پس از باز کردن آن تنها 'کیف سجاده' نماز بود؛ قصد کرده بودم به جای همسرم با آن نماز بخوانم اما، سجاده هم رنگ خون شهید شده بود.
گفتگو با آزاده ای سر افراز از جاجرم/ ابراهیم صفری :

صلیب سرخ بدون آمار

صلیب سرخ هیچ آماری از ما نداشت/عراقی ها هر بلایی دوست داشتند سر ما می آوردند
گفتگوی اختصاصی نوید شاهد با آزاده سرافراز «داوود کلینی» از شهرستان «ورامین»

اسیر دشمنی شده بودیم با یک «زبان»

این اسارت، با خیلی از اسارت ها متفاوت بود. ما اسیر دشمنی نبودیم که روبرویش اسلحه کشیدیم؛ ما اسیر دشمنی شدیم که پرچم کشور خودمان را بر فراز تانک هایش نصب کرده بود. دشمنی که ما را خائن به کشور می خواند. ما بی ریا و صادقانه برای کشورمان جنگیدیم و اینک اسیر کسانی شده بودیم که ما را خیانت کار می پنداشتند. عجیب بود که ما با یک زبان با دشمن منافق حرف میزدیم اما چقد از هم دور بودیم.
درگفتگوی اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با آزاده هرمزگانی

روایت " هوشنگ رامش جان" از روزهای اسارت در الرمادیه و مرکزاستخبارات بغداد

26 مرداد در تقویم جمهوری اسلامی یک روز به یاد ماندنی و ثبت شده از بازگشت پرستوهای عاشقی است که با سجده بر خاک وطن از مرز خسروی استان کرمانشاه وارد کشور شدند.مردان شجایی که محکم و استوارتلخی های سال ها اسارت را به جان خریده اما درس شجاعت و ایستادگی را که از کودکی از مکتب اهل بیت آموخته بودند، با خود به میهن به ارمغان آوردند. به همین مناسبت گفتگوی اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با آزاده پرافتخار و سرافراز "هوشنگ رامش جان منتشر می گردد.
در گفتگوی اختصاصی نوید شاهد فارس با پدر شهید محمدمهدی فریدونی روایت شد

سفارش ویژه شهید مدافع حرم به مردم ایران درباره آیت الله خامنه ای

شهید فریدونی نوشته است: بدانید دشمن درصدد ضربه زدن به ولایت فقیه و امام خامنه ای است اگر سستی کنید تعلل ورزید خدا این نعمت را از شما می گیرد و آن را به شکل بدی جایگزین می کند
به مناسبت ولادت حضرت فاطمه معصومه(ص) مصاحبه اختصاصی با «مریم حیدری» فرزند شهید مدافع حرم «نورمحمد حیدری»

فرزند شهید مدافع حرم نورمحمد حیدری: پدرم می گوید من زنده ام نگران چیزی نباش

مریم حیدری می گوید: گاهی حضور پدرم را در کنارم احساس می کنم که می گوید من زنده هستم، نگران چیزی نباش و با توکل بر خدا به درست ادامه بده!

مصاحبه با همسر شهید حشمت سهرابی اولین شهید مدافع حرم استان ایلام

شهید حشمت سهرابی یکی از مدافعان حرم حضرت زینب(س) است که برای پاسداری از حرم آل‌الله به شامات رفت و در همانجا نیز به شهادت رسید....

گفتگو با پدر و مادر شهید هواپیمای ایرباس: رقیه مثل فرشته ها بود/ جنازه دخترمان را در بنیاد شهید تحویل گرفتیم

12 تیر ماه یادآور حادثه تلخ و جانکاه اصابت موشک به هواپیمای مسافر بری ایرباس توسط امریکای جنایتکار و مدعی حقوق بشر میباشد به همین مناسبت گفتگوی اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با پدرو مادرمحترم شهیده رقیه بی نیاز یکی از قربانیان مظلوم این جنایت هولناک منتشر می گردد.

همسر شهید عباس حق پرست فرمانده گردان غواص در گفتگو با نوید شاهد: بچه ها شهادت پدرشان را باور نمی کردند

بچه ها کوچک بودند فرزند اولم دوم ابتدایی بود و بقیه پنج ساله ، سه ساله ، دو ساله و آخرین فرزند هم که تازه متولد شده بود و هیجده روز داشت بچه ها از گریه های من ترسیده بودند... روزهای بسیار سخت و دشواری بود، که کلمات قاصرند از بیان آن...
گفتگو با جانباز هفتاد درصد ؛حاج برات ایمنی (قسمت اول )

پاها و چشمم را داده ام، باز هم آماده ام/(قسمت اول)

در عملیات نصر ۸ در جنگل ماهوت تیربارچی بودم، در این عملیات بود که به‌شدت مجروح شدم، تیربار از دستم افتاد و خودم هم به روی زمین افتادم، نمی‌توانستم بلند شوم، نگاه کردم دیدم پا دارم، ولی نمی‌توانم بلند شوم، بعد از آن من را به بیمارستان صحرایی بانه بردند، اگر آنجا پاهایم را عمل می‌کردند ...

روایتی خواندنی از روزهای حماسه آفرین با بیان جانباز«محمد مظفری»

اولین باری که قصد رفتن به جبهه را کردم، در کلاس دوم راهنمایی بودم و در آن زمان فرمهای جبهه را از دفتر مدرسه تهیه می کردیم و پس از کلی خواهش و تمنا از پدر و مادر و جلب رضایت آنها، فرمهای تکمیل شده را به دفتر مدرسه تحویل می دادیم.
جانباز یعنی قله وارستگی در اوج شکستگی و زیستن بدون دل‌بستگی

گفتگوی اختصاصی با مهرداد حسنجانی جانباز 25 درصد هشت سال دفاع مقدس

برنا قدش بلند بود و می گفت: کاری ندارد کوروش جواب داد: برای قد شما بله... همه ما نمی دانستیم این سرو بلند وطن شهید کردستان خواهد شد.
روایتی خواندنی از یکی از دلیرمردان خطه شهرری

گفتگوی اختصاصی با «جانباز 30 درصد»/ یدالله قائم پناه در سالروز «روز جانباز»

من که از تنگی جا به عذاب بودم تصمیم گرفتم خودم تنهایی این کار را انجام دهم لذا چون دستانم از دو طرف به دسته های دیگ نمی رسید با دست راستم دستهء دیگ را گرفتم و با دست چپم لبه دیگ را، بلندش کردم روی لبهء دیگ کوچکتر قرارش دادم اما درست در این لحظه خمپاره ای نزدیک ماشین منفجرشد...
گفتگویی خواندنی با جانباز 70 درصد بجنوردیبه مناسبت روز جانباز

گفتگو با جانباز هفتاد درصد حسین سقائی به مناسبت روز جانباز

دست چپم قطع شده بود انگشتان پای چپم هم بر اثر اثابت ترکش قطع شده بود در بقیه قسمت های بدنم ترکش ها جا خوش کرده بودند به طوری که غرق در خون بودم . در این میان ترکشی به ناحیه کمر من اصابت کرد. که باعث شد از کمر به پایین قطع نخاع شوم. خلاصه ترکش های زیادی به تمام نقاط بدنم یعنی دست ها، پاها، پشت،پهلوها، جلوی بدن و بعضی از اجزای داخلی بدن اثابت کرده است.فقط در این لحظه ذکر یازهرا، یا حسین و یا مهدی همراه من بودند و دیگر از هوش رفتم و چیزی به خاطر ندارم.

گفتگوی اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با صدیقه قاسمی همسر شهید محمد قاسمی

در واپسین روزهای اسفندماه 96 به منزل همسر محترم شهید محمد قاسمی از شهدای نیروی انتظامی هرمزگان رفته و در جریان این دیدار به گفتگو با او پرداختم .همسر محترم شهید با رویی گشاده استقبال نمود و برایم از شهید محمد قاسمی و روزهای زندگی مشترک و خاطراتش با او تعریف نمود. فرصت دیدار با ستایش فرزتد خردسال شهید و تنها یادگار او هم بسیار دلنشین بود. ضمن تشکر از همسر و فرزند محترم شهید متن گفتگو و مصاحبه منتشر می گردد
گفتگوی اختصاصی ؛

از سربازی تا جانبازی / روایتی خواندنی از پدر و مادر شهید «علی عظیمی»

شهید علی عظیمی متولد 1346، میانه به دنیا اومد و تا چهارم ابتدایی در شهرستان میانه درس خواند و بد ترک تحصیل کرد و به کار در پارچین مشغول شد. خوب بود با همدیگه خوب بود. با همدیگه رفت­و­آمد یا صحبت میکردن، بازی میکردن. ناراحتی نداشتن هیچ کدومشون مشکلی نداشت.
طراحی و تولید: ایران سامانه