شهدای البرزی - صفحه 281

آخرین اخبار:
شهدای البرزی
وصیت نامه شهید عملیات بیت‌المقدس؛

آرم سپاه را بر سر قبرم بگذارید

از شما می‌خواهم بعد ازشهادت من آرم سپاه، این آرم شهادت را بر سر قبرم بکشید.
در سی و هفتمین سالگرد شهادت منتشر می شود؛

بی تعلقی به دنیا در کلام شهید «محمد باخرد»

آری! انجا مکان مقدس کربلاست که یاران حسین مردانه جان فدای اسلام و قران می‌کنند و با نیتی پاک تمام وابستگی‌های دنیایی یعنی مال و جان و زن و بچه و مادر را رها کرده‌اند و شب و روز تمام ذکرشان خداست.
در سی و هفتمین سالروز شهادت منتشر می شود؛

شعری که به سنگر اسلام پیوست؛ روایتی از سروده‌های شهید «نبی‌اله فلاح‌نژاد»

شهید نبی‌اله فلاح‌نژاد، هنگامی که داوطلبانه و بی‌‎اطلاع از خانواده عازم جبهه می‌شد، با شعری جاودان، آرمان و مسیر خود را ترسیم کرد: «نمی‌خواهم به ناکامی در این بستر بمیرم / که می‌خواهم میان سنگر اسلام بمیرم». این ابیات، که امروز سندی زنده از عشق ناب او به شهادت است، میراث فکری شهیدی نوجوان از دیار ساوجبلاغ است.
نامه به یادگار مانده شهید «عطاء الله محمدی»:

ما هميشه امام زمان(ع) را در بالای سر خودمان داريم

هميشه به مادرم بگوييد كه ما در جايي هستيم كه با عراقي‌ها پنج كيلومتر فاصله داريم و آنان واقعاً ترسو هستند. ما هميشه امام زمان را در بالا سر خودمان داريم و من يك اسلحه كلاشينكف دارم اما خيلي هم بي‌خيال هستم.
گذری بر وصیت نامه شهید ارتشی «علی علی‌بخشی»؛

تنها آرزوی من شهادت است

چه زیباست که در راه این اهداف پاک و مقدس شهید شد و به لقاالله پیوست. همانا تنها آرزوی من شهادت بود و زاری و شیون شما جز ضعیف نمودن اراده امثال من ثمری نخواهد داشت.
نگاهی به حیات و کلام طیبه «شهید رضا فلاح پور»:

مبادا! به حال من گریه کنید

مگر نباید انسان در راه خدا از عزیزترین کسانش و بهترین چیزهایش بگذرد. مگر ابراهیم خلیل‎اله از عزیزترین کسش اسماعیل نگذشت و در راه خدا به قربانگاه نرفت! نیز مگر راه ما راه سیدالشهدا نیست؟! پس دیگر چه غم و غصه ای! چه گریه ای! باید خوشحال باشید و جشن بگیرید.
نامه های سرباز شهید از سنگر جبهه ؛

سلام گرمی از شب‌های تاریک و خستگی‌ناپذیر در سنگر

سلام گرم تمامي رزمندگان اسلام را كه در سرزمين خشكيده از گرما و سرسبز از رگبارها و تركش‌هاي مرگبار دشمن كه تمام علف‌هاي خشكيده را خاكستر كرده و توان راه رفتن از بيرون سنگر را به رزمندگان اسلام نمي‌دهد، بپذيريد.
گذری بر حیات طیبه شهید عملیات بیت المقدس «رضا هاشمی»؛

چهره نورانی که شهادت را می طلبید

در آخرین اعزامش به جبهه های حق علیه باطل، چهره‌اش بسیار نورانی شده بود. او با اشتیاق از همه خداحافظی کرد.
رییس اداره اطلاع رسانی و کتابخانه‌های بنیاد شهید در حاشیه نمایشگاه کتاب:

حوزه ایثار و شهادت به سوی اسناد محوری پیش می‌رود/ جامعه به کتاب‌هایی با موضوع «ایثار اجتماعی» نیاز دارد

طرح جدیدی که بنیاد شهید قصد انجام آن را دارد، روی آوردن به نشر اسناد شهدا است ... بهتر است که نویسندگان کتاب‌هایی با موضوع «ایثار اجتماعی» را موضوع کار خود قرار دهند زیرا که جامعه ما در حال حاضر نیاز مبرم به همدلی و ایثار اجتماعی دارد.
مدیر کل اسناد و انتشارات بنیاد شهید در حاشیه نمایشگاه کتاب بیان کرد:

تولید کتاب‌ الکترونیک و استفاده حداکثری از فضای مجازی در صدر برنامه‌های نشر شاهد است

یکی از اولویت‌های سال 98، استفاده حداکثری از فضای مجازی برای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است و در این راستا سامانه‌ای بر روی سایت نوید شاهد راه‌اندازی کرده‌ایم به نام mag.navideshahed .com که کتاب های الکترونیک و مجلات الکترونیک و مدیاهای تولیدی بنیاد شهید را در آن بخش قرار می‌دهیم.
نگاهی به کلام و حیات طیبه شهید عملیات بیت المقدس:

بالاترین امور از دیدگاه «صادق ایزدیار»

پدر عزيزم! شما كه آرزو داشتى‌ من در زندگى به‌كار خود باشم اين امر الهى است ولى ما بايد اين را به‌ يادداشته باشيم كه اسلام از تمام اين چيزهایی كه در پى آن هستيم بالاتر است.
نامه به یادگار مانده از شهید «محمدتقی ابراهیمی»؛

درس انسانیت را در جبهه می خوانیم

البته ما درس اصلي را در اينجا مي خوانيم و آن درس انسانيت است و تازه ما كاري كرديم كه تمام دنيا را به تحير واداشته و بر بزرگترين قدرت‌هاي عالم غلبه كرده و دست بزرگترين قدرت‌هاي عالم و دست دشمنان بشريت را از كشور خودمان قطع كرده و براي همه كشورهاي مستضعف الگو شده است.
خاطره ای به‌قلم شهید «محمدتقی ابراهیمی»؛

«روز اعزام»

نوبت قرعه کشی ما که شد، یک نفر جلو آمد و گفت: من سید هستم. بگذارید من قرعه را بردارم. کمی هم پوستش تیره و موهایش فرفری بود. بالاخره سید آمد و قرعه را برداشت. نام «عجب‌شیر» درآمد. ما افتادیم عجب‌شیر. بچه ها از ناراحتی نزدیک بود گریه کنند.
گذری بر حیات و کلام طیبه شهید «محمدتقی ابراهیمی»؛

شهادت آخرین کمال است

یک نفرموقعی به جبهه می اید یعنی اینکه جان خود در دست قرار داده می گوید: ای خدای بزرگوار! این جان فروشی است و اینجاست که خداوند باید قبول کند و اینجاست که خداوند شهید می کند یعنی قبول می کند و شهادت اخرین کمال است.
نگاهی به حیات طیبه شهید «مصطفی کاظم دهباشی»؛

معامله با خدا

من در راه خدا رفته ام ناراحت نبودن من نباشيد. چرا كه من با خدا معامله كرده ام.
در سالروز شهادت منتشر می شود؛

نامه های شهید «عباس چشمی پور» به همسرش؛ باید جلوی دشمن ایستاد

مي دانم دلت برايم تنگ شده، خوب اين نعمت الهي است. من هم همين‌طور، دلم براي تو و ليلا خيلي‌خيلي تنگ شده است ولي وقتي دزدي به اين بي‌شرفي مي‌آيد و مملكتي را به خون و آتش مي‌كشاند بايد جلويش ايستاد.

عکس/ شهید «مصطفی خیرالهی»

شهيد «مصطفي خيرالهي» که نام پدرش «عبدالحسین» اول فروردین ماه 1344، در تهران ديده به جهان گشود. وي پس از سپري نمودن دوران كودكي در دامان پر مهر و محبت خانواده در سن هفت سالگي به مدرسه رفت و تا كلاس دوم راهنمايي تحصيل نمود.وي در سال 1363، جهت خدمت سربازي رفت كه پس از فراگيري فنون نظامي به منطقه مريوان اعزام شد كه پس از چندين ماه حضور در آن منطقه حين درگيري با اشرار مسلح در تاريخ هشتم اردیبهشت 1365، به شهادت رسید.
طراحی و تولید: ایران سامانه