خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۱۳»
شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «آن روز ما چندین اسر از دشمن گرفتیم و پس از چند ساعت سوار ماشینها شدیم و بقیه راه را با ماشین برگشتیم. در ضمن من در راه به بالای کوه رفتم برای آب، اما به جای آب به یک انبار برف که ذخیره کرده بودند برخورد کردم و مقداری برف را برداشتم و با خود پایین آوردم و سوار ماشین شدیم...» قسمت سیزدهم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.