خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت «۱۰»
شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: « درگیری زیاد سخت بود که یک گروهان در محاصره بود، یک دفعه فرماندهمان آمد و گفت: چیزی نشده؟ گفتم: نه. او با بی سیم تماس گرفت و فرمانده عزیزمان احمد حسینی گفته بود هر چه سریعتر اقدام کنید. ...» قسمت دهم خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.