جانباز ۷۰ درصد «حشمتالله سبحانی»:
یک روز مأمور ساواک به خانهمان آمد و ساعتی ماند. ما بچهها پشت پرده نفسهایمان بند آمده بود. پدرم فهمید مأمور دنبال رشوه است. پول را داد و رفت تا بنویسد: «پیدایش نکردیم». «حشمتالله سبحانی»، جانباز دفاع مقدس، در روستای کلنجین آوج در خانهای بزرگ شد که پدرش به جرم سخنرانی علیه شاه، هر ماه به ساواک احضار میشد. سالها بعد، شبی خواب عجیبی دید و صبح بدون خداحافظی راهی جبهه شد. این روایت قصه مردی از روستای کلنجین تا سنگرهای دفاع مقدس است.