خاطره خودنوشت شهید جمشید سلیمانی قسمت چهارم
شهید «جمشید سلیمانی» در دفتر خاطرات خود مینویسد: «خیلی خسته شده بودم و دلم میخواست چند لحظهای استراحت کنم ولی انگار فرمانده مان قصد اعلام استراحت را نداشت. حدود ۱۰ کیلو متر راه رفته بودیم که گفتن گروهان بایستد و استراحت کند؛ خیلی دلمان خوش شد، فکر میکردیم هدف همین نزدیکیها است...» قسمت چهارم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.