نوید شاهد فارس

نوید شاهد فارس

امام جمعه موقت شیراز: اندیشه‌های رهبر شهید ماندگار است

امام جمعه موقت شیراز در جمع فرهنگیان و دانش‌آموزان که در حرم شاهچراغ در سوگ آقای شهید گردهم آمده بودند با اشاره به تداوم راه رهبر شهید در قامت فرزند برومند ایشان، ملت ایران را مبعوث‌شده برای دادخواهی معرفی کرد و بر حیات معنوی و ماندگاری اندیشه‌های ایشان تأکید ورزید.
گزارش تصویری

دانش آموزان و فرهنگیان فارس در سوگ آقای شهید ایران

مراسم بدرقه «آقای شهید ایران»، دوشنبه ۱۵ تیر با حضور فرهنگیان و دانش‌آموزان در شبستان امام خمینی(ره) حرم شاهچراغ(ع) برگزار شد.
گزارش تصویری

برگزاری آیین سوگواری و بدرقه «امام شهید» با حضور کارکنان دولت در حرم مطهر شاهچراغ (ع)

آیین معنوی سوگواری و بدرقه «امام شهید» با حضور پرشور کارکنان دولت استان فارس، در شبستان حرم مطهر حضرت احمدبن موسی الکاظم (ع) برگزار شد.

استاندار فارس: شناخت میراث رهبر شهید برای نسل جوان ضرورتی انکارناپذیر است

استاندار فارس صبح روز یکشنبه ۱۴ تیرماه در اجتماع کارکنان دولت در حرم مطهر شاهچراغ (ع) و در آیین سوگواری و بدرقه رهبر شهید انقلاب؛ ضمن تبیین ابعاد متعالی جایگاه رهبری در نظام اسلامی، از لزوم واکاوی دقیق‌تر سیر و سلوک فکری و عملی این شخصیت برجسته سخن گفت و تأکید کرد که شناخت این میراث برای نسل جوان ضرورتی انکارناپذیر است.
زندگی شهید «رحیم باقرپور»

عروج از قنوتِ نماز شب تا خاکِ مطهر شلمچه

«شهید «رحیم باقرپور» آذر سال ۱۳۴۹ در روستای اکبرآباد شهرستان فسا دیده به جهان گشود. دوران کودکی را گذراند و ۷ سالگی راهی مدرسه شد، دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت و تا پایه سوم راهنمایی به تحصیل ادامه داد...» متن کامل زندگی این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

نقش‌آفرینی مشاوران ایثارگری در ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در دستگاه‌های اجرایی

معاون فرهنگی و آموزشی بنیاد شهید و امور ایثارگران فارس از برگزاری نخستین نشست مشاوران و رابطان ایثارگری دستگاه‌های اجرایی استان خبر داد و بر دو مأموریت اصلی آنان در ترویج فرهنگ ایثار و ارائه خدمات ویژه به ایثارگران تأکید کرد.
تاملی بر زندگی شهید «علمدار بارانی آسمانجردی»

علمدار، نوجوانی که شرمسارِ مهربانی‌اش می‌شدند

شهید «علمدار بارانی آسمانجردی» در روستای آسمانجرد از توابع باب‌انار شهرستان خفر دیده به جهان گشود.«او پس از گذران دوران کودکی، در ۷‌ سالگی راهی مدرسه شد و تحصیلات خود را تا مقطع راهنمایی ادامه داد...» متن کامل زندگی این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
تاملی بر زندگی شهید جمال دهقان سکه‌روانی

شهیدی که با رای اکثریت، خادم مردم شد

شهید «جمال دهقان سکه‌روانی» ۱۹ شهریور سال ۱۳۴۱ در روستای سکه‌روان از توابع شهرستان قیروکارزین دیده به جهان گشود. «دوران کودکی را در زادگاه خود گذراند و در هفت‌سالگی وارد مدرسه همان روستا شد...» متن کامل زندگی این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۱۷»

اولین ضیافت پس از رهایی از دریا / خرماهای خاک‌خورده و دل‌هایی که تازه جان گرفتند

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «در آن زمان هیچ کس فکر این نبود که محل سکونتش کجا باشد. بیشتر چشم‌ها کار می‌کرد که تانکر آب یا محل تقسیم غذا کجا است. با دیدن یک تانکرآب در گوشه‌ای ازساختمان همه به سمت آن حرکت کردند و...» قسمت هفدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۱۶»

سرانجام دوبه به ساحل رسید

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: « بعد از مدتی که یکی از بچه‌ها فریاد زد بچه‌ها نخلستان. من خشکی را می‌بینم. همگی سراسیمه از جای خود بلند شدیم دست‌ها را بالای چشمهایمان قرار دادیم و به دور دست نگاه کردیم بله درست است نخلستان را می‌دیدیم. خوشحالی سرتاپای بچه‌ها را فراگرفته بود و...» قسمت شانزدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید محمود ستوده «۱۲»

«ناخدا محمد»؛ نامی آشنا که خبری خوش همراه داشت

شهید «محمود ستوده» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «هر چه دقت بیشتری در اطرافمان می‌زدیم کمتر به نتیجه می‌رسیدیم در نهایت پس از ساعتی تحرک و خیره شدن به نقاط کور دریا بدون آنکه ردی از آن صدا را کشف کنیم دوباره هر کس به سرجای خودش رفت و خوابید...» قسمت دوازدهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید ایاز قربانی «۲»

وداع با نوازاله؛ نوجوانی که صورتش هنوز می‌خندید

شهید «ایاز قربانی» در دفتر خاطراتش می‌نویسد: «ساعت ۹ صبح روز جمعه دی ماه ۱۳۶۵ مشغول درس خواندن بودم که به من زنگ زده شد، ابتدا برادر فرجی هم اتاقی‌ام در خوابگاه ملاصدرا را صدا نمودند پس از چند دقیقه با رنگ پریده به اتاق آمد و مرا صدا زد...» متن کامل خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید ایاز قربانی «۱»

در و دیوارهای شهر هم گریان بودند

شهید «ایاز قربانی» در دفتر خاطراتش می‌نویسد: «صبح روز جمعه مشغول درس خواندن بودم که به من زنگ زده شد، ابتدا برادر فرجی هم اتاقی‌ام در خوابگاه ملاصدرا را صدا نمودند پس از چند دقیقه با رنگ پریده به اتاق آمد و مرا صدا زد...» متن کامل خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
وصیت شهید علی‌یار هاشمی‌خواه «۳»

يادتان نرود، به آمریکا اعتماد نکنید

شهید «علی یار هاشمی خواه» در وصیت خود می‌نویسد: «نسبت به اسلام و مسلمين بی‌تفاوت نباشيد که خيانتی بزرگ است به دولت‌های استعمارگر شرق و غرب اعتماد نکنيد، خصوصاً شعار مرگ بر آمريکا يادتان نرود...» بخش سوم وصیت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهید حبیب سیاوش کازرونی «۳»

چند ساعت هم‌سنگری با دوستان ارتشی

شهید «حبیب سیاوش کازرونی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «آن روز من خیلی گرفته شده بودم، علتش را هم نمی‌دانستم، اما خیلی نگران بودم. آن روز من و برادر قاسم فتاحی و برادر سیدباقر سعید پیش برادران ارتشی رفتیم، آن‌جا یک ضدهوایی بود و ما چند ساعتی آن‌جا بودیم...» متن کامل خاطره سوم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهید حبیب سیاوش کازرونی «۲»

دیدار دوباره با شکراله

شهید «حبیب سیاوش کازرونی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «صبح ما بعد از صبحانه که در مقر بچه‌های نانوایی خوردیم و در ساعت ۸ در نانوایی ایستاده بودیم که ناگهان شکراله وارد شد، من فهمیده بودم که او زخمی شده است ولی او ندیده بودم که ناگهان وارد شد خیلی خوشحال شدم، باور کنید دنیا را به من دادند...» متن کامل خاطره دوم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره شهید حبیب سیاوش کازرونی «۱»

نماز با پوتین در دل میدان

شهید «حبیب سیاوش کازرونی» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «ما با یک گروه که تعدادی از آنها ارتشی و تعدادی سپاهی و بسیجی بودند جلو رفتیم و نماز را با پوتین در حال حرکت خواندیم و یک دهکده به نام مگاصیص بود که در دست عراق بود و به تصرف رزمندگان ما در آمده بود پاکسازی کردیم و جلو رفتیم...» متن کامل خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید مسعود هوشیار «۴»

دانشمند انقلابی بر خاک شهادت آرمید

شهید «مسعود هوشیار» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: « امروز صبح ساعت حدود ۷ بامداد به شهر قم رسیدم و پس از زیارت مرقد حضرت معصومه (سلام الله علیها) به زیارت امام خمینی نائل گردیدم و...» قسمت چهارم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید مسعود هوشیار «۳»

زیارت مرقد حضرت معصومعه و دیدار با امام خمینی (ره)

شهید «مسعود هوشیار» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: « امروز صبح ساعت حدود ۷ بامداد به شهر قم رسیدم و پس از زیارت مرقد حضرت معصومه (سلام الله علیها) به زیارت امام خمینی نائل گردیدم و...» قسمت سوم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره خودنوشت شهید مسعود هوشیار «۲»

آیت الله طالقانی و روز‌های فروردین سال ۱۳۵۸

شهید «مسعود هوشیار» در دفتر خاطرات خود می‌نویسد: «امروز فرزندان مجاهد نستوه آیت الله طالقانی توسط گروهی ضد مردمی ربوده شده و به نقطه نامعلومی برده می‌شود، موضوع از این قرار بود که فرزندان آیت الله طالقانی برای رساندن پیام آیت الله به نماینده سازمان آزادی بخش فلسطین راهی سفارت فلسطین می‌شوند...» قسمت دوم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه