خاطرهای از شهید حمیدرضا نصراله زاده «۱»
مادر شهید حمیدرضا نصرالهزاده در خاطرهای روایت میکند: «وقتی چادر سفید را س میکردم و محیای نماز میشدم با آن لحن کودکانه میگفت مادر نماز را بلندتر بخوان. او دوست داشت نماز را یاد بگیرد و همین امر باعث شد که زودتر از هم سن و سالان خود نماز بخواند. ۵ ساله بود یک روز پرسید مادر چرا چیزی نمیخوری گفتم روزهام او نیز چیزی نمیخورد و میگفت من روزه هستم...» خاطره اول از این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.