شعر ایثار - صفحه 4

آخرین اخبار:
شعر ایثار

زمان گل سرخ؛ زخم های بی مرهم

ای دل، ای دل، از چه بی دردی هنوز، شعله ها می بینی و سردی هنوز

زنان عاشورایی؛ زیباترین کلام رسا در مدار عشق (بند هفتم)

زینب درست مثل پدر حرف می زند میراث مادر است دل داغ پرورش!

«مثنوی هنگامه نبرد» در وصف شهدای دفاع مقدس

اندیشه ی کار و با خود کرد، خونست و خطر زهر کناریست

زنان عاشورایی؛ زیباترین کلام رسا در مدار عشق (بند چهارم)

زینب به روی نیزه سری دید نوحه خوان در شام کوفیان قمری دید نوحه خوان

زنان عاشورایی؛ زیباترین کلام رسا در مدار عشق (بند سوم)

خون می چکید از سر و رویش خدای من زینب به زخم های مکرر نگاه کرد

زنان عاشورایی؛ زیباترین کلام رسا در مدار عشق (بند دوم)

داغی که از مدینه به محراب کوفه رفت از دست های بسته حیدر شرو عشد

زنان عاشورایی؛ ما که فانی شوندگان هستیم مرگ بهتر که این چنین باشد

حال ما را کسی نمی داند جز همان کس که مثل ما جان داد

زنان عاشورایی؛ می توانی شبیه لبخندی روی لب های یک پدر باشی

بعدها مثل مادرت حتی دختری مادر پدر باشی /ازدواجت به شرط این باشد که از برادر دمی جدا نشوی

ملاحظاتی در مورد نقد شعر دفاع مقدس

معانی متعددی برای واژه نقد ذکر شده است. از جمله این معانی می توان به موارد زیر اشاره کرد: پول رایج، پول نقد (در برابر نسیه)، انتخاب سره، ارزیابی و سنجش، محک زدن، نمایش خوب و بد چیزی، انتخاب بهترین.

غزلی در وصف حال کارگرانی که در دو سنگر حماسه آفریدند

هرگز حذر نکرد و خطر کرد، روز رزم کو مرد جنگ بود و هراس از خطر نداشت

«خرمشهر» غزلی از چمن تهرانی

گرچه کاروان باشد از ما، تشنه تر بر آبِ عشق همچو خرمشهر، کی این آب دارد تابِ عشق؟

بهتر است بشنوی پاسخ تفنگ را

جای سرخ خالی است در کنار رنگ­ها بهتر است بشنوی پاسخ تفنگ را

تصویر عشق

خصم غافل، کاخر طاقت سرپنجه نیست روبهان فتنه جو را، در نبرد شیر عشق
تقدیم به جانبازان جنگ تحمیلی؛‌

داغی از لاله و رنگی ز شقایق داری

در فضا شهپرِبازان شکاری با تست عشق چون جلوه کند، آینه داری با تست
(تقدیم به آزادگان عزیز، به مناسبت ورود به میهن)

شیر صولتان

ای عاشقان صادقِ رهبر، خوش آمدید وی رنج دیدگانِ دلاور، خوش آمدید
اکرم بهرامچی

انگار باران

در آسمان انگار باران حرف دارد

برای دزفول و صدای «الف دزفول» که از رادیو بغداد در گوش شهر می­پیچد

سروده ی ایوب شیخی زاده از حال و هوای روزهای جنگ دزفول به زبان شعر برای ما می گوید

اينجا قلاويزان

اینجا قلاویزان سروده ی اکرم بهرامچی از کتاب چشمه آیینه.
احسان محمدی

خبر آمد

که پای عاشقی داد اکبرش را ... اصغرش را هم
محمدجواد الهی پور

سیزده سال مادری؛ تقدیم به مادران چشم انتظار

ساعتت را به دست بسته پدر، سهم من هم چفیه ای خونین
طراحی و تولید: ایران سامانه