گفتگوی اختصاصی - صفحه 5

گفتگوی اختصاصی
گفتگوی اختصاصی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید غفور افتخاری پور

من برم جبهه، این بدحجابی ها درست می شه!

به ما گفت، وظیفه ی همه ی ما هست که بریم . می گفت ، من برم جبهه که این بدحجابی ها درست بشه
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با همسر گرامی شهید علی اکبر حسین پور

حنا بندون در شب عملیات!

یکی از همرزماش می گفت ، همون شبی که میخواستیم بریم عملیات ، یه تشت حناء درست کرده بوده وگفته همه تون بیایید حناء کنید . میگفت ، اون شب براش یه شب خاصی بوده و یه حس و حال عجیبی داشته .
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید عباس عرب

بعد از شهادت با یک سبد سیب به سراغم آمد!

یه بار چند تا شهید آورده بودند . من رفته بودم برای مراسم اینها . فرداش قرار بود براش مراسم بگیرم به من خبر دادند که فرداباید برای بچه تون مراسم بگیرید . من گفتم ، خدایا من که بلد نیستم براش چیکار کنم. دیدم نصفه شب دراتاق رو میزنند . بلند شدم دیدم یه سبد پشت در هست و داخلش سیب هست وعباس هم هست ...
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید قربانعلی(مجید)ترامشلو

هنوز هم امید دارم بچه ام زنده باشه

خیلی اخلاقش خوب بود . هرچی بهش می گفتند، نرو می گفت: درخت اسلام آبیاری می خواد و باید براش خون داد . هنوز هم من باهرصدای دری ازجا می پرم وامید دارم بچه ام زنده باشه .
مصاحبه اختصاصی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید مجید ابراهیمی

موقع شهادتم خوشحال باشید

می گفت، وقتی شهید شدم شما گریه نکنید. خوشحال باشید که ما داریم میریم راه کربلا رو باز کنیم.
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید سیدتقی حسینی

عروس من جبهه است

دفعه ی آخر گفتم، گفت: عروس من فعلا جبهه هست . انشاالله وقتی پیروز شدیم ازدواج می کنم
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید رضاعلی اعرابیان

می‌خواهم گمنام باشم

تو مسجد همه رزمنده ها آمده بودند . من به پاهاشون افتاده بودم و میگفتم ، تو رو خدا بگین بچه ام کجاست . گفتند ، اون مجروح شده بود و زودتر از ما اومد مرخصی . بعدا فهمیدیم که تهران بستری شده و با خانه ی خواهر شوهرم که اونجا زندگی می کردند تماس گرفتند و پسرعمه اش رفته پیشش. پسر دختر دایی ام گفت ، نگران نباش من میرم میارمش . ایشون رفت آوردش خونه و وقتی بهتر شد دوباره رفت . از دوازده سالگی تا نوزده سالی می رفت جبهه تا اینکه شهید شد . هربار هم وصیت نامه می نوشت و می گفت ، من مثل امام حسین (ع) می خوام گمنام باشم .
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با خواهران گرامی شهید رضا کوهی

دل به دل راه داره...

روز شانزدهم آذر من خیلی دلم گرفته بود و ناراحت بودم . سی و هفت روز بود که ازش بی خبر بودیم . گفتم ، یه نامه برای برادرم بنویسم . رفتم تو اتاق و درو بستم و شروع کردم به نوشتن . دادم به حاج آقا وگفتم ، برو پست کن برای برادرم . تا وقتی به دستش برسه یه مقدار طول میکشید . وقتی بیست و چهارم پستچی نامه رو آورد دیدم یه عکسی هم فرستاده . نامه ی آخرم به دستش نرسیده بود و این جواب نامه ی قبلی ام بود . نامه ای که براش نوشته بودم به دستش نرسیده بود ولی مثل یه معجزه تو همون تاریخ برام نامه نوشته بود .
گفتگوی اختصاصی

شهادت شهید رضا فضائلي به نقل از هم رزمش حاج محمدرضا حداد

شهید رضافضائلي ­اكبرپور سيزدهم آذر 1343، در شهرستان يزد ديده به جهان گشود.ه عنوان بسيجي به جبهه رفت. دهم آبان 1361، با سمت بي‌سيم‌چي گرداندر عين­خوش توسط نيروهاي عراقي بر اثر اصابت گلوله به سر، پا و دست، شهيد شد.
گفتگوی نوید شاهد؛

مرور خاطرات انقلاب در شیراز با مبارز انقلابی/ 22 بهمن 57 در شیراز چگونه گذشت؟

برگ های خاطرات انقلاب را مدام باید مرور کرد، خاطرات با شور و شوق انقلابی که هر روز آن مردم برای رسیدن به هدفشان تلاش کردند. متن زیر گفتگویی است با عباس محمودی مبارز انقلابی شیراز.
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید محسن احمدزاده

برایش نوشتند: شهید بی مزار

محسن تو دریا بوده . داور دوست محمدی و پسرعموش و دوستانش گفتند ، ما دیدم که روده هاش ریخت بیرون .بچه ام خمپاره خورده بود و برایش نوشتند شهید بی مزار .تو کانال ام الرصاص درعملیات والفجر 8 شهید شد .ولی من باور نمیکردم وهنوز هم باورم نمیشه .
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید علی حسین ولی خانی

دست مادر فرزند را شفا داد

برادرم حالش به قدری بد بوده، که داشته ازبین میرفته . به همین خاطر جزء اولین گروه اسرایی بود که آزاد شدبرادرم وقتی از اسارت برگشت ناراحتی اعصاب گرفته بود . حالش به اندازه ای بد بوده که گفتند ، این که داره میمیره تحویلش بدیم تا یه فرد زنده ی عراقی رو تحویل بگیریم. وقتی رفتیم دیدن ایشون، پسرش هم که راه افتاده بود و بردیم . ایشون پسرش و نمیشناخت وخیلی از نظر روانی بهم ریخته بود ... وقتی اومد دست مادرم رو گرفت ، انگار کم کم همه رو یادش اومد و احساس آرامش پیدا کرد .
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با مادر معظم شهید علی حسین پور

بوسه مادر بر سینه فرزند قبل از شهادت

یکی از دوستانش گفت ، تو حمله ی یا زهرا این قسمت سینه اش تیرخورده و شهید شده . همون نقطه رو من روز آخری که میرفت بوسیده بودم . میگفت ، من خودم رفتم جنازه اش و کشیدم عقب و کولش کرده بود و آورده بودش عقب که دست دشمن نیافته . سمت راستش تیر خورده بود .
گفتگو اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با خانواده شهید خلیل تختی نژاد "دومین شهید مدافع حرم استان هرمزگان"

شهید دهه هفتادی هرمزگان پروانه وار سوخت/ مخالف اعزامش به سوریه نبودیم

شهید خلیل تختی نژاد سومین فرزند خانواده محمد تختی نژاد 10 مراد مرداد سال 72 در شهر بندرعباس به دنیا آمد . خلیل تختی نژاد وقتی یک ساله بود به دلیل شغل پدرش که نظامی بود به همراه خانواده به کردستان می رود و تا سال 74 در این استان زندگی را سپری می کند. دوران دبستان را در مدرسه بلال گذرانده و مقطع راهنمایی را در مدرسه امیرکبیر سپری نمود و سپس دبیرستان تا پیش دانشگاهی را در رشته تجربی در مدرسه شهید ذاکری بندرعباس با موفقیت طی نمود و پس از آن وارد دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) شد و تحصیلاتش را تا مقطع لیسانس ادامه داد. شهید تختی نژاد مقطعی را در سپاه شهرستان های بندر خمیر و قشم خدمت نمود و بعد از آن دوران خدمتش را به اصرار و علاقه خودش در سپاه قدس گذراند و سرانجام در شب 19 رمضان در سال 97 همزمان با شب لیالی قدر و ضربت خوردن حضرت علی ع در سوریه در دفاع از حرم حضرت زینب (س) به دست نیروهای تکفری به فیض عظیم شهادت نائل می گردد و پیکر مطهرش همراه با سه تن از همرزمان سوری اش توسط داعش های پلید سوزانده می گردد و اینگونه خلیل پروانه وار جسم مطهرش در آتش می سوزد.
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با مادر گرامی شهید محمدرضا عبداللهی

فرزندم را نذر امام رضا (ع) کردیم...

تو خانواده ی شوهرم پسرها زنده نمی موندند، به همین خاطر محمدرضا رو نذرامام رضا(ع) کردیم . موهاش هم نذر امام رضا(ع) بود وبرابرش اسکناس می دادیم
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با مادر معظم شهید علی اصغر صلواتیان

«سوره نصر»، شهیدم را نمایان کرد...

گفت ، مگه شهید دادی ؟ گفتم ، همه شون شهید من هستند فرقی نداره ولی پسرم ده ساله گم شده. گفت ، کسی به شما خبر داده ؟ گفتم ، نه . گفت ، صد و دهمین سوره قرآن و بخون گمشده ات پیدا میشه. الان هم میگم هرگمشده ای داشته باشی اون سوره رو بخونی پیدا میشه . به عروسم گفتم ، برام سوره رو نوشت و خوندم .
گفتگوی اختصاصی نویدشاهد ؛

عاشقانه های همسر شهید مدافع حرم جلیل خادمی

هر بار که اسم سوریه را می آورد دلم می لرزید و راضی نمی شدم. یک روز به من گفت مانده ام با این همه اعتقاداتی که داری چرا راضی نمی شوی به سوریه بروم . جواب حضرت زینب و رقیه را خودت بده... در باورم نمی گنجید که بخواهم جلیل را به این زودی از دست بدهم. نگاهم در نگاهش قفل شد. (با خود می گفتم مرا به که واگذار کردی ... راه برگشتی برای من نگذاشتی...) شرمنده شدم سرم را پایین انداختم و همان لحظه از تمام وجودم جلیل را به حضرت زینب سپردم.
گفتگوی خودمانی نوید شاهد سمنان با خانواده معظم شهید علی اشتری

صدای امام حسین (ع) را شنیدم

یه وصیت نامه نوشته بود و این وصیت دومش بود که کامل نکرده بود . نوشته بود با تمام و جودم و با صدای قلبم دارم صدای امام حسین (ع) را می شنوم .
گفتگوی صمیمانه با مادر شهیدان محمدرضا و حمید متحدی

شهیدی که برای سرش جایزه تعیین کردند...

یک کومله رو گرفته بودش و اسیر کرده بود و عکس گرفته بودند . بشیر باقری گفته بود که برای سر حمید جایزه گذاشته بودند .
شهید دی ماه

شهید یحیی سیفی به روایت مادر

شهید یحیی سيفي ­شوركي بيست و يكم مهر 1341، در روستاي شهيديه از توابع شهرستان ميبد به دنيا آمد. . به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. پنجم دي 1360، با سمت تك‌تيرانداز در شوش بر اثر اصابت تركش آرپي­ جي به سينه، شهيد شد
طراحی و تولید: ایران سامانه